پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : پنجشنبه ، 24 خرداد 1403

کد خبر : 132125

 
زندگی روی دست‌انداز
تاریخ خبر : 1402-02-30
نویسنده : اکرم وصالی دلشاد
     
 
 
     
متن خبر :


 در کشور ما دختر و پسر که خطبه عقد برایشان خوانده میشود تا سومین‌بار که عروس خانم بله را بگویید،سریع دوتایی دست به یکی کرده و حساب و کتاب پس انداز آینده شان را میکنند و برای کادو های توی جیب حضار نقشه میکشند و حساب کتاب میکنند بعد از کم کردن پول خیار و شیرینی دانمارکی‌ها و آن چلوکبابی که ریختند توی خیکشان چقد عایدی آینده آنها می‌شود و دستشان را میگیرد و راه های پس انداز کردن پر فراز و نشیبی در طی زندگی مشترکشان طی میکنند که فوری رشد کرده و به اصطلاح بترکانند.

یکی از روش های موجود در نزد ایرانیان جهت پس انداز و دراوردن چشم مادر شوهر و جاری و خواهر شوهر و مابقی قوم بیچاره ی شوهر خرید طلاست!
خانم های دوره ی پیش از ما النگو می انداختند از کجا تا نا کجا!

چند لایه زنجیر طلا که هر چه کلفت تر و دارای لایه‌های بیشتری بود توان بیشتری در درآوردن چشم افراد ذکر شده داشت. انگشتر هم که نگویم برایتان تا ته انگشت شست را هم پر می‌ کردند!خلاصه انقدر طلا از خودشان آویزان میکردند که وقتی راه میرفتند انگار  یک هیات عزارداری دارند توی کوچه سنج میزنند.

این روش از ابتدای نامزدی شروع میشد و برای هر مناسبت کمر داماد بیچاره زیر بار خرید طلا می‌شکست و تا درمان شود مناسبت بعدی فرا میرسید.

اما اکنون  مسئولین گرانقدر انگار که کاملا به این فشار ها واقف شده اند و نگران درآمدن چشم قوم و خویش شوهرهای گرانقدر هستند،لذا قیمت طلا را انقدر بالا کشیده اند که دستمان به دامان مبارکش هم نمیرسد.

و این را کاملا مدیون فرهنگ سازی اجباری مسئولین  عزیزمان هستیم من خودم  نهایت مراتب تشکر و قدردانی را از مسبب این ماجرا دارم!

به همین سبب در عروسی ها مجبوریم از تازه عروس های عزیز بخواهیم سوار بر اسب خیال حلقه‌ی ازدواج را تخیل کرده، و بله را بگویند ما هم قول میدهیم جای اینکه بگوییم :عروس رفته گل بچیه! بگوییم :عروس خانم رفته طلافروشی!
جای کادوهای آنچنانی هم که قدیم ترها رسم بود میتوان پیاز  و گوجه و کالاهای مصرفی هدیه داد.

 پدر و مادر عروس و داماد هم میتوانند به صورت اشتراکی نقدا  به جای گوسفند یک عدد خروس زنده  و سرحال را جلوی پای نو عروس زمین بزنند.

برادر عروس و  داماد هم میتوانند یک عدد بلیت اتوبوس واحد جهت رفتن به طلافروشی به زوج مذکور هدیه بدهند تا هردو در کمال ارامش بتوانند بروند و طلاها را پشت ویترین طلافروشی مشاهده کرده و کیف کنند.
 البته بلیت برگشت به خانه هم پای خودشان باشد.

روش دیگر ما ایرانی ها برای پس انداز کردن مقروض  مادرام العمربانک بودن است!
یعنی تا میتوانیم تقریبا تا دسته توی قسط و وام های بانک فرو میرویم و تا آخر عمر برای خودمان قرض می‌تراشیم که البته این تقدیر ناننوشته تمام کارمندان دولت است!

شروع همین وام ها هم که وام ازدواج است که خدا را شکر هر سال به نسبت تورم خوب رشد میکند و نظیر لوبیای سحر امیزی بالا می‌رود و قسط هایش انقدر زیاد میشود که باید ضمانت کنیم نوه هایمان در صد سال اینده بتوانند از پس اقساطش بربیایند که اگر جز این باشد و زیرش بزنند کلاهمان پس معرکه است و  قبرمان توسط بانک مصادره خواهد شد.

اصلا یکی از دلایل اصرار دولت و تشویق به فرزندآوری همین است که یکی باشد بعد از ما قرض های نظام بانکی را صاف کند که ان دنیا روی پل صراط گیر نمانیم! و این دنیا قبرمان مورد مصادره‌ی بانک قرار نگیرد. منتها هزینه های جاریه ی این فرزند از پول قسط ها بیشتر است و این از دست مسئولین متاسفانه در‌رفته است.یا شاید خبر ندارند که یک بسته پوشک چقدر آب میخورد یا همین شیر خشک که سالی چند ماه قحطی زمینش میزند و بعد که پیدایش میشود نرخش چندین برابر میشود. در کل انگار که از ابتدایش زندگی ما را روی دست انداز بنا شده که همه عالم دستمان می‌اندازند و کیف میکنند .

خلاصه امر اینکه تذکرها و دلسوزی های مسئولین را پذیرا باشید. تازه به ازای هر فرزند هم وام میدهند و این پس انداز خوبیست.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.