|
8هزار جلد کتاب شامل منابع ارزشمند علمی و تاریخی به واسطه اهتمام متولیان مرتبط از بند آرشیو های طولانی قرار است رها شوند و راهی قفسه های کتابخانه ای باشند که روایتی تازه از پیوند «معماری و معنا» را محقق کنند.
در میدان آرامگاه بوعلی سینا همدان، آنجا که قامت استوار بنای یادبود شیخ الرئیس چون مدادی سربرافراشته بر آسمان شهر ایستاده، قرار است روایتی تازه از جاذبه فرهنگی و گردشگری شکل بگیرد؛ روایتی که اینبار نه در سنگ و بتن، بلکه در کاغذ و اندیشه تجلی مییابد. 8هزارجلد کتاب دست به دست هم دادهاند تا در سایه این بنای ارزشمند با ستونهایی که یادآور مداد و دیوارهایی که تداعیگر ورقهای گشوده کتاباند ــ کتابخانهای عمومی و مطالعاتی جان بگیرد؛ فضایی که قرار است آرامگاه را از یک مقصد صرفاً بازدیدی، به کانونی زنده برای خواندن، اندیشیدن و پژوهش تبدیل کند.
این بنا از ابتدا نیز حامل معنا بوده است؛ الگویی الهامگرفته از نوشتن و دانستن، اگر مداد نماد نگارش و تولید دانش است و کتاب، نماد انباشت تجربه بشری، اکنون کتابخانهای که در دل این محوطه شکل میگیرد، معنای نمادین سازه را عینیت میبخشد اینبار معماری، تنها یک قاب نیست؛ ظرفی است برای جریان دانش، دانشی که هر شهروند و گردشگر بر اساس علایق و نیاز مطالعاتی میتواند آن را در این کتابخانه پیدا کند.
از نماد تا کارکرد بازتعریف یک محوطه تاریخی
سالهاست که آرامگاه شیخالرئیس ابوعلی سینا یکی از شاخصترین جاذبههای فرهنگی همدان بهشمار میرود؛ مقصدی برای گردشگران داخلی و خارجی که میخواهند بر مزار فیلسوف، طبیب و اندیشمند بزرگ ایرانی ادای احترام کنند. اما تجربه نشان داده است که بسیاری از فضاهای یادمانی، در غیاب کارکردهای پویا، به مرور به مکانهایی صرفاً نمادین تبدیل میشوند.
راهاندازی کتابخانهای با هشتهزار جلد کتاب، تلاشی است برای شکستن این سکون. این اقدام، اگر با برنامهریزی حرفهای همراه شود، میتواند آرامگاه را به محیطی زنده بدل کند؛ جایی که بازدیدکننده تنها عکس نمیگیرد، بلکه مینشیند، میخواند، جستوجو میکند و گفتوگو شکل میدهد.
در فضای عمومی جامعه، بسیار از اهمیت مطالعه گفته میشود، اما کمتر به زیرساختهای آن توجه شده است. کتابخانه عمومی در یک محوطه تاریخی شاخص، پیام روشنی دارد: دانایی، بنیان توسعه است. در دورهای که اطلاعات در شبکههای اجتماعی بهسرعت و اغلب بدون پالایش منتشر میشود، کتاب همچنان معتبرترین مرجع برای تعمیق دانش و شکلگیری تفکر نقادانه است.
وجود منابع مکتوب معتبر در حوزههای گوناگون، بهویژه در شهری با پیشینه علمی همدان، میتواند بخشی از خلأ مطالعاتی را جبران کند. این کتابخانه باید فراتر از یک مجموعه عمومی ساده باشد؛ باید به مرکزی تخصصی در حوزههایی بدل شود که با هویت تاریخی شهر پیوند دارند.
میراث فرهنگی؛ دانش برای حفاظت
همدان، با لایههای تاریخی متنوع، از دوران باستان تا دوره اسلامی، نیازمند نگاه علمی و تخصصی در حوزه حفاظت و مرمت است. کتابخانه جدید میتواند با گردآوری منابع تخصصی درباره باستانشناسی، مرمت بناها، مدیریت پایگاههای تاریخی و سیاستگذاری فرهنگی، به پشتیبان فکری کارشناسان و دانشجویان این حوزه بدل شود.
حفاظت از میراث، بدون دانش بهروز، شعاری بیش نیست. کتابخانهای که در جوار یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی شهر شکل میگیرد، میتواند بستری برای شکلگیری نشستهای تخصصی، کارگاههای آموزشی و تعامل میان دانشگاه و بدنه اجرایی میراث فرهنگی باشد.
گردشگری امروز دیگر تنها معرفی یک جاذبه نیست؛ صنعتی است دانشبنیان که نیازمند تحلیل بازار، شناخت مخاطب، برنامهریزی پایدار و توجه به اثرات اجتماعی و محیطی است. دسترسی به منابع علمی در این حوزه، برای دانشجویان و فعالان گردشگری همدان ضرورتی انکارناپذیر است.
کتابخانه آرامگاه بوعلیسینا میتواند با تمرکز بر منابع گردشگری پایدار، مدیریت مقصد و تجربههای موفق جهانی، به اتاق فکر کوچکی برای آینده گردشگری استان تبدیل شود. چنین کارکردی، آرامگاه را از سطح نمادین فراتر برده و به عرصه تصمیمسازی نزدیک میکند.
صنایعدستی همدان، بهویژه سفال لالجین و هنرهای چوبی، نیازمند پشتوانه نظری و پژوهشی است. منابع مرتبط با طراحی معاصر، بازاریابی فرهنگی، استانداردهای صادرات و اقتصاد هنر میتواند هنرمندان را در مسیر رقابتپذیری یاری دهد. اگر کتابخانه بتواند پلی میان دانشگاه، هنرمند و بازار ایجاد کند، نقش آن از یک فضای مطالعه فراتر خواهد رفت و به موتور محرک توسعه فرهنگی تبدیل میشود.
طبابت و فلسفه؛ بازگشت به ریشهها
قرار گرفتن کتابخانه در کنار آرامگاه ابنسینا، بهطور طبیعی توجه ویژه به حوزه تاریخ پزشکی، طب سنتی ایرانی و فلسفه اسلامی را طلب میکند. بازخوانی آثار و اندیشههای بوعلی، در پرتو پژوهشهای معاصر، فرصتی است برای پیوند سنت و علم جدید.
اما باید واقعبین بود: اگر منابع بهروز نباشند و کتابخانه به فضای آرشیوی خاموش بدل شود، این فرصت از دست خواهد رفت. ایجاد دسترسی به پایگاههای علمی دیجیتال، تعامل با دانشگاههای علوم پزشکی و گروههای فلسفه، میتواند این بخش را فعال و اثرگذار نگه دارد. یکی از ویژگیهای اعلامشده این کتابخانه، امکان استفاده همه ردههای سنی از آن است. این نکته، اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند آرامگاه را به فضای خانوادگی فرهنگی تبدیل کند. بخش کودک و نوجوان، با کتابهای متناسب با سنین مختلف، میتواند نخستین تجربه جدی مطالعه را برای نسل جدید رقم بزند.
کودکی که در کنار نماد مدادگونه آرامگاه مینشیند و کتابی درباره زندگی ابنسینا میخواند، ارتباطی عمیقتر با تاریخ برقرار میکند. نوجوانی که برای تحقیق مدرسه به این کتابخانه مراجعه میکند، آرامگاه را نه بهعنوان یک بنای سنگی، بلکه بهعنوان پناهگاهی برای دانستن به یاد خواهد آورد.
چالش مدیریت و پایداری
با همه این ظرفیتها، موفقیت پروژه به کیفیت مدیریت آن وابسته است. تأمین منابع بهروز، برنامهریزی رویدادهای منظم فرهنگی، تعامل با رسانهها و دانشگاهها و تعریف شاخصهای ارزیابی عملکرد، از الزامات این مسیر است. کتابخانهای که تنها افتتاح شود و به حال خود رها گردد، بهسرعت کارکرد خود را از دست خواهد داد.
اگر نگاه مدیریتی، راهبردی و آیندهنگر باشد، این کتابخانه میتواند به الگویی برای دیگر محوطههای تاریخی کشور بدل شود؛ الگویی که نشان میدهد چگونه میتوان از دل یک یادمان تاریخی، نهادی زنده و پویا خلق کرد. بنای آرامگاه بوعلیسینا، با ستونهایی که چون مداد بر زمین استوار شده و دیوارهایی که یادآور کتاب گشودهاند، سالهاست پیام دانایی را در قالب معماری منتقل میکند. اکنون هشتهزار جلد کتاب آمدهاند تا این پیام را از نماد به واقعیت بدل کنند.
اگر این حرکت با تداوم، حمایت و مدیریت علمی همراه شود، کتابخانه جدید نهتنها به غنای مطالعاتی استان همدان خواهد افزود، بلکه آرامگاه را به قلب تپنده فرهنگ و اندیشه در غرب کشور تبدیل خواهد کرد؛ جایی که هر صفحه کتاب، ادامه راه حکیمی است که قرنها پیش، دانایی را چراغ راه انسان دانست.
|