گفتوگوی اخیر مدیرکل توسعه گردشگری داخلی با خبرگزاری جمهوری اسلامی نشان داد که همدان در فهرست شهرهای پرتردد نوروزی حضور دارد. این یعنی استان از نظر تقاضا، مقصدی شناختهشده است. اما مسأله اینجاست: آیا همدان به اندازه این جایگاه، خود را جدی گرفته است؟
بودن در یک فهرست آماری، با «مدیریت مقصد» فاصله دارد. آمار نشان میدهد مسافر میآید؛ اما مدیریت نشان میدهد چقدر میماند، چقدر هزینه میکند و با چه تصویری بازمیگردد. همدان سالهاست روی سرمایه نمادین خود ایستاده؛ از آرامگاه بوعلیسینا و گنجنامه تا غار علیصدر و محوطه هگمتانه. اما سرمایه نمادین، بدون سازماندهی اجرایی، به توسعه پایدار تبدیل نمیشود.
استانداری؛ فرماندهی که باید شفاف باشد
در هر استان گردشگرپذیر، ستاد سفر زیر نظر عالیترین مقام اجرایی استان شکل میگیرد. این ستاد اگر قرار است صرفاً در روزهای پایانی اسفند جلسهای نمادین برگزار کند، اساسا فلسفه وجودی ندارد. استانداری باید از ماهها پیش، نقشه عملیاتی نوروز را مطالبه کند؛ از ظرفیت اقامت تا ترافیک، از مدیریت پسماند تا برنامههای فرهنگی شبانه.
پرسش روشن است: آیا در همدان ستاد سفر با ساختار مشخص، دبیرخانه دائمی و گزارشهای دورهای فعال است؟ یا هر سال، با نزدیکشدن به تعطیلات، جلسات پراکندهای برگزار میشود و پس از ۱۵ فروردین همهچیز به روال عادی بازمیگردد؟
استانداری باید نقش هماهنگکننده جدی داشته باشد؛ نه تماشاگر عملکرد جزیرهای دستگاهها. گردشگری موضوعی بینبخشی است. اگر فرماندهی واحد و پاسخگو وجود نداشته باشد، نتیجه چیزی جز اتلاف ظرفیت نخواهد بود.
شهرداری؛ شهر باید آماده «ماندن» باشد نه فقط «عبور»
شهرداری همدان در خط مقدم مواجهه با گردشگر است. سیمای شهری، نورپردازی، رویدادهای شبانه، بازارچههای موقت صنایعدستی، حملونقل درونشهری، مدیریت ترافیک اطراف مراکز پرتردد و حتی کیفیت سرویسهای بهداشتی عمومی، همه در حوزه مدیریت شهری قرار میگیرد.
اما پرسش جدی این است: آیا همدان در ایام پیک، برنامه شبانه منظم دارد؟ آیا میدان مرکزی و اطراف جاذبهها به فضای زنده فرهنگی تبدیل میشود یا با غروب آفتاب شهر خاموش میشود؟ مقصدی که بعد از ساعت ۹ شب فعالیتی ندارد، چگونه میخواهد اقامت را افزایش دهد؟
شهرداری باید به جای اقدامات مقطعی، تقویم رویداد سالانه تعریف کند. نوروز، فقط یک تعطیلی نیست؛ یک فرصت برندینگ است. اگر شهر، تجربهای فراتر از بازدید یک بنای تاریخی ارائه ندهد، مسافر ترجیح میدهد شب را در استان دیگر بگذراند.
میراثفرهنگی؛ از مدیریت بنا تا مدیریت مقصد
ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان، متولی مستقیم این حوزه است. اما مدیریت گردشگری، صرفاً فروش بلیت یک مجموعه تاریخی نیست. مدیریت مقصد یعنی طراحی بسته سفر، تعریف مسیرهای مکمل، همکاری با تورگردانان، رصد بازار، تحلیل دادههای اقامتی و اقناع سطح ملی برای دیدهشدن در سیاست توزیع سفر.
همدان سالهاست شعار «پایتخت تاریخ و تمدن ایران» را تکرار میکند. این عنوان اگر قرار است فقط در سربرگها بماند، کمکی به اقتصاد استان نمیکند. باید این برند به بسته عملیاتی تبدیل شود؛ مثلاً تور سهروزه «از هگمتانه تا علیصدر»، با قیمت رقابتی و تبلیغ هدفمند در تهران و استانهای همجوار.
میراثفرهنگی باید دبیرخانه دائمی ستاد سفر را فعال کند؛ دبیرخانهای که فقط برای نوروز نباشد، بلکه کل سال بر شاخصهای گردشگری نظارت کند: میانگین اقامت، ضریب اشغال، میزان هزینهکرد گردشگر و رضایتسنجی.
آموزشوپرورش؛ ظرفیت مغفول اسکان فرهنگیان
در ایام نوروز، یکی از ظرفیتهای مهم اسکان، مدارس و مراکز وابسته به آموزشوپرورش است. این بخش میتواند نقش مهمی در جذب سفرهای کمهزینه ایفا کند. اما این ظرفیت نیازمند هماهنگی، استانداردسازی و اطلاعرسانی شفاف است.
اگر آموزشوپرورش در ستاد سفر نقش فعال نداشته باشد، ظرفیتهایش بهصورت پراکنده و بدون برنامه استفاده میشود. ساماندهی اسکان فرهنگیان، ارتقای کیفیت خدمات و اتصال آن به بستههای بازدید شهری میتواند اقامت را افزایش دهد. در غیر این صورت، گردشگر فقط شب را میگذراند و روز بعد استان را ترک میکند.
بخش خصوصی؛ بازیگری که بدون اطمینان سرمایهگذاری نمیکند
هتلداران، صاحبان اقامتگاههای بومگردی، تورگردانان، راهنمایان گردشگری و فعالان صنایعدستی، ضلع مهم معادلهاند. اما بخش خصوصی زمانی سرمایهگذاری میکند که سیاستگذاری پایدار ببیند. اگر هر سال برنامهها تغییر کند و چشمانداز روشنی ارائه نشود، طبیعی است که انگیزه توسعه کاهش یابد.
ستاد سفر باید با حضور مؤثر بخش خصوصی تشکیل شود، نه اینکه صرفاً دستگاههای دولتی دور یک میز بنشینند. تجربه نشان داده استانهایی که تشکلهای گردشگری در تصمیمسازی نقش دارند، در جذب سفر موفقتر عمل میکنند.
ضعف اصلی؛ نبود دبیرخانه دائمی و گزارشدهی شفاف
مشکل همدان کمبود جاذبه نیست؛ کمبود ساختار اجرایی منسجم است. اگر دبیرخانهای دائمی با شاخصهای روشن وجود نداشته باشد، هیچکس پاسخگوی نتایج نخواهد بود. چند درصد از مسافران نوروزی در همدان اقامت بیش از 2شب دارند؟ چه میزان از آنها از خدمات بومگردی استفاده میکنند؟ سهم صنایعدستی از سبد هزینه مسافر چقدر است؟ اگر پاسخ این پرسشها در دسترس نباشد، سیاستگذاری بیشتر شبیه حدس و گمان خواهد بود.
تلنگر به تصمیمگیران
تصمیمگیران گردشگری استان باید بپذیرند که رقابت جدی است. استانهایی که شاید از نظر تاریخی به پای همدان نرسند، با رویدادسازی، تبلیغات هدفمند و ساختار منسجم، سهم بیشتری از بازار سفر گرفتهاند. اتکا به پیشینه، جای برنامه را نمیگیرد.
تشکیل ستاد سفر با ساختار روشن، تعیین دبیرخانه دائمی، انتشار گزارشهای فصلی، تعریف شاخصهای قابل اندازهگیری و پاسخگویی عمومی، حداقل اقداماتی است که باید جدی گرفته شود. نوروز ۱۴۰۵ نباید به تکرار تجربههای پراکنده سالهای گذشته تبدیل شود.
همدان اگر میخواهد قطب گردشگری غرب کشور باشد، باید رفتار یک قطب را داشته باشد؛ یعنی برنامهریزی پیشدستانه، هماهنگی بینبخشی و مطالبهگری در سطح ملی. در غیر این صورت، حضور در فهرستهای آماری، فقط یک دلخوشی کوتاهمدت خواهد بود.
تاریخ چند هزار ساله این شهر، مزیت رقابتی است؛ اما جای خالی مدیریت منسجم را پر نمیکند. وقت آن رسیده تصمیمگیران استان از رویکرد واکنشی فاصله بگیرند و ستاد سفر را نه بهعنوان یک عنوان اداری، بلکه بهعنوان موتور محرک اقتصاد گردشگری همدان تعریف کنند.