آموزش گردشگری در ایران سالهاست زیر فشار رکود مزمن صنعت سفر نفس میکشد؛ رکودی که از ۱۳۹۸ و همزمان با شیوع کرونا آغاز شد و با تداوم نوسانات اقتصادی، کاهش سفرهای ورودی و افت قدرت خرید داخلی، به وضعیت فرسایشی امروز رسید.
هشدار اخیر مرتضی بذرافشان، رئیس انجمن مؤسسات آموزشی گردشگری کشور، درباره احتمال تعطیلی گسترده مؤسسات آموزشی، تنها یک اعلام خطر صنفی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای آینده سرمایه انسانی گردشگری در استانهایی چون همدان است که مزیت نسبی آنها دقیقاً بر پایه میراث فرهنگی و ظرفیتهای گردشگری بنا شده است.
همدان؛ استان مزیتدار با آموزش کمجان
استان همدان از معدود استانهایی است که تقریباً همه گونههای گردشگری را در مقیاس ملی در اختیار دارد؛ از تاریخ و تمدن تا طبیعت و آئینهای بومی. ثبت جهانی هگمتانه، پیشینه کهن شهر، غار علیصدر، آرامگاه بوعلی و باباطاهر، روستاهای هدف گردشگری و بازار صنایعدستی فعال، همگی نشان میدهد که این استان از منظر ظرفیت، کمبودی ندارد. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا نظام آموزش گردشگری در همدان متناسب با این ظرفیت رشد کرده است؟
واقعیت میدانی نشان میدهد پاسخ منفی است. تعداد مؤسسات فعال آموزش گردشگری در استان در سالهای اخیر کاهش یافته، برخی دورهها به حداقل ظرفیت رسیده و استقبال از دورههای راهنمایان گردشگری یا مدیریت فنی دفاتر خدمات مسافرتی نسبت به پیش از ۱۳۹۸ افت قابل توجهی داشته است. این وضعیت تنها نتیجه کرونا نیست؛ بلکه نشانه یک گسست عمیقتر میان «ظرفیتهای گردشگری» و «برنامهریزی برای تربیت نیروی انسانی» است.
کاهش تقاضا؛ نشانه رکود یا بیاعتمادی؟
به گفته بذرافشان، تعداد فراگیران مؤسسات به حدود یکسوم پیش از کرونا رسیده است. اگر این نسبت را به همدان تعمیم دهیم، معنایش آن است که چرخه تربیت راهنما، کارشناس فروش تور، مدیر فنی و مدرس تخصصی در حال کوچکشدن است. در کوتاهمدت شاید این کاهش چندان به چشم نیاید، اما در میانمدت، خلأ نیروی متخصص خود را در کیفیت خدمات نشان خواهد داد.
اینجا باید یک پرسش اساسی طرح شود: آیا کاهش تقاضا برای آموزش، صرفاً نتیجه رکود بازار کار است یا نشانهای از بیاعتمادی به آینده صنعت گردشگری؟
وقتی جوان تحصیلکرده همدانی میبیند تورهای ورودی محدود است، آژانسها با ظرفیت کامل کار نمیکنند و راهنمایان باسابقه نیز از کاهش درآمد گلایه دارند، طبیعی است که ورود به این حوزه را پرریسک بداند. در چنین فضایی، آموزش گردشگری نه بهعنوان «سرمایهگذاری برای آینده»، بلکه بهعنوان «هزینهای نامطمئن» دیده میشود.
آموزش؛ حلقه مغفول در سیاستگذاری استانی
در سالهای اخیر، سیاستهای استانی در حوزه گردشگری بیشتر بر توسعه زیرساختهای فیزیکی متمرکز بوده است: افزایش تختهای اقامتی، حمایت از بومگردیها، تعریف مسیرهای جدید گردشگری و تلاش برای جذب سرمایهگذار. این اقدامات ضروری است، اما کافی نیست.
بدون نیروی انسانی آموزشدیده، زیرساختها به تنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکنند. هتل خوب بدون مدیر حرفهای، راهنمای مسلط به زبان خارجی، کارشناس بازاریابی دیجیتال و نیروی آموزشدیده در حوزه گردشگری پایدار، صرفاً یک ساختمان است.
در این میان، نقش ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان تعیینکننده است. اگر آموزش بهعنوان پیشران توسعه گردشگری دیده نشود و صرفاً در حد صدور مجوز مؤسسات باقی بماند، شکاف مهارتی در سالهای آینده عمیقتر خواهد شد.
ضرورت پیوند با دانشگاههای همدان
یکی از پیشنهادهای مطرحشده، جذب مخاطب از طریق دانشگاههاست. همدان با برخورداری از دانشگاه بوعلیسینا، دانشگاه آزاد اسلامی، مراکز علمیکاربردی و پیامنور، جمعیت دانشجویی قابل توجهی دارد. اما ارتباط نظاممند میان این دانشگاهها و مؤسسات تخصصی آموزش گردشگری شکل نگرفته است.
در حالی که بسیاری از دانشجویان رشتههای جغرافیا، تاریخ، مدیریت، باستانشناسی و حتی زبانهای خارجی میتوانند بازار بالقوه دورههای تخصصی گردشگری باشند، نبود برنامه مشترک، مانع از شکلگیری این پیوند شده است.
تفاهمنامههای تشریفاتی بدون سازوکار اجرایی، مسأله را حل نمیکند. آنچه نیاز است، طراحی دورههای مشترک، کارورزی هدفمند در تأسیسات گردشگری استان و اعطای امتیازهای حرفهای به دانشجویان شرکتکننده است.
چالش تبلیغات و تصویر اجتماعی گردشگری
یکی از نکات قابل تأمل در سخنان رئیس انجمن، نگرانی برخی مؤسسات از تبلیغ در فضای مجازی به دلیل شرایط اجتماعی و ارتباط فعالیتشان با سفر و تفریح است. این مسأله در همدان نیز بیسابقه نیست. در سالهایی که نگاههای سلیقهای به حوزه گردشگری پررنگتر میشود، برخی فعالان ترجیح میدهند کمحاشیهتر حرکت کنند.
اما این احتیاط اگر به انفعال بینجامد، عملاً میدان را برای آموزشهای غیرمجاز باز میکند؛ آموزشهایی که نه نظارت کیفی دارند و نه تعهد حرفهای. تجربه همدان نشان داده هر جا نظارت تضعیف شده، بازار دورههای کوتاهمدت بدون مجوز رونق گرفته است.
در این میان، پرسش جدی آن است که چرا دستگاههای متعدد فعال در آموزش گردشگری، از ظرفیت مؤسسات تخصصی استان استفاده نمیکنند؟ اگر دورهای با عنوان گردشگری پایدار، اکوتوریسم یا سفر مسئولانه قرار است در سطح استان اجرا شود، چرا بخش خصوصیِ دارای مجوز در طراحی و اجرا مشارکت داده نمیشود؟
اکوتوریسم؛ فرصتی که بدون آموزش از دست میرود
همدان در حوزه طبیعتگردی و اکوتوریسم ظرفیت بالایی دارد؛ از ارتفاعات الوند تا تالابها و روستاهای هدف گردشگری. اما اکوتوریسم بدون آموزش، میتواند به تخریب محیطزیست بینجامد. راهنمای ناآگاه، تور غیرحرفهای و مدیریت نادرست بازدید، خسارتی جبرانناپذیر به منابع طبیعی وارد میکند.
آموزش سفر مسئولانه، تربیت راهنمایان متخصص در حوزه محیطزیست و آشنایی فعالان محلی با اصول گردشگری پایدار، ضرورتی فوری است. این آموزشها نه صرفاً برای فعالان حرفهای، بلکه برای جامعه محلی نیز باید طراحی شود. در غیر این صورت، توسعه گردشگری طبیعتمحور در همدان به ضد خود تبدیل خواهد شد.
مسأله بهرسمیتشناختن گره اداری مؤسسات
یکی از گلایههای مطرحشده، بهرسمیتشناختهنشدن مؤسسات آموزشی در برخی دستگاههاست؛ از جمله در حوزه مالیاتی. این مشکل در استانها ملموستر است. وقتی یک مؤسسه آموزشی ناچار باشد برای هر پرونده مالیاتی، جایگاه قانونی خود را توضیح دهد، انرژی مدیریتی آن به جای توسعه کیفیت، صرف رفع موانع اداری میشود.
در همدان که تعداد مؤسسات محدود است، فشار مالیاتی یا بیمهای میتواند به تعطیلی کامل یک مجموعه منجر شود. تعطیلی یک مؤسسه در تهران شاید در میان انبوه مراکز آموزشی گم شود، اما در استانی با ظرفیت محدود، حذف یک مرکز به معنای از دست رفتن یک پایگاه آموزشی کامل است.
خطر خروج نیروهای باتجربه
مهمترین پیامد رکود آموزش، خروج تدریجی نیروهای باتجربه است. مدرس راهنمایان گردشگری، کارشناس باسابقه مدیریت فنی و فعالان چندمنظورهای که هم در اجرا و هم در تدریس فعالیت میکنند، سرمایههای انسانی این حوزهاند. اگر این افراد به دلیل کاهش درآمد یا بیثباتی شغلی از چرخه خارج شوند، جایگزینی آنها آسان نخواهد بود.
در همدان که دایره متخصصان محدود است، تکرار نامها الزاماً نشانه انحصار نیست؛ بلکه نتیجه کمبود نیروست. تا زمانی که صنعت گردشگری به ثبات نرسد و درآمد این حوزه جذاب نشود، داوطلبان جدید نیز وارد میدان نخواهند شد.
چه باید کرد؟ در این زمینه موارد زیر را کارشناسان رسانه حوزه گردشگری عنوان کرده اند.
۱. تعریف آموزش بهعنوان اولویت توسعه گردشگری استان به این ترتیب که در برنامههای توسعه استانی، آموزش باید بهصورت شاخصدار و قابل ارزیابی دیده شود، نه در حاشیه.
۲. حمایتهای حداقلی اما هدفمند: بخشودگی یا تقسیط بیمه و مالیات برای مؤسسات فعال، بهویژه در شرایط رکود، میتواند مانع تعطیلی آنها شود.
۳. پیوند عملی با دانشگاهها و آموزشوپرورش: طراحی دورههای مشترک، کارگاههای مهارتی و معرفی مسیر شغلی گردشگری به دانشجویان.
۴. مشارکت مؤسسات در طرحهای کلان آموزشی استان: هر طرح آموزشی مرتبط با گردشگری باید با حضور بخش خصوصی تخصصی اجرا شود.
۵. تمرکز بر مهارتهای نوین: بازاریابی دیجیتال گردشگری، تولید محتوا، مدیریت تجربه گردشگر و گردشگری هوشمند، حوزههایی است که میتواند تقاضای جدید ایجاد کند.
جمعبندی
همدان برای توسعه گردشگری، بیش از هر چیز به نیروی انسانی توانمند نیاز دارد. ساختمان، جاذبه و عنوان جهانی، بدون آموزش مستمر و تخصصی، مزیت پایدار ایجاد نمیکند. هشدار درباره تعطیلی مؤسسات آموزشی را نباید صرفاً یک مطالبه صنفی تلقی کرد؛ این هشدار درباره آینده کیفیت گردشگری استان است.
اگر امروز برای حفظ و تقویت آموزش گردشگری در همدان تصمیم جدی گرفته نشود، چند سال بعد با کمبود نیروی متخصص، افت کیفیت خدمات و کاهش رقابتپذیری استان روبهرو خواهیم شد؛ بحرانی که جبران آن بسیار پرهزینهتر از حمایتهای حداقلی امروز خواهد بود.