سرراست‌ترین نشانیِ شعرِ درستِ کودک همدان پیام
 
 
چهارشنبه - 22 آذر 1396 - شماره 3081
 
امروز : پنجشنبه ، 23 آذر 1396

Today : Thu, December 14, 2017




ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * ---(( سال 1396 اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال ))---
ورود کاربران


نمایشگاه چاپ 96
نمایشگاه چاپ 96
logo-samandehi
 
کد مطلب:  60010 تاریخ انتشار:  1394-04-01 - 05:45 تعداد بازدید:  1276
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

به مناسبت یکم تیرماه، سالروز تولد مصطفی رحماندوست
سرراست‌ترین نشانیِ شعرِ درستِ کودک

نویسنده : حسین پارسا

فرهنگی

سال‌ها پس از تغییر چندین‌باره کتاب‌های درسی مقطع ابتدایی، کمتر کسی است که خواندن و نوشتن را در دهه 60 آغاز کرده باشد و در کنار نیمکت‌های 3 نفره کلاس‌های درس، تخته‌چوبی و گچ و سنگرهایی که برای در امان ماندن از بمب‌های عراق در همه مدارس وجود داشت و معلم‌های جدی و تنبیه‌های گاه و بی‌گاه، تصمیم کبری و داستان کلاغ و روباه و شعر صد دانه یاقوت و خوشا به حالت ای روستایی را از یاد برده باشد.
آن متن‌ها هرچه بود، آنقدر قوت داشت که فرزندان دهه 60 هیچگاه فراموش نکنند که نخستین لغاتی که یاد گرفتند و خواندند چه بود و شگفتا که همان مطالب و شعرهای ساده چنان قدرتمند و تأثیرگذار بود که هنوز هم بدیلی برای آنها وجود ندارد. در آن بین کمتر شعر کودکانه‌ای توانست همچون صد‌دانه یاقوت در عین سادگی، ماندگار شود. شعری که در زیر آتش عراق در جبهه غرب کشور خلق شد و همچون هایکوهای ژاپنی، ساده بود و نافذ. شاعر این قطعه اما حالا در آستانه 65 سالگی به چنان جایگاهی رسیده که نوشتن از او و آثارش کاری دشوار است: مصطفی رحماندوست. زاده اول تیرماه 1329 در همدان.
 کودکی: تابستان‌های خنک
مصطفی رحماندوست در کوچه پس‌کوچه‌های همدان بزرگ شد. خودش می‌گوید نه کودکی خاصی داشت و نه اسباب‌بازی ویژه‌ای. مثل بقیه پسر بچه‌های آن سال‌ها روزها در کوچه‌ها می‌گذرانید. اما آنچه وی را از بسیاری از هم نسلان خود متمایز کرد و برایش سرنوشتی دیگر رقم زد، بینش خانواده‌ای است که از شعر کهن و مذهبی جدا نبودند، استعدادی ذاتی بود که موجب شد وی برای نخستین‌بار در 11 سالگی بیتی بسراید و در مدرسه توسط معلم تشویق به ادامه کار شود. رحماندوست درباره نخستین جرقه شعر خود می‌گوید:« هفته‌اي‌ يك‌ بار شب‌ها به‌ حمام‌ مي‌رفتيم. در حمام‌ كار ما بچه‌ها كمك‌ كردن‌ به‌ بزرگترها بود: سرِ يكي‌ آب‌ مي‌ريختيم، پشت‌ آن‌ يكي‌ را كيسه‌ مي‌كشيديم‌ وآن‌ شب‌ هم‌ به‌ دستور پدر، مشغول‌ كمك‌ كردن‌ به‌ بندهِ‌ خدايي‌ بودم‌ كه‌ بسيار ضعيف‌ و لاغر بود. پوست‌ و استخواني‌ بود و ستون‌ فقراتش‌ را مي‌شد شمرد. تعجب‌ كردم. دلیل‌ لاغري‌ پيش‌ از حدش‌ را پرسيدم. از روزگار ناليد و بيماري‌ طولاني‌ و اينكه‌ مسافر است‌ و بايد به‌ شهرش‌ برگردد. آمده‌ بود تا تن‌ و بدني‌ بشويد. به‌ خانه‌ كه‌ برگشتم‌ نتوانستم‌ بخوابم. سعي‌ كردم‌ شرح‌ رنج‌ آن‌ بندهِ‌ خدا را بنويسم. نوشتم:
بود مسافر يكي‌ اندر به‌ راه‌
توشه‌ كم‌ راه‌ فزون‌ بي‌پناه‌
و همين‌طوري‌ ادامه‌ دادم‌ و فردا، سر كلاس‌ خواندم‌ و معلم‌ گفت‌ كه‌ تو شاعري‌ و اينكه‌ نوشته‌اي‌ شعر است. بعدها فهميدم‌ كه‌ بيت‌ نخست‌ اين‌ نوشته‌ام، برگرفته‌ از يكي‌ از ابيات‌ صامت‌ بروجردي‌ است.»
 جوانی: راهِ روشن
رحماندوست 3 سال اول دبیرستان را در دبیرستان ابن‌سینای همدان  درس خواند و برای 3 سال دوم به دبیرستان امیرکبیر رفت. تحصیل در این 2 مدرسه که از خوشنامترین مدارس آن سال‌ها بودند خشت‌های دانش رحماندوست جوان را درست و صحیح قرار داد. وی در آن سال‌ها به دنبال خواندن بود . دبیرستان امیرکبیر کتابخانه نداشت و با کمک اکرمی که آن‌زمان دبیر فلسفه بود، کتابخانه آنجا را راه انداخت. پایان دبیرستان، آغاز راه روشن   رحماندوست بود. سال‌ 1349 براي‌ ادامه‌ تحصيل‌ به‌ تهران‌ آمد و در رشته‌ زبان‌ و ادبيات‌‌فارسي‌ مشغول‌ تحصيل‌ شد. در آن سال‌ها از محضر اساتیدی همچون   شریعتی و استاد مطهری و شهید بهشتی بهره برد و با آغاز انقلاب چهره مطرحی در حلقه‌های فکری و ادبی اسلامی بود.
 داستانِ صد دانه یاقوت
  رحماندوست سال 58 به جبهه اعزام شد. خلق شعر صددانه یاقوت در آن روزها شاید به نظر متناقض باشد. زیرا شعری به غایت ساده و صحیح چگونه می‌توانست در سال‌های ابتدایی جنگ و در منطقه‌ای جنگی شکل گیرد. اما شاعر، وقتی کلمات را در ذات خود داشته باشد و از شعر ناگزیر باشد می‌تواند در جنگ، صددانه یاقوت هم بسراید. وی درباره این شعر می‌گوید:  من جزو «گروه نامنظم شهید چمران» بودم. 2، 3 هفته‌ای هم بیشتر در این عملیات نبودم چون جنگ‌ها نامنظم بود و ما هم حرفه‌ای نبودیم. آنجا در یک موقعیتی مجبور شدیم که به اصطلاح زمین‌گیر شویم. همان‌طور که به خیال خودمان برای شناسایی می‌رفتیم و از قضا به اصول آن هم وارد نبودیم؛ با بی‌سیم به ما گفتند که شما زیر نظر دشمن هستید. گفتند که الان شما را می‌زنند؛ بنابراین زمین‌گیر شوید. ما هم چاله‌ای پیدا کردیم و در آن پناه گرفتیم. نمی‌دانم 24 ساعت، 36 یا شاید هم 48 ساعتی مجبور شدیم در آن وضعیت بمانیم.
منطقه «تپه‌های‌ا... اکبر» بود. گرسنه و تشنه بودیم. آبی که در قمقمه داشتیم تمام شده بود. از طرفی غذایی هم همراهمان نبود. وقتی از تیررس دشمن خارج شدیم برایمان جعبه‌ای آوردند که در آن نان خشک، ماست چکیده و چندتایی انار بود. آنقدر در شرایط بدی گیر کرده بودیم که بچه‌ها ناخودآگاه به سمت نان و ماست غوطه‌ور شدند. من که به خیال خودم می‌خواستم مؤدب باشم اجازه دادم که نخست آنها بخورند؛ بنابراین سراغ انارها رفتم. نخستین انار را که باز کردم دانه‌های یاقوتی آن پرت شد این طرف و آن طرف. یاد گردنبند مرحوم مادرم افتادم که چند دانه یاقوت داشت. آنجا بود که نوشتم: « صد دانه یاقوت  دسته به دسته  با نظم و ترتیب یکجا نشسته»و بعد هم به فکر تکمیل شعر و فرستادن آن برای جلسه شعری افتادم که به آن اشاره شد.»
 35 سال کار برای کودکان
رحماندوست امروز 65 ساله شد.کسی که در تمام این سال‌ها برای کودکان ایران کار کرد و هنوز هم جز فرهنگ و کودکان دغدغه‌ای ندارد، جایگاهی بالاتر از آن دارد که در چند خط یا چند صفحه وصف شود. وی پس از اخذ مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس مشغول به کار شد و سپس به عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسئول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان به فعالیت خود ادامه داد. همچنین به مدت 3سال مدیرکل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده که بنا‌بر گفته خودش، آغاز راه او برای انتقال ادبیات برگزیده کودکان و نوجوانان ایران به زبان‌های دیگر بوده است.
  رحماندوست علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. وی پس از بازنشستگی از سمت‌های دولتی، مدیر گروه شکوفه (بخش کودکان و نوجوانان) انتشارات امیرکبیر و مشاور ادبی آثار مربوط به کودکان و نوجوانان کتابخانه ملی ایران و یکی از اعضای اصلی داوران جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان اصفهان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودکان و نوجوانان است. وی عضو هیأ‌ت‌های‌ داوری‌ کتاب‌ سال، جشنواره‌های‌ کتاب‌ و مطبوعات‌ کودکان و عضو شورای‌ موسیقی‌ کودکان‌ و شورای کتاب کودک ایران نیز بوده‌ است.
احمدرضا احمدی شاعر مطرح ایران در وصف مصطفی رحماندوست می‌نویسد:« به کودکان وطنم تهنیت می‌گویم که دوست و یاوری صادق دارند به نام مصطفی رحماندوست.»


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

اخبار مرتبط
 
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله ضمیمه(پیام_آدینه) دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها ویژه_نامه راهنما
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 38264433 (081)  -  فکس: 38279013 (081)  -  سازمان نیازمندی: 38264400 (081)  - ايميل: info@hamedanpayam.com