تأمین اجتماعی دستاوردی بشری است که به عنوان یک نیاز اجتماعی حتی در لیبرالیترین اقتصادها و جوامع نیز پذیرفته شده و دیگر کسی بحثی درباره ضرورت این نیاز و تقویت آن ندارد.
اما نوع نگاه تبلیغی در کشور ما به منابع و علاقه به نهادسازی و راهاندازی تشکیلات و موازیکاری و... دلیلی شده تا امروز تأمین اجتماعی نه به عنوان یک آینده مطمئن بلکه به عنوان یک خطر بزرگ برای آینده مطرح باشد.
هر چند کارشناسی چندی پیش درباره این خطر گزافهگویی کرد و از جزیرهفروشی برای پیشگیری از بحران تأمین اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی سخن گفت و در نتیجه با او به درستی برخورد شد، اما مشکل و خطر آینده تأمین اجتماعی در کشور همچنان باقی است و لازم است به آن توجه جدی شود.
اکنون مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی با بیان اینکه این سازمان به ازای هر بازنشسته 8/3 بیمهپرداز دارد، میگوید: تداوم روند فعلی میتواند تعهدات سازمان را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و زنگ خطری برای منابع این سازمان باشد.
مصطفی سالاری در نشست مشترک اتاق تعاون ایران و سازمان تأمین اجتماعی نکاتی را گفته که اکثر آنها قابل تأمل است.
وی گفته: در حال حاضر نسبت بیمهپرداز به هر مستمریبگیر (بازنشسته یا از کارافتاده) به عدد نگرانکننده 8/3 نفر رسیده است؛ این نسبت باید دستکم چهار نفر باشد، اما حتی رساندن آن به این عدد نیز با شرایط فعلی و بدون اصلاحات ساختاری، بسیار دشوار و تقریبا ناممکن است. پرداخت حقوق بیش از ۴۰۰ هزار نفر مستمریبگیر به صورت ماهانه باید تأمین شود، تأخیر حتی ۶ ساعت در پرداختها میتواند کشور را با چالش جدی مواجه کند؛ زیرا اگر پرداختها بیشتر از یکی دو ماه یا 3ماه عقب بیفتد، پوشش درمان و تعهدات پزشک هم دچار مشکل اساسی میشود.
سازمان با ۳۰همت کسری ماهانه منابع و در مجموع با ۲۵۰ همت کسری سالانه مواجه است. ارزش شرکت شستا به ۶۰۰ هزار میلیارد تومان میرسد که سالانه ۲۰ تا ۳۰ همت سوددهی دارد که این مبلغ فقط میتواند درصد اندکی از کسری منابع تأمین اجتماعی را جبران کند. تمامی درآمدها، دریافتی حق بیمهها و پرداختیهای دولت در بخشهای مختلف باید صرف هزینههای درمانی، خدماتی، حقوق نیروهای انسانی و پرداخت حقوق بازنشستگان شود در حالی که با این میزان درآمد و کسورات نمیتوان با شرایط کنونی نسبت به جبران کسورات اقدام کرد. اگر اصلاحات مهم در ساختار سازمان و قوانین حوزه تأمین اجتماعی انجام نگیرد، وضعیت منابع بدتر خواهد شد، زیرا مانند صندوقهای نیروهای مسلح یا کشوری نیستیم که دولت بتواند هر زمان مایحتاج را به طور کامل جبران کند.
این سخنان نشانگر وضعیت تأمین اجتماعی به صورت شفاف است و حکایت از این دارد که اگر قوا فکری به حال صندوقهای بازنشستگی که همه تقریبا شبیه هم هستند نکند و ساختاری نو با منابع و هزینه مشخص برای آن تعریف نکند، سازمانی که برای ایجاد عدالت اجتماعی و تأمین آینده ایجاد شده به مخرب آینده و عدالت در جامعه تبدیل خواهد شد.
پس تا دیر نشده لازم است برای این خطر با توجه به هشدارهایی که بر اساس آسیبشناسی و واقعیت داده میشود، فکر و تدبیر شود.