در همدان امروز، سرعت توسعه فیزیکی از سرعت برنامهریزی سبقت گرفته است.
گسترش شهر به اطراف، ساختوساز بیرویه در حاشیهها، و فرسودگی بافتهای مرکزی، همه و همه نشان از نیاز جدی به یک بازنگری در شیوه اداره و توسعه شهر دارد. اگرچه پروژههای متعددی در سالهای اخیر در گوشه و کنار شهر آغاز شدهاند، اما آنچه در ساختار کلی همدان غایب است، «نقشه راهی یکپارچه و هوشمند» برای آینده شهر است.
در چنین شرایطی، ایدهی «رشد هوشمند بومی» میتواند به عنوان الگویی کارآمد و متناسب با ظرفیتهای انسانی، تاریخی و اقلیمی همدان مطرح شود؛ الگویی که بهجای توسعهی صرفاً کمی، بهدنبال بهبود کیفیت زندگی شهری و بازگشت روح زندگی به فضاهای شهری است.
نگاهی دقیق به سیمای همدان در سال ۱۴۰۴، بیانگر دو روند موازی اما متضاد است. از یک سو توسعه فیزیکی شهر به سمت حومه، بدون پشتوانهای از خدمات و زیرساخت، همچنان ادامه دارد؛ از سوی دیگر، قلب تاریخی شهر با کاهش جمعیت، رکود اقتصادی، و فرسایش اجتماعی دستوپنجه نرم میکند.
در اطراف شهر، زمینهای کشاورزی به تلی از آجر و آهن تبدیل شدهاند و چشماندازهای طبیعی شهر، یکییکی قربانی سوداگری زمین شدهاند. در درون شهر، بازار سنتی، محلههای کهن، و محورهای فرهنگی همدان یا رو به خاموشی رفتهاند یا با تحولات نامتوازن و بیهویت، از چهره اصیل خود فاصله گرفتهاند.
اما همین وضعیت، فرصتی است برای تحول. اگر امروز به جای تکرار مسیرهای غلط گذشته، الگوی توسعهیافتهتری در پیش گرفته شود، میتوان همدان را به الگویی از تعادل میان گذشته، حال و آینده تبدیل کرد.
رشد هوشمند، بر پایهی چند اصل کلیدی استوار است که در همدان نیز قابل پیادهسازی است:
۱. تمرکز بر نوسازی درونی شهر: به جای گسترش شهر به زمینهای پیرامونی، باید تمرکز بر بازآفرینی محلات قدیمی، بهسازی فضاهای فراموششده، و ارتقای خدمات در مناطق مرکزی باشد. این رویکرد ضمن حفظ سرمایههای کالبدی و فرهنگی شهر، سبب بازگشت جمعیت به مرکز و کاهش فشار بر حومه میشود.
۲. مدیریت زمین بر پایه عدالت فضایی: دسترسی برابر شهروندان به خدمات، فضاهای عمومی، آموزش، درمان و حملونقل باید جزو اولویتهای اصلی باشد. در غیر این صورت، شکافهای فضایی-اجتماعی میان شمال و جنوب یا مرکز و حاشیه، تشدید خواهد شد.
۳. حفاظت از منابع طبیعی اطراف شهر: الوند، دشتهای اطراف، باغها و فضاهای باز، نباید قربانی رشد بیرویه شوند. قوانین بازدارنده برای تغییر کاربری و تدوین طرحهای حفاظتی، از پایههای رشد هوشمند به شمار میرود.
۴. توسعه حملونقل پایدار: شهروندی که برای رفتوآمد درونشهری فقط به خودروی شخصی وابسته باشد، نه از رفاه بهرهمند میشود و نه شهر از آرامش. نوسازی ناوگان عمومی، ایجاد خطوط سریعالسیر، مسیرهای دوچرخه و پیادهراههای متصل، میتواند سبک زندگی شهری را تغییر دهد.
۵. مردم بهعنوان محور برنامهریزی: توسعهای موفق است که مردم خود را در آن شریک بدانند. از طریق سازوکارهایی چون شورایهای محله، نظرسنجیهای عمومی، و شفافیت در سیاستگذاری، میتوان مشارکت شهروندان را از شعار به عمل تبدیل کرد.
مسیر رشد هوشمند بومی، نیازمند تصمیمات شجاعانه، همکاری فرابخشی، و کنار گذاشتن نگاه پروژهمحور صرف است. باید پذیرفت که آینده همدان نه در برجهای بلند و شهرکهای تازهساز، بلکه در احیای کوچهپسکوچههای قدیمی، طبیعت پیرامون، و مشارکت ساکنان آن نهفته است.
اگر امروز در ترسیم آینده همدان ۱۴۰۴، نگاهمان را از کمیت به کیفیت، از گسترش بیحد به بازآفرینی هوشمند، و از تصمیمات پشت درهای بسته به مشارکت همگانی تغییر دهیم، میتوانیم امیدوار باشیم که فرزندانمان در شهری زندگی خواهند کرد که هم مدرن است و هم اصیل، هم توسعهیافته است و هم انسانی.