گفتگو با « استاد ماهر» موفق ترین مدرس کنکور همدان پیام
 
 
پنجشنبه - 2 آذر 1396 - شماره 3067
 
امروز : جمعه ، 3 آذر 1396

Today : Fri, November 24, 2017




ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * ---(( سال 1396 اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال ))---
ورود کاربران


logo-samandehi
 
کد مطلب:  78456 تاریخ انتشار:  1396-03-22 - 05:45 تعداد بازدید:  973
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

گفتگو با « استاد ماهر» موفق ترین مدرس کنکور

گوناگون

در تقویم تحصیلی دانش آموزان، نام خرداد با امتحانات پایان ترم عجین شده است. هر ساله، همه دانش آموزان در پایه های مختلف تحصیلی با ورود به خرداد ماه آماده شرکت در امتحانات پایان ترم می شوند و خرداد، یادآور ساعت های دلهره آور امتحانات، فرجه های زودگذر، استرس شب امتحان و کارنامه های رنگارنگ تحصیلی است. اما در سال های اخیر، تیرماه تبدیل به یکی از پر رمز و راز ترین ماه های تقویم تحصیلی دانش آموزان شده! تغییر ناگهانی مسیر ارزشیابی دانش آموزان از امتحان های ساده تشریحی مدرسه به تک امتحان  کشوری تستی سرنوشت ساز، موجب شده که دانش آموزان و خانواده ها، با بیشترین حد سردرگمی ناشی از عدم شناخت صحیح از مسیر کنکور و شرایط درست مطالعه و بدون آمادگی روحی لازم، گام در مسیری ناشناخته گذاشته که متاسفانه انتهای آن برای همه دانش آموزان خوشحال کننده نیست. بر همین اساس تصمیم گرفتیم برای پیدا کردن نقشه گنج کنکور، به سراغ حرفه‌ای‌ترین  کنکوری‌ها بریم.
با پرس و جو از رتبه های برتر به یک اسم رسیدیم. "استاد ماهر"
تماس گرفتیم و وی  با روی خوش پذیرفتند و قرار ملاقات گذاشتیم. در محل کار استاد  نشستم وی هنوز در کلاس مشغول تدریس هستند، بعد از چند دقیقه کلاس تمام می شود، دانش آموزانشان هنوز دور استاد جمع شدند و مشغول مشورت و پرسیدن سوالات هستند، بالاخره نوبت ما هم شد و نظر شما را به مصاحبه‌ای که با ایشان داشتم جلب میکنم.

  آقای ماهر چرا اینقدر بچه ها شما رو دوست دارند؟
(می خندد) چون من خودم بچه ها رو خیلی دوست دارم و از بیست و یک سالگی کل وقت و انرژیم رو براشون گذاشتم، شاید این رابطه متقابل شده باشد.
  چطور شد که خیلی از خانواده ها فکر می‌کنند اگر فرزندشان را به شما بسپارند، موفق می شوند؟
من مخالف این تصور و تفکرم و خیلی به من گفتند: " من دیگه کاری به این بچه ندارم! تا اینجا بچه رو آوردیم و دیگه از این به بعد میسپاریمش دست شما" ولی من در جواب همیشه میگم: "دانش آموز یک چهارم ساعت های روز با من در ارتباطه و بقیه روز شمایید که باید پیگیری کنید"
  تاثیر خانواده در موفقیت دانش آموز را چقدر می‌دانید؟
از نظر من هیچ نوزادی در بدو تولد روی پیشونیش مهر رتبه برتر یا پشت کنکوری یا دانش آموز ناموفق نخورده! بلکه هدایت خانواده ست که از ابتدایی دانش آموز رو در مسیر درست قرار میده.
  تا حالا شده از موفق‌نبودن دانش‌آموزتان گریه کنید؟
 اعتقاد ندارم نتیجه نگرفتن درکنکور به معنای موفق نبودن است! ولی شده که از این که دانش آموزی به ماحصل تلاش خود نرسیده خیلی ناراحت شده باشم.
  موردی یادتون هست؟ میشه برامون بگید؟
دانش آموزی داشتم که با توجه به نتایج آزمون های آزمایشی، انتظار رتبه تک رقمی ازش داشتم ولی بخاطر استرس جلسه کنکور رتبه سیصد شد اما همونطور که گفتم نتیجه نگرفتن، موفق نبودن نیست. همین دانش آموز الآن دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدانه و رتبه یک قطب و دوازده کشور رو در آزمون علوم پایه کسب کرد و به صورت مستقیم به دوره تخصص راه پیدا کرد.
  خیلی برام جالبه که بدونم، یعنی شما وقتی میرید دکتر، سراغ شاگرداتون میرید؟
(می خندد) نه دانش آموزان من در همدان که دانشجوی پزشکی شدند هنوز مطب ندارند و بزرگترینشون فعلا دانشجوی سال ششم پزشکیه.
  مگه نگفتید از بیست و یک سالگی تدریس را آغاز کردید؟
بله ولی همدان نبودم. در شهرهای دیگه پزشک فارغ التحصیل دارم اما از سال هشتاد و نه در خدمت کنکوری های شهر همدان هستم.
  یعنی  در شش سال، این همه رتبه ساختید؟
من اعتقاد ندارم این رتبه ها رو من ساختم. این نتیجه، ماحصل تلاش خود دانش آموزان بوده و من نقش کوچکی در این موفقیت داشتم.
  البته این از تواضع شماست چون ما با خودشون که صحبت میکردیم خیلی نقش شما رو پررنگ میدونستن، اینطور نیست؟
همیشه این لطف بچه ها هم منو خوشحال کرده و هم ترسونده! واقعا همیشه نگرانم که نکنه شرمنده بچه ها بشم.
  اگر موافق هستید، بریم سراغ بحث های تخصصی کنکور، از چه زمانی باید برای کنکور درس بخوانیم تا به موفقیت برسیم؟
از اول ابتدایی!
  مگر فقط سه سال آخر دبیرستان منبع سوالات کنکور نیست؟
شما منبع سوالات  رو نپرسیدید. از نظر من برای موفقیت فرزندان، خانواده ها باید از اول ابتدایی، سرمایه گذاری کنند و پیگیر باشند. متاسفانه خیلی شایعه که بچه ها تا اواسط دوره متوسطه خوب درس میخونن، چون خانواده ها پیگیرشون هستند ولی متاسفانه پیگیری خانواده ها در متوسطه دوم خیلی ضعیف می شود.
  یعنی اگر کسی از اول ابتدایی خوب درس نخونه نمی تونه توی کنکور موفق بشه ؟
من گفتم بهتره که از ابتدا خانواده ها پیگیر باشند و سرمایه گذاری کنند اکثر دانش آموزان برتر از ابتدای متوسطه دوم به کلاس من اومدن ولی تعداد زیادی از رتبه های برتر من و شهر همدان فقط سال آخر را خیلی خوب خواندند و رتبه خوب هم آوردند مثلا خانم فرانک خلجی از مدرسه دولتی نرگس از تراز های پایین خودش رو بالا کشید و رتبه برتر شد و الان پزشکی میخونه.
یا خانم انیسه یونسی که فقط سال پیش دانشگاهی به کلاس من اومدن و ریاضی رو در کنکور، 90 درصد زدن و رتبه شون هم 94 رشته تجربی شد.
  به نظر شما  مطالعه در سال های پایه چه تفاوتی با مطالعه در سال کنکور دارد؟
تفاوت اصلی مطالعه در دوران دبیرستان و کنکور سراسری در نوع نگاه دانش آموز به مفاهیم کتاب درسی نهفته است. با توجه به ارزشیابی به کمک سوالات تشریحی متاسفانه خیلی از دانش آموزان به مفاهیم ساده کتاب درسی اکتفا میکنند و سراغ تست زدن و مفهومی خواندن نمی روند در حالی که مسیر کنکور سراسری به سمتی رفته که سوالات مفهومی در سبک های جدید مطرح می شوند و دانش آموز علاوه بر یادگیری مفاهیم پایه به تست زدن زیاد برای افزایش سرعت عمل و تسلط نیازمند است.
  دانش آموزی اگر ریاضیش ضعیف باشه میتونه با کمک شما موفق بشه؟
اگه خودش بخواد و در این خواسته اش  استمرار داشته یعنی پشتکار داشته باشه، زود خسته نشه و تا آخر مسیر نا امید نشه به راحتی میتونه موفق بشه! اصلا کار سختی نیست. من کار عجیبی سر کلاس نمیکنم من تمام نکات و مفاهیم برای کسب درصد 100 رو در کلاس ارائه می کنم و دانش آموز به صورت پیوسته تمرین ها رو در خونه حل میکنه.به همین دلیل میگم این رتبه ها ماحصل تلاش خودشون بوده چون اگر استمرار در حل تست نباشه این مفاهیم تثبیت نمی شه.
  ما قبلا در روزنامه با خانم کیمیا بیات از رتبه های برتر شهر همدان که دانش آموز شما هم بودن مصاحبه کردیم رمز موفقیتش رو اعتماد به نفس می دونست نظر شما چیه؟
بدیهیه که داشتن اعتماد به نفس و داشتن امید و انگیزه در هر کاری میتونه موجب موفقیت بشه و کنکور هم از این قاعده مستثنی نیست اتفاقا خانم بیات از جمله دانش آموزایی بود که از تراز 5800 خودش رو تا 7800 بالا کشید و رتبه اش 123 تجربی شد.
  میشه در مورد تراز بیشتر توضیح بدید؟
بحث  تراز خیلی مفصله ولی به زبان ساده همون نمره در آزمون های تشریحیه با این تفاوت که سطح سوالات تاثیری بر تراز نداره و عدد تراز در مقایسه با سایرین به شما تعلق میگیره.
  دانش آموزان برتر از کدام مدارس هستند؟
همه مدارس همدان دانش آموز بسیار خوب دارند و من از بسیاری از مدارس رتبه برتر داشتم ولی طبیعیه به دلیل آزمون استعدادهای درخشان چگالی رتبه ها در مدارس خاص بیشتره ولی این اصلا به این معنا نیست که دانش آموزای مدارس غیر خاص موفق نمیشن یا تفاوتی در سطح یادگیریشون وجود داره در واقع در این مدارس با توجه به جو رقابتی بچه ها زودتر شروع به کنکوری خوندن میکنن.
  وضعیت شهر همدان در کنکور سراسری چطوره؟
من شهرهای زیادی درس دادم ولی بی اغراق در اولین سال تدریسم در همدان متوجه  تفاوت چشمگیر در سختکوشی و بی حاشیه بودن بچه های همدان شدم ولی متاسفانه این توانایی بالقوه در خیلیا شکوفا نمیشه و من تمام تلاشم رو برای ایجاد فضای رقابتی بیشتر برای نتیجه بهتر انجام دادم.
  وضعیت همدان در سال های آینده رو چطور پیش‌بینی میکنید؟
آموزش و پرورش در سال های اخیر بستر مناسبی برای رشد و شکوفایی دانش آموزان در کنکور سراسری ایجاد کرده و فضای بسته غیر رقابتی سال های قبل به فضای رقابت کیفی تبدیل شده است که در بالارفتن کیفیت تدریس در سطح شهر همدان بسیار موثر بوده است و در صورت استمرار می تواند به بالندگی هرچه بیشتر دانش آموزان در کنکور کمک کند.
  هنوز با رتبه های برتر سال های قبل خود در ارتباط هستید؟
از طریق فضای مجازی با اکثر دانش آموزان سال های قبل در ارتباطم و از بسیاری از آن ها برای همراهی و راهنمایی دانش آموزان فعلی در مسیر کنکور کمک میگیریم.
  امکانش هست تعداد دیگه ای از دانش آموزان برترتون رو معرفی کنید که رمز موفقیتشون رو بپرسیم و ازشون در مورد کنکور سوال کنیم؟
حقیقت اینه که موفقیت هیچ رمز ناشناخته ای نداره و موفقیت در کنکور سراسری در پی تلاش و آگاهی به دست می‌آید اما اگر قصد دارید با نوع نگاه دانش آموزان برتر به کنکور سراسری آشنا بشید، هرکسی رو که شما مایل باشید من میتونم با شما ارتباط بدم.

مهراب بیگ زاده:
حرفه‌ای درس خواندن را از سال‌های پایه آغاز کنید 

 خودتون رو معرفی کنید
مهراب بیگ زاده هستم، رتبه ی سه رشته ی ریاضی، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف.
  وقتی رتبه ات رو متوجه شدی، چه حسی داشتی؟
خیلی خوشحال شدم ولی ته دلم یه کم ناراحتی هم بود چون استاد ریاضیم بهم گفته بود: "یک کشور نشی به حقت نرسیدی"
  نخستین کاری که بعد از فهمیدن رتبه ات کردی چی بود؟
با خانواده خوشحالی کردیم و مادرم گفت به استاد زنگ بزن و تشکر کن و با استاد تماس گرفتم، پدر و مادرم تشکر کردن و خودم هم تشکر کردم.
  منظورت از استاد کیه؟
معلم ریاضیم، آقای ماهر
  استاد ماهر، معلم مدرسه تون بود؟
نه ما خارج از مدرسه، کلاس میرفتیم.

  پس چطوری با استاد ماهر آشنا شدی؟
خواهر من برای کنکور نود و یک شاگرد استاد ماهر بود و اون موقع من سوم راهنمایی بودم و خودش و دوستاش خیلی از استاد ماهر تعریف میکردن و رتبه های برتر سال های قبل از ما در کلاس استاد شرکت میکردند و خوب نتیجه گرفته بودند و راضی بودند.
  یه خاطره ی خوب از کلاس استاد ماهر بگو
آزمون های قلمچی شرکت میکردم و رتبه ی کشوریم بد نبود، اما خیلی هم عالی نبود! آقای ماهر کارنامه ها رو بررسی میکرد، کامل یادمه یه بار سر کلاس گفت: " این مهراب بجز یک کشور بشه، به حقش نرسیده" بعد از اون همیشه فقط به یک کشور شدن فکر میکردم.
  بهترین کمکی که استاد ماهر به شما کرد چی بود؟
علاوه بر تدریس بی نقص، استاد ماهر مشاور روحی و روانی فوق العاده ای بود و برای من واقعا انرژی میذاشت. بعضی روزا قبل کنکور، بیشتر از یک ساعت تلفنی با من صحبت میکرد، منو تهییج میکرد برای تک رقمی شدن.
  شما از اول بچه درس خون بودی؟
والا من که نمیتونم بگم، ولی تقریبا همیشه توی مدرسه جزو نفرات اول بودم.
  از کی برای کنکور شروع کردی؟
اگر خیلی جدی بخوام بگم از سال آخر ولی من سال دوم که بودم، با بچه های مدرسه مون میرفتم کلاس استاد ماهر.
  شما که جزء نفرات اول کلاس بودی، چرا کلاس ریاضی می رفتی؟
اصلا قابل مقایسه نیست، کلاس آقای ماهر برای آمادگی کنکور بود، جو این کلاس خیلی کنکوری بود! همه برای کنکور میخوندن، در حالی که من قبلش خیلی توی جو کنکوری خوندن نبودم.
  الآنم که دانشجویی، جزء نفرات برتر دانشگاه هستی؟
بله از نظر معدل جزء نفرات برتر هستم و اینجا رقابت خیلی سنگینه، چون همه ی نفرات برتر کشور اینجا حضور دارن.
  قصد ادامه ی تحصیل در خارج از کشور نداری؟
هیچکس از پیشرفت بدش نمیاد، اگر من هم بتونم در بهترین دانشگاه های دنیا پذیرش بگیرم، خوشحال میشم.
  چه توصیه ای برای کنکوری ها و دبیرستانی های همدان داری؟
از سال های پایه، حرفه ای درس خوندن رو شروع کنند.

زهرا تکرلی:
به کم راضی نباشید 

  خودتون رو معرفی کنید.
زهرا تکرلی هستم. رتبه 298 رشته ی تجربی، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران.
  در مورد وضعیت تحصیلی سال کنکورتون صحبت میکنید؟
سال اول یا دوم؟
  فعلا فقط در مورد سال کنکور...
من دو بار کنکور دادم. اولین بار رتبه ی 5300 رو کسب کردم و سال دوم بود که 298 شدم.
  ممکن هست در مورد شکستی که سال اول باهاش مواجه شدید بیشتر توضیح بدید؟
اگر میخواهید در مورد شکست های من بیشتر بدونید، باید صحبتم رو از سال دوم دبیرستان شروع کنم! من از هشت سالگی در کلاس های داستان نویسی شرکت میکردم و خیلی زود فهمیدم که در این کار استعداد دارم. بنابرین در سال دوم دبیرستان تصمیم گرفتم در المپیاد ادبی شرکت کنم و خودم رو محک بزنم. زمان ما، دانش آموزان دوم دبیرستان فقط اجازه داشتند به صورت آزمایشی در المپیاد ها شرکت بکنند و حتی اگر رتبه هم کسب میکردند، از نظر مدال، اهمیت نداشت و مدال فقط به دانش آموزان سوم دبیرستان تعلق میگرفت اما من مصمم بودم که به صورت حرفه ای درس بخونم و تواناییم رو به چالش بکشم و ببینم چقدر قدرت دارم. در مرحله ی اول المپیاد ادبی پذیرفته شدم و نیمسال دوم بیشتر تمرکزم روی مباحث المپیاد بود و مدرسه ازبین اولویت های من خارج شده بود. در مرحله ی دوم المپیاد ادبی، آخرین نفری که پذیرش شده بود، 72 درصد زده بود و درصد من 74 بود. بنابرین تصمیم گرفتم برای سال سوم دبیرستان که موضوع مدال هم مطرح بود، برای یک تا چهار کشوری بجنگم. این تصمیم هم معنی بود با فاصله گرفتن بیشتر من از دروس مدرسه، این موضوع منو نگران کرده بود و یک ماه مانده به المپیاد، من آرامش روحیم رو از دست دادم و متاسفانه به دلیل تمرکز نداشتن و پاره ای از مسائل نتونستم ساعت مطالعه ی خوبی داشته باشم و همین باعث شد که در این المپیاد ادبی شکست بخورم. منی که امکان حضور در کلاس رو از خودم دریغ کرده بودم و آمادگی چندانی در سایر دروس نداشتم حالا با دیوار امتحانات نهایی روبه‌رو شده بودم که متاسفانه بخاطر تلقین بعضی دوستان ناآگاه و شناخت نداشتن مناسب از شرایط در امتحانات نهایی هم نتونستم معدل خوبی کسب کنم و همین باعث شد به جایی برسم که احساس میکردم "دیگه در توان من نیست!" صدایی درون من اصرار داشت که بهم ثابت کنه "نمیتونم!" تابستون کنکور اولم رو به سختی شروع کردم و به خودم گفتم: "اگه احساس میکنی، حقت ضایع شده، ثابت کن که لیاقت بیشتر از این ها رو داری" ولی نتونستم و از اسفند به بعد درس نخوندم، نتیجه ی فاجعه ی کنکورم هم خیلی خرابتر از حد انتظارم بود و همین باعث شد که ضربه ی نهایی رو بخورم، از خودم خسته شدم و باور کرده بودم که لیاقت ندارم.
  سال اول هیچ جا قبول نشدید؟
بعد از اعلام نتایج، به این قطعیت رسیده بودم، من همون آدم ضعیفی هستم که لیاقت رسیدن به پزشکی رو ندارم. با توجه به وضعیت مالی خانواده توانایی ثبت نام در پزشکی بین الملل یا آزاد رو نداشتم پس در مورد رشته های پیراپزشکی کامل تحقیق کردم، بیمارستان رفتم و در مورد رشته ی هوش بری به نتایج خوبی رسیده بودم و رشته های پیراپزشکی رو در سایت ثبت کردم ولی هنوز ثبت نهایی نکرده بودم. یکی از دوستانم پرسید:" با آقای ماهر هم مشورت کردی؟" واقعیت اینه که اصلا روم نشده بود با آقای ماهر صحبت کنم. دوستم اصرار کرد و من بالاخره تماس گرفتم، اما ایشون پاسخ ندادند. بعد از حدود یک ساعت خودشون با من تماس گرفتند، وضعیت رتبه و تصمیمم رو به ایشون گفتم.
  خب نظر ایشون چی بود؟
هیچ وقت فراموش نمیکنم و هنوز صداشون تو گوشمه!
"سال دوم به امیده! نه به وضعیت تحصیلی"
خیلی بهم روحیه دادند، شبیه کسی که قلبش ایستاده و یک پزشک، اونو دوباره احیا میکنه! چنین تصوری در مورد خودم داشتم، برگشتم و تمام انتخاب های غیرپزشکیم رو حذف کردم و سریع ثبت نهایی کردم.
  از کی دوباره شروع کردی به درس خوندن؟
چون قرار بود به زودی خواهرم به‌دنیا بیاد و خونه خیلی شلوغ میشد و میدونستم که اون موقع نمیشه درس خوند، به سرعت شروع به درس خوندن کردم.
  خب وضعیت درس خوندنتون در سال دوم چطور بود؟
هر بار که میخواستم ناامید بشم، یه جمله ای مثه پتک میخورد توی سرم! " سال دوم به امیده!" من میدونستم که متوسط بودن کافی نیست! من خیلی راه ها رو رفته بودم، اما هیچ وقت به انتهای هیچ کدوم از اون ها نرسیدم! من دیگه نمیخواستم متوسط باشم! من تصمیم گرفته بودم "قهرمان زندگی خودم باشم" انتخاب کرده بودم که بهترین باشم و باید تا انتهای مسیر روی این تصمیم پافشاری میکردم تا به چیزی که خودم رو لایق اون میدونم، برسم.
  چه حسی داشتید وقتی رتبه ی بهتر کنکور دومتون رو دیدید؟
نیمه شب رفتم نتیجه رو چک کردم که اگر خیلی بد بود، تا صبح، به هر طریقی شده راه توجیهش برای خانواده رو پیدا بکنم. وقتی رتبه ام رو مشاهده کردم، به اشتباه یک صفر جلوش دیدم و فکر کردم دو هزار و نهصد و هشتاده، خیلی ناراحت شدم اما وقتی دقت کردم دیدم سه رقمیه! بلافاصله نماز شکر خوندم و با خدا حرف زدم و تشکر کردم و حس میکردم که خدا خیلی وقتا ما رو می‌دونه و بر اساس صلاح و حکمت خودش نمیذاره به اون چیزی که میخوایم برسیم ولی مطمئنا یه چیز خیلی بهتری برای تو در نظر داره. اون لحظه به این حکمت خدا پی بردم.
  توصیه ی شما بعد از این همه شکست و بالاخره بعد از این پیروزی بزرگ چیه؟
هیچ وقت امیدشون به خدا و باورشون نسبت به حکمت از دست ندن. هرگز به کم راضی نباشن و در بدترین شرایط هم تلاش کنند تا بهترین نسخه از خودشون باشند.

عرفان امیریان:
حق دانش‌آموزان همدانی در کنکور ضایع می‌شود 

  خودتون رو معرفی کنید
من عرفان امیریان، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان شدم.
  رتبه کنکورتون چند بود؟
228 رشته ی تجربی
  چرا پزشکی تهران رو انتخاب نکردید؟
متاسفانه هیچ کدوم از دانشگاه های تهران قبول نشدم.
  یعنی با رتبه ی 228 نمیشه پزشکی  شهر تهران درس خوند؟
متاسفانه پذیرش رشته ی پزشکی و دندان پزشکی به صورت ناحیه ایه و چون ما همدانی ها در تقسیم بندی سازمان سنجش، هم ناحیه با تهران نیستیم، حقمون ضایع میشه، با همین رتبه از شهر اراک یا قزوین یا قم به راحتی پزشکی توی تهران قبول میشن.
  چرا برای این تضییع حق، کسی کاری نمیکنه؟
سال قبل از ما، استاد ماهر با خانواده ها هماهنگ کرد، نامه ای تنظیم و از طریق نمایندگان محترم مجلس پیگیری شد، نحوه ی پذیرش کشوری اعلام شد ولی موقع اعلام نتایج، دوباره اعلام کردند که پذیرش به صورت ناحیه ای بوده. حق خیلی از بچه ها ضایع شد، دوست خود من، آقای سینا روحانی با رتبه ی 204 پزشکی اصفهان درس میخونه ولی آقای ماهر شاگردی در اراک داشتند که با رتبه ی 255 پزشکی دانشگاه شهید بهشتی قبول شد!
  ما با خانم زهرا تکرلی قبل از شما مصاحبه کردیم، رتبه شون 298 بود و پزشکی دانشگاه ایران قبول شده بودند، داستان این چیه؟
(میخندد) تضییع حق که یکی دو تا نیست! ظرفیت پذیرش در رشته های پزشکی به صورت مساوی بین دختر و پسر تقسیم شده. یعنی عملا رقابت دختر و پسر از هم جدا شده و چون تعداد پسران در رتبه های بهتر از من، بیشتر بوده، پسرهای قبل از من ظرفیت دانشگاه های تهران رو پر کردند و من قبول نشدم ولی دخترهای قبل از خانم تکرلی، تعدادشون اونقدر نبوده که ظرفیت رو پر کنه و بخاطر همین، ایشون، در شهر تهران قبول شدند.
  فضا غمگین شد، جو رو عوض کنیم، از اول بچه درسخون بودی؟
نه اتفاقا! نمره شیمی دوم دبیرستان من سیزده بود و ترازم ابتدای سال پیش دانشگاهی چندان تعریفی نداشت و چند بار هم طی سال شدیدا افت کردم! اما آقای ماهر با شوخی هاش، اذیت کردناش با خنده منو به درس خوندن تشویق کرد و هربار که پیشرفت میکردم بازم میگفت: " هنوز کمه!" و من هیچ وقت احساس رضایت کامل نداشتم و این باعث میشد تلاشم رو بیشتر کنم.
  مهم ترین رمز موفقیتت رو چی میدونی؟
استقامت و پایداری در هدف مهم ترین عامل موفقیت من بود. خیلی جاها افت داشتم ولی هیچ وقت روحیه ام رو از دست ندادم. خاطرم هست با یکی از مشاوران برنامه های صدا و سیما  و وضعیتم رو به ایشون گفتم و ایشون با قطعیت به من گفت که: "به هیچ وجه احتمال نداره پزشکی قبول بشی" اما من به گفته اش اهمیتی ندادم و باعث نشد ناامید بشم و به راهم ادامه دادم.

انیسه یونسی:
همیشه با آرامش درس خواندن نتیجه‌بخش است 

  خودتون رو معرفی کنید.
انیسه یونسی هستم رتبه ی 94 رشته ی تجربی، دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران.
  وقتی نتیجه ات رو متوجه شدی، چه حسی داشتی؟
هم خوشحال شدم هم ناراحت! خوشحال شدم چون به هرحال به هدفم میرسیدم و ناراحت شدم چون احساس کردم میتونستم رتبه ی بهتری کسب کنم.
  از اول هدفت رشته ی پزشکی بود؟
بله، من عاشق رشته ی پزشکی بودم، چون خیلی خون دوست دارم! بخاطر همین به تخصص قلب علاقمند هستم.
  با توجه به مصاحبه مون با رتبه های برتر دیگه، متوجه شدیم رسیدن به پزشکی تهران فوق العاده سخته! وقتی رتبه ات رو متوجه شدی، مطمئن بودی قبول میشی؟
نه! ولی استاد ماهر گفتن با توجه به ظرفیت پنجاه – پنجاه دختر و پسر، پزشکی دانشگاه تهران قبول میشی.
  از کی شروع کردی به کنکوری خوندن؟
تا قبل از پیش دانشگاهی بیشتر برای درس های مدرسه وقت میذاشتم و از اواخر سوم دبیرستان به صورت حرفه ای برای کنکور وقت گذاشتم. از نظر معدل، جزء نفرات برتر مدرسه بودم اما در آزمون های آزمایشی نتایجم به خوبی معدلم نبود.
  نقاط ضعف و قوتت توی درس ها چی بود؟
ریاضی و زیست شناسی نقطه ی قوت من بودند و شیمی نقطه ی ضعف من بود.
  ریاضی و زیست چطور تبدیل به نقطه قوت شما شد؟ از ابتدا قوی بودید؟
واقعا بخوام صادقانه صحبت کنم، من ریاضیم رو مدیون کلاس استاد ماهر هستم. سال پیش دانشگاهی به کلاس ایشون رفتم و اون موقع بود که ریاضی به نقطه قوت من تبدیل شد. زیست شناسی رو هم به مرور زمان به تسلط رسیدم اما وقت زیادی برای این درس گذاشتم.
  درصد شما در این دروس به چه صورت بود؟
من ریاضی رو 90 درصد زدم و این درس بالاترین درصد من در کنکور سراسری بود که واقعا به من خیلی کمک کرد و منو خیلی بالا کشید. درصد زیست شناسی من هم 80 درصد بود که درصد بالایی محسوب میشه.
  برای آرامش روانی و حفظ روحیه چه کارهایی انجام میدادید؟
پدر و مادر من، محیط فوق العاده‌ای رو برام آماده کرده بودند و در حفظ انگیزه و آرامش روحی من نقش پررنگی داشتند. اگر آزمونم رو خراب میکردم، پدر و مادرم آرومم میکردند.
  دوره ای بود که هدفتون رو گم کنید؟
سال پیش دانشگاهی خیلی آرامشم بیشتر شده بود اما نتیجه ی یکی آزمون های آخر خیلی خوب نبود و باعث شد دچار سردرگمی بشم و کمی استرس داشته باشم.
  مهم ترین توصیه ی شما به کنکوری ها چیه؟
به نظر من آرامش در درس خوندن همیشه جواب میده.


بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله ضمیمه(پیام_آدینه) دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها ویژه_نامه راهنما
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 38264433 (081)  -  فکس: 38279013 (081)  -  سازمان نیازمندی: 38264400 (081)  - ايميل: info@hamedanpayam.com