گفت‌وگو با محيط‌بان بازنشسته تیرخوردم، عاشق‌تر شدم همدان پیام
 
 
سه شنبه - 6 آبان 1399 - شماره 3884
 
امروز : چهارشنبه ، 7 آبان 1399

Today : Wed, October 28, 2020




ارتباط با سرویس ها - پذیرش آگهی * 1399؛سال جهش تولید
ورود کاربران


بوعلی هم #ماسک زد
logo-samandehi
 
کد مطلب:  109156 تاریخ انتشار:  1399-03-20 - 10:30 تعداد بازدید:  101
ارسال به دوستان
نسخه چاپی

صفحه ویژه خبر گزاری ها امروز "خبرگزاری فارس همدان"
گفت‌وگو با محيط‌بان بازنشسته تیرخوردم، عاشق‌تر شدم

اجتماعی

محسن خاکساری، یکی از محیط‌بانان باتجربه همدان است و عاشق کارش. با وجود اینکه توسط شکارچیان مورد اصابت گلوله قرار گرفت و پایش تیر خورد اما حرفه‌اش را رها نکرد و در حفظ و حراست از محیط زیست جنگید و حتی اکنون که بازنشسته است در این راه خدمت می‌کند.
 

«روز سختی بود، برای نجات جان یک حیوان درد زیادی کشیدم، مهم نیست بدتر از اینها را هم تحمل می‌کردم، چند روزی بود که خواب به چشمانم نمی‌آمد و آن روز برای همیشه در خاطرم ‌هست، گلوله‌ای که به پایم خورد و شکارچیانی که مرا از حرکت بازداشتند.
شلیک اسلحه به پایم حاصل چیزی بود که نمی‌خواستم، نمی‌خواستم تن به خواسته‌هایشان بدهم، تنها بودم و آن لحظات چه سخت بود، زمان هم به کندی می‌گذشت، سخت و تلخ همراه با درد، خودم بودم و خودم مگر آنتن هم می‌داد که به دادم برسند؟ باورم نمی‌شد داشتم پایم را از دست می‌دادم.
ساعت‌ها به انتظار نشستم، نشستن که نه، نالیدم. در آن ساعات به همه چیز فکر می‌کردم، همسرم چقدر می‌گفت کارت سخت است و خطرناک و من می‌ترسم، اما من عاشق کارم بودم و همه این سختی‌ها را به جان خریده بودم، محیط‌بان بودم و این مشکلات هر لحظه امکان داشت. راستش در آن لحظه ترس هم داشتم چون امکان داشت پایم را از دست بدهم، پایی که برایم حکم بال پرنده را داشت.
با خود فکر می‌کردم کار ما جز خدمت به حیوانات بیگناه و گیاهان و جانورانی که نمی‌خواهیم گونه‌هایشان منقرض شود، نیست اما چرا در حق ما اینطور رفتار می‌شود؟! انگیزه شکارچیان را درک نمی‌کردم، امروز در شرایط گذشته نیستیم که برای تأمین خوراک شکار کنیم امروز طبیعت نیاز به حفظ و نگهداری دارد.
بالاخره محیطبانان آمدند، از صبح تا عصر پایم خونریزی داشت تا اینکه به بیمارستان منتقل شدم، گفتم به خانواده‌ام اطلاع ندهید، نمی‌خواهم آنها مرا در این وضعیت ببینند، خدا را شکر پایم ماند هرچند دردش هنوز هست و این سبب نشد حسرت ادامه کار را داشته باشم و همچنان عشق بورزم تا امروز که در خدمت شما هستم».
آنچه خواندیم شرح حال تنها یک روز سخت یک محیط‌بان است، او سال‌ها در عرصه محیط‌بانی و حفظ و حراست از طبیعت خدمت کرده و در این مسیر سختی‌های زیادی را تحمل کرده است اما از کارش دست نکشیده  و همچنان ادامه می‌دهد با وجود این که بازنشسته هم شده است.
۱۶ خردادماه هر سال به نام روز جهانی محیط زیست نامگذاری شده که به این مناسبت و هفته محیط زیست به سراغ این محیط‌بان زحمتکش و باتجربه همدان رفتیم تا با او گپ‌وگفتی داشته باشیم.

 فارس: خودتان را معرفی کنید و از سابقه محیط بانی‌تان برایمان بگویید.
محسن خاکساری هستم، اهل سرکان از توابع تویسرکان، بیش از ۲۰ سال در مناطق حفاظت شده خدمت کرده‌ام و درحال‌حاضر هم یک سال است که در اداره محیط زیست تویسرکان مشغول به کار هستم.
۵۳ سال دارم و سال ۷۰ ازدواج کرده‌ام، حاصل این ازدواج 2 فرزند پسر بود که اکنون یکی از آنها تشکیل خانواده داده و در نیروهای مسلح مشغول به کار است و دیگری هم چند روز پیش سربازی‌اش تمام شد و به جمع ما برگشت، سال‌ها در منطقه حفاظت‌شده خانگرمز فعالیت کرده‌ام، در این بین چند سالی هم به منطقه نهاوند رفتم اما دوباره به آن منطقه برگشتم.

 فارس: از دید شما محیط‌بان کیست و چه کاری انجام می‌دهد؟
محیط‌بان کسی است از شکار و کشتن حیوانات و آلودگی محیط زیست جلوگیری می‌کند، او با وجود کمبودها و مشکلات معیشتی و سختی کار، کارش را ادامه می‌دهد، فردی که مدت‌ها به‌دور از خانواده‌ به محیط‌بانی می‌پردازد.
ابتدای خدمتم ۱۰ یا شاید ۱۲ شبانه‌روز در منطقه حفاظت‌شده به سر می‌بردم، باور می‌کنید تنها 2 روز به خانه و جمع خانواده برمی‌گشتم و بقیه روزها باید محیط‌بانی می‌کردم!، اما تمام اینها به‌خاطر علاقه‌ام بود.
یک محیط‌بان با وجود اینکه حفظ گونه‌های گیاهی و جانوری مناطق تحت مدیریت‌اش را برعهده دارد و سختی‌های زیادی را در این مسیر می‌کشد، جزو حداقل حقوق‌بگیران دولت است که امیدوارم فکری به حال این وضعیت بشود.
طبق استانداردهای جهانی برای هر ۴ هزار هکتار منطقه حفاظت‌شده، یک محیط‌بان درنظر گرفته می‌شود و در ایران هر ۴۰ هزار هکتار یک محیط‌بان دارد، درصورتی‌که کمبود نیرو حفاظت از زیست‌بوم را با مشکل مواجه می‌کند. در اصل ۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده «در جمهوری‏ اسلامی، حفاظت‏ محیط زیست‏ که‏ نسل‏ امروز و نسل‌های‏ آینده باید در آن‏ حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدی‏ داشته‏ باشند، وظیفه‏ عمومی‏ تلقی‏ می‌شود. از این‏ رو فعالیت‌های‏ اقتصادی‏ و غیر آن‏ که‏ با آلودگی‏ محیط زیست‏ یا تخریب‏ قابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا کند، ممنوع‏ است» که امیدوارم مردم به این موضوع توجه کنند و به‌نوعی همه یک محیط‌بان باشند تا بتوانیم محیط زیست را حفظ کنیم. اگر هرکسی در جایگاه خود دوستدار محیط زیست باشد و در این عرصه خدمت کند، کمتر شاهد نابودی طبیعت خواهیم بود.
هر محیطبان در حوزه استحفاظی خود در معرض آسیب‌ها و تهدیدهای فراوانی از جمله درگیری با شکارچیان مسلح و حیوانات وحشی، مارگزیدگی، سقوط از کوه و ... قرار می‌گیرد و تنها عشق و علاقه است که سبب می‌شود عاشقانه در حفظ گونه‌های جانوری و گیاهی و در مجموع محیط‌زیست و طبیعت تلاش کند.

 فارس: چه شد که شغل محیط‌بانی را انتخاب کردید؟
در گذشته کارمند مخابرات بودم و ۶ یا ۷ سالی در این شرکت خدمت کردم اما به دلایلی نتوانستم آنجا بمانم، زمانی بود که تازه ازدواج کرده بودم و یک بچه هم داشتم. از آنجا که بیرون آمدم مدتی شغلم آزاد بود و سپس وارد کار محیط‌بانی شدم.
بچه دامنه الوند هستم و چون بیشتر ایامم را در کوه و دشت سپری ‌می‌کردم و منطقه خانگرمز را هم می‌دیدم، آرزو داشتم یک روز آنجا باشم و از نزدیک ببینم و این شد که خداوند تقدیر مرا اینطور رقم زد تا مدت‌ها مسئولیت آنجا را عهده‌دار باشم. ۲۰ سال فقط در این کار عشق کردم.
تقریبا یک سالی می‌شود که به اداره محیط زیست تویسرکان آمده‌ام که اتفاقا کار کردن در این محیط برایم بسیار سخت است چون به محیط‌بانی عادت کرده‌ام. ۱۵ فروردین‌ماه امسال بازنشست شدم اما برای انتقال تجربه و به صلاح‌دید مسئولان فعلا در اداره هستم.

 فارس: از سختی کاری که گفتید بیشتر برایمان بگویید.
سال‌ها مسئولیت منطقه خانگرمز را داشتم و چند سالی در این مدت به منطقه حفاظت‌شده نهاوند رفتم که متأسفانه آنجا با درگیری که با شکارچیان داشتم، از ناحیه ران پا تیر خوردم.
محیط‌بانی شغلی سخت و دشوار اما کم‌درآمد است، تمام محیط‌بانان شبانه‌روز خدمت می‌کنند و اکثرا چون تک‌شغله هستند زندگی پرمخاطره‌ای دارند و متأسفانه از لحاظ اقتصادی هم چندان تأمین نمی‌شوند.
فکر می‌کردم با گلوله‌ای که به پایم خورد جانباز محسوب شوم اما متأسفانه مورد حمایت قرار نگرفتم، در مقطعی مورد اصابت گلوله قرار گرفتم و دوستم از کوه به پایین پرت شد، او جانباز محسوب شد اما من حمایت نشدم. اینها مهم نیست چون عشق به کار دارم و همواره سعی کرده‌ام به نحو احسن به وظیفه‌ام عمل کنم که خوشبختانه از وضعیت‌ام هم راضی هستم.
مسئولان اداره کل محیط زیست تلاش کردند که به‌عنوان جانباز معرفی شوم اما متأسفانه سازمان‌هایی قبول نکردند و مانع شدند و چون بیمه‌ تأمین اجتماعی بودم ۳۰ درصد از کارافتادگی برایم لحاظ شد.

 فارس: از آن روزی که تیر خوردید، بگویید چه اتفاقی افتاد؟
۱۱ مردادماه سال ۸۸ در منطقه ملوسان نهاوند با شکارچیانی برخورد کردم، ابتدا یک شکارچی را دیدم که به منطقه حیات وحش ما که قوچ و میش بود، تیراندازی کرد، قصدش شکار آنها بود. سریع به محل رسیدم و با اخطاری که چند تیراندازی به اطراف داشتم، سعی کردم مانع از کارش شوم که اتفاقا او اسلحه‌اش را به نشانه تسلیم زمین انداخت و من هم به سمش رفتم اما نفر دوم از پشت صخره بیرون آمد و روبه‌رویم قرار  گرفت و در فاصله کم و آن هم 3 متری با اسلحه به پایم زد.
وضعیت‌ام را که دیدم، شوک زیادی به من وارد شد و نتوانستم تکانی بخورم، آن 2 شکارچی هم که کاملا صورت خود را پوشانده بودند و تنها چشمانشان بیرون بود، به محضشلیک به من فرار کردند و من تنها ماندم. خوب شد که اسلحه‌ام را با خود نبردند؛ خواستند مرا متوقف کنند که به هدف خود رسیدند و از آنجا دور شدند.
ساعت تقریبا یک ربع به ۱۰ صبح بود که این اتفاق افتاد، همکارانم در نقاط مختلفی از کوه‌های منطقه بودند که تلفن همراهشان آنتن نمی‌داد تا از وضعیت موجود اطلاع دهم. این جریان به نحوی بود که تقریبا یک ربع تا ۲۰ دقیقه در حالت شوک بودم و نمی‌توانستم کاری انجام دهم، کم‌کم خونریزی آغاز شد و دستمال جیبی که بیشتر محیط‌بانان از آن دارند را جای شلیک گلوله بستم، خیلی سعی می‌کردم تماسم با دوستان برقرار شود اما آنتن‌دهی ضعیف بود و بیسیم هم در محدوده‌ای نبود که از حال من خبردار شوند.
 تقریبا ۲ساعت و نیم به همین منوال گذشت تا توانستم به بچه‌ها خبر دهم خود را به آنجا برسانند، از کوه که خارجم کردند تقریبا 4:30 بعداز ظهر شد و زمانیکه به بیمارستان رسیدم غروب شده بود.
بچه‌ها سعی کردند دنبال شکارچی‌ها باشند و آنها را دستگیر کنند اما مسلما فردی که تیراندازی کرده در عرض یک ساعت کیلومترها فرار می‌کند، چه برسد به اینکه 8 ساعت گذشته باشد، دستگیری آنان تقریبا محال بود.

 فارس: اکنون وضعیت پایتان چطور است؟
خدا را شکر خوبم، آسیب زیادی ندیدم اما هنوز هم درد ناحیه پا را دارم و سرما که بخورد اذیت می‌شوم اما تا حدودی با آن کنار هم آمده‌ام. آنقدر از این پا در کوه و کمر کار  کشیده‌ام که ورزیده شده است، چون در روحیاتم نبود که یکجا بنشینم و کار اداری انجام دهم.
 دوستدار طبیعت بودن سبب شد که محیط بانی را انتخاب کنم، حتی وقتی تیر خوردم مرخصی دادند که در خانه بمانم و استراحت کنم اما من سرکارم حاضر شدم و فعالیت کردم که خوشبختانه مشکل چندانی هم نیست، خودتان می‌دانید با تیری که داخل پا می‌رود و بیرون می‌زند، دیگر آن پا مثل سابق نمی‌شود.

 فارس: پس از اینکه تیر خوردید خانواده مانع نشدند که محیط‌بانی را کنار بگذارید؟
خیر... چیزی نگفتند، هرچند نگرانی‌هایی را به ویژه در آن زمان داشتند، تیر که خوردم چند روزی بیمارستان بودم و گفتم که به خانم و بچه‌هایم اطلاع ندهید تا کمی وضعیتم خوب شود چون نمی‌خواستم نگران شوند تا اینکه بالاخره دایی‌ام توانست با شوخی و ترفندهایی آنها را به بیمارستان بکشاند که مرا ببیند و نگرانی زیادی به خود راه ندهند.

 فارس: پس از آن اتفاق با شکارچی دیگری برخورد نکردید؟
چرا... همیشه برخوردهایی را داشتیم. سال ۸۹ بود که مجدد از نهاوند به منطقه خانگرمز آمدم و مسئولیت آنجا را گرفتم. در آن زمان وضعیت خوبی در منطقه نداشتیم، شاید در هفته ۵ یا ۶ بار به شکارچی برخورد می‌کردیم، شکارچیانی که معلوم نبود از کجا آمده‌اند، چون منطقه خانگرمز از لحاظ جغرافیایی در جایی قرار گرفته که از 4 طرف به اسدآباد، کرمانشاه، نهاوند و تویسرکان ختم می‌شود و شکارچی اگر دنبال شکار باشد از این شرایط سوءاستفاده می‌کند، با این وضعیت شبانه‌روز درگیر بودیم و کم‌کم توانستیم امنیت نسبی را در منطقه برقرار کنیم.

 فارس: از خاطرات خود در آن دوران بیشتر بگویید، چه خاطره‌ای از نجات حیوانات دارید؟
 تمام دوران خدمتم پر از خاطرات خوش است، همین که با حیوانات بی‌گناه زندگی می‌کنی و سعی می‌کنی آنها را از مرگ نجات دهی ارزش زیادی دارد.
سه سال پیش 2 حیوان کل، دعوای شاخ به شاخ داشتند چون قلمرویی را برای خود تعریف می‌کردند که یکی حالت گیجی و دیوانگی به خود گرفت، او را با 3 نفر از محیطبانان به صخره بردیم، این حیوان را گرفتیم 2نفر از ما را به پایین پرت کرد، خوشبختانه چندان مشکلی برای ما پیش نیامد اما گوشی‌ام از بالا به پایین پرت شد و ال سی دی‌اش شکست که مجبور شدم ۹۰۰ هزار تومان هزینه کنم.
وقتی درد می‌کشید، دامپزشکی را بالای سرش حاضر کردیم اما نشد برایش کاری کنیم، متأسفانه 2 روز این حیوان زجر کشید و مسئولان اداره ‌کل هم سپردند هرکاری که درست است انجام دهیم درصورتی‌که می‌توانستیم او را بکشیم این کار را انجام ندادیم چون برایمان سخت بود و ترجیح دادیم به حال خودش رها کنیم اما حیوانات وحشی کار خود را می‌کنند و کفتار آمد و او را شکار کرد و برد.دوران خدمت ساعت‌ها کنار حیوانات می‌نشستم و از دیدنشان سیر نمی‌شدم؛ با بچه‌های محیط‌بان زحمتکش زندگی کردن هم پر از خاطره‌های خوش است، شاید باور نکنید آنقدر که با آنها زندگی کرده‌ام با خانواده نبوده‌ام.
اوایل کار، ما محیط‌بانان تقریبا ۱۲ شبانه‌روز کنار هم زندگی می‌کردیم بدون اینکه خانواده را ببینیم. آن زمان شرایط بسیار سخت‌تر بود، به‌طوری‌که در یک اتاق ۹ متری گاهی ۸ و گاهی ۹ نفر می‌خوابیدیم. پیش از ما در استان محیط‌بانانی در چادر زندگی می‌کردند تا حافظ محیط زیست باشند. شاید دور از ذهن باشد اما حتی زندگی با حیوان گزنده مثل مار هم خوشایند است، برای ما ساعت‌ها کنار این حیوان بودن آنقدر لذتبخش است که حتی دیگران نمی‌توانند لحظه‌ای آن را تصور کنند.  محیط‌بانی شغل بسیار خوب و پرهیجانی است تنها به شرطی که پای علاقه در میان باشد. امیدوارم محیطبانان جدید انگیزه قدیمی‌ترها را داشته باشند که اگر این نباشد نمی‌توانند شرایط دشوار را تحمل کنند، فردی که علاقه نداشته باشد نمی‌تواند در برف و سرما، کولاک و آفتاب سوزان به‌تنهایی با آن همه مشکلات، منطقه را حفاظت کند.

 فارس: نظر شما درباره کم شدن گونه‌های جانوری چیست و درحال‌حاضر چه گونه‌های جانوری را دیگر در استان نداریم؟
وضعیت گونه‌های حیوانی در استان همدان خوب است چون حفظ و حراست خوبی نسبت به سایر مناطق شده است اما برای نمونه در منطقه حفاظت شده خانگرمز گربه وحشی یا گربه جنگی داشتیم که درحال‌حاضر متأسفانه  نداریم.


 فارس: دلیل نبود این گونه جانوری چیست؟
وقتی همه مردم محیط‌بان باشند می‌توان طبیعت و محیط زیست را به‌خوبی حفظ کرد، شکار بی‌رویه و نبود خوراک برای حیوان مسلما سبب کاهش گونه‌ها خواهد شد. برای نمونه خرگوش گونه‌ای است که خوراک بسیاری از حیوانات حتی گرگ و شغال می‌شود اما هر کسی اسلحه‌ای می‌گیرد و او را با تیر می‌زد و شکار آن توسط شکارچیان سبب شده است خوراک برای دیگر حیوانات کم باشد. مثال دیگر اینکه در گذشته در اسدآباد گونه میش‌مرغ را داشتیم که پرنده بسیار زیبا و قشنگی است اما وقتی جای زندگی‌اش را از او گرفتند در معرض انقراض قرار گرفت. باز هم تأکید می‌کنم که اگر به یاری محیط زیست بیاییم گونه‌ها حفظ می‌شوند اما جای تأسف دارد که برخی اینطور فکر نمی‌کنند.

 فارس: گونه‌های گیاهی چه وضعیتی داشته‌اند؟
در مناطق حفاظت‌شده چون جلوی از بین بردن آنها گرفته می‌شود نسبتا وضعیت خوب است. مثلا خانگرمز که تحت مدیریت ما بوده خیلی خوب گونه‌های گیاهی نسبت به مناطق دیگر حفظ شده است. ما در این منطقه اجازه از بین بردن آنها را نمی‌دهیم، و در حد امکان در حفظ گونه‌هایی که خاصیت دارویی داشتند هم کوشا بودیم.

 فارس: انگیزه بیشتر شکارچیان چیست و چرا به سمت شکار روی می‌آورند؟
به نظرم یک زمانی شکارچی به‌دلیل کمبود غذا روی به شکار می‌آورد اما امروزه تمام شکارچیان ما از لحاظ مالی و معیشتی زندگی خوب و مرفهی دارند و به نظرم یک سادیسم است که  تمایل دارند به گوشت شکار برسد.
وقتی شکارچی دستگیر می‌شود که دنبال شکار بز و میش وحشی بوده، باید تقریبا ۷۰ میلیون تومان جریمه بدهد و حتی اسلحه‌اش را هم از او می‌گیرند که شاید ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان قیمش داشته باشد اما بازهم افرادی دست به شکار می‌زنند؛ به‌نظر این کار آنها مانند دزدی است که به خانه و مغازه دیگران بزند.

 فارس: چرا به اداره تویسرکان آمدید، با وجود اینکه بازنشسته شده‌اید و باید دیگر استراحت کنید؟
چون کم‌‌کم باید از منطقه حذف می‌شدم تا محیطب‌انانی جای مرا بگیرند به اداره منتقل شدم، تقریبا 2 ماهی است که حکم بازنشستگی‌ام آمده است و باید کم‌کم کنار بروم اما در اداره هستم تا نیروی جدید را راهنمایی کنم و سپس عرصه را تحویل بدهم.
منطقه حفاظت‌شده جای حساسی است و به همین راحتی نمی‌توان به‌دست کسی سپرد، افراد باید تجربیات و اطلاعات کافی را به‌دست بیاورند و به همین دلیل فعلا مشغول به‌کار شده‌ام و هستم.

 فارس: اغلب مشکلات محیط‌بانان چیست؟
بیشتر معیشتی است، یک محیط‌بان چون با دید باز شغلش را انتخاب می‌کند شاید بتواند دوری از خانواده را تحمل کند اما با توجه به وضعیت اقتصادی امروز زندگی برای آنها دشوار است.
 تصور کنید حقوقی که برخی محیط‌بانان درنظر می‌گیرند کمتر از ۳ میلیون تومان است، چطور باید زندگی را بچرخانند ضمن اینها روزهایی تنها به‌دور از خانواده باید جایی باشند که هزینه‌ای هم بابت آن پرداخت نمی‌شود و از جیب شخصی باید خرج کنند.
 در جامعه ما داشتن حقوق زیر ۹ میلیون تومان زیر خط فقر تلقی می‌شود حال چطور یک محیط بان باید با حقوق کم زندگی کند.
وقتی محیطبان باشی و یک شب اضافه در کوهستان با کمترین امکانات بمانی که ممکن است غذایی هم در اختیار نداشته باشی چون غذایی در اختیار قرار نمی‌گیرد و باید خودت آن را تأمین کنی آن‌وقت سختی کار را متوجه می‌شوی، فرض کنید خرج و مخارجی را باید در منطقه حفاظت‌شده داشته باشی و از طرفی مخارج خانواده را هم تأمین کنی، اینها همه به‌سختی امکانپذیر است.

 فارس: دوست داشتید فرزندانتان هم محیط‌بان بودند؟
دوست داشتن من مهم نیست و بستگی به خود آنها دارد اما از جانب خودم اگر بار دیگر متولد شوم باز هم محیط‌بان می‌شوم و در محیط زیست فعالیت کنم چون به طبیعت علاقه دارم به‌ویژه به حیوانات بسیار علاقه‌مندم. ساعت‌ها بین حیوانات حتی حیوانات وحشی مثل کل نشسته‌ام و این حیوان تا نیم متری پایم آمده و حتی می‌توانستم روی او دست بکشم  اما سعی کرده‌ام امنیت را برایش حفظ کنم و بخواهد زندگی‌ش را کند.

 فارس: ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید، اگر در پایان صحبتی دارید بفرمایید.
درود بر شما که دغدغه‌های ما را گوش می‌دهید، درود بر تمام محیط‌بانان کشور که زحمات زیادی می‌کشند، جا دارد مسئولان به فکر این قشر ضعیف جامعه باشند چون محیط‌بانی شغل پرمخاطره‌ای است و از لحاظ معیشتی این بزرگواران در تنگنا هستند.
جای تأسف دارد که برخی معتقدند محیط زیست جلوی اقتصاد و پیشرفت را می‌گیرد و باید این دیدگاه را عوض کرد چون امروزه در جهان محیط زیست حرف نخست را می‌زند.



بازگشت
نظرات بینندگان :
نظر شما :
   
نام*
ایمیل* ایمیل محفوظ می باشد
نظر*
کد امنیتی*
کد امنیتی

 
 
 
گزارش گزارش ویژه یادداشت تحلیل سرمقاله ضمیمه(پیام_آدینه) دانلود
صفحه نخست آخرین اخبار درباره ما ارتباط با ما  پیوندها ویژه_نامه راهنما
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.

 
روزنامه همدان پیام ( اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي، ورزشی )
صاحب امتياز و مدير مسئول: نصرت ا... طاقتي احسن  -  سردبير: يدا... طاقتي احسن
نشاني: همدان، خيابان شريعتي، ابتداي خيابان مهديه، ساختمان پيام
تلفن: 38264433 (081)  -  فکس: 38279013 (081)  -  سازمان نیازمندی: 38264400 (081)  - ايميل: info@hamedanpayam.com