مخاطب اصلی، گردشگران یا مردم نیستند
هفته گردشگری در همدان، همانطور که مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بنا بر برنامهریزی معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی اعلام کرده است، با انبوهی از جشنوارهها، افتتاحیهها و کارگاهها برگزار خواهد شد.
تقویمی که از ۵ تا ۱۱ مهرماه امتداد دارد، بیش از 20 رویداد را در نقاط مختلف استان اعلام کرده است. در نگاه نخست، این برنامهریزی شاید نشان از تکاپو، شور و تحرک فرهنگی داشته باشد؛ اما وقتی دقیقتر میشویم، این تقویم بیشتر شبیه یک «دفترچه تکالیف اداری حاصل طراحی معاونت گردشگری همدان» است تا برنامهای که درواقع گردشگری را به حرکت درآورد.
انباشت کمی، نبود کیفیت
وقتی تنها در یک روز 3 یا 4 جشنواره و مراسم در شهرستانهای پراکنده برگزار میشود، پرسش سادهای پیش میآید: این همه رویداد قرار است برای چه کسی طراحی شود؟ آیا یک گردشگر یا حتی یک شهروند علاقهمند میتواند در فاصلههای جغرافیایی ملایر، تویسرکان، کبودراهنگ و همدان همزمان حضور یابد؟ بهنظر میرسد هدف اصلی نه ایجاد تجربهای عمیق برای گردشگران، بلکه پر کردن تقویم اداری است. این همان آفت «کثرتگرایی نمایشی» است که سالهاست دامنگیر بسیاری از مناسبتهای فرهنگی و گردشگری در همدان شده است.
نگاهی به عناوین برنامهها نشان میدهد بخش عمده آنها به محصولات کشاورزی اختصاص یافته است: جشن جهانی انگور، جشن برداشت گردو، جشنواره آلو، جشنواره کدو، شیرهپزی و... . هرچند این محصولات بخشی از هویت بومی و معیشت روستاییاند، اما وقتی همه چیز به «محصول» تقلیل یابد، گردشگری تبدیل به بازارچهای موقت میشود. آیا درواقع برگزاری جشنوارههای موازی و مشابه در چندین روستا به توسعه گردشگری کمک میکند، یا صرفا کارکردی تبلیغاتی برای دهیاریها و فرمانداریها دارد؟ بدتر اینکه این جشنوارهها اغلب بدون خلاقیت محتوایی و بدون پیوند با روایتهای فرهنگی عمیق برگزار میشوند.
شکاف شعار و واقعیت
شعار امسال «گردشگری و تحول پایدار» است. اما در هیچیک از برنامهها ردی از «پایداری» دیده نمیشود. توسعه پایدار یعنی حفظ محیط زیست، توانمندسازی جوامع محلی، توزیع عادلانه منافع و مدیریت هوشمند منابع. در تقویم اعلامشده، نه بحثی از کاهش اثرات زیستمحیطی جشنوارهها مطرح شده، نه برنامهای برای آموزش جوامع میزبان دیده میشود و نه راهبردی برای ارتقای زیرساختها. به بیان ساده، «تحول پایدار» فقط بر سربرگ تقویم نشسته و در عمل، هیچ نسبتی با محتوای برنامهها ندارد.
برگزاری کارگاههای آموزشی میتوانست نقطه قوت این هفته باشد. ورود موضوعاتی چون «کاربرد هوش مصنوعی در گردشگری» یا «گردشگری دسترسپذیر» در ظاهر نشان از نگاه تازه دارد. اما تجربه نشان داده بسیاری از این کارگاهها، یا به سخنرانیها و با خروجی نامناسب ختم میشوند.
زبان خبر و ساختار برنامهها نشان میدهد که مخاطب اصلی، گردشگران یا مردم نیستند؛ بلکه رسانهها و مدیران اداریاند. هیچ توضیح روشنی درباره دسترسی عمومی به برنامهها، مشارکت داوطلبان محلی یا نقش جامعه گردشگری داده نشده. در واقع، «گردشگر» بهعنوان عنصر محوری هفته گردشگری، عملا غایب است. وقتی جشنوارهای در یک روستای کوچک برگزار میشود اما اطلاعرسانی درست، حملونقل مناسب و خدمات گردشگری کافی وجود ندارد، نتیجه چیزی جز یک مراسم محلی محدود نخواهد بود.
پراکندگی جغرافیایی و هزینههای پنهان
تقویم هفته گردشگری، استان همدان را به میدانی از رویدادهای پراکنده تبدیل کرده است: از ملایر تا نهاوند، از تویسرکان تا رزن. این پراکندگی اگرچه بر روی نقشه زیبا بهنظر میرسد، اما در عمل به معنای هزینههای بالای تردد، هدررفت انرژی و ناتوانی در تمرکز بر یک مقصد گردشگری است. گردشگر نیازمند یک «مسیر تجربه» است، نه یک سلسله نقاط پراکنده که هیچ انسجامی با هم ندارند.
هفته گردشگری فرصتی است تا استانها چشمانداز خود را در این صنعت ترسیم کنند. اما آنچه در همدان دیده میشود، صرفاً مناسبتگرایی است، برگزاری جشنوارهها و کارگاههایی که پس از پایان هفته، هیچ اثری از آنها باقی نخواهد ماند.
نه شبکهای از همکاریهای گردشگری شکل میگیرد، نه محتوای آموزشی ماندگاری تولید میشود، نه رویکردی برای جذب سرمایهگذار و گردشگر آینده ارائه میگردد. نتیجه، صرفاً چند خبر در رسانهها و تعدادی عکس یادگاری است.
همدان شهری است با لایههای عمیق تاریخی از هگمتانه و آرامگاه بوعلی گرفته تا بافتهای تاریخی و سنتهای فرهنگی غنی. آیا سزاوار نیست هفته گردشگری بیش از آنکه به جشنوارههای محصولات کشاورزی محدود شود، به روایتگری این میراث بپردازد؟ چرا فرصت معرفی علمی و جذاب آثار باستانی و تاریخی در تقویم به حاشیه رانده شده است؟ اگر گردشگری قرار است «تحول» ایجاد کند، باید از سرمایههای واقعی و بیبدیل استان آغاز کند، نه از مراسمی گذرا.
تقویم هفته گردشگری در همدان، اگرچه روی کاغذ پرزرقوبرق است، اما در واقع بیشتر شبیه یک ویترین اداری است که هدفش گزارشدهی و پرکردن مناسبتهاست. انباشت بیبرنامه رویدادها، تکرار جشنوارههای مشابه، غیبت نگاه پایدار، نبود گردشگر در طراحی و فقدان انسجام جغرافیایی، همه دست به دست هم داده تا این هفته بیش از آنکه فرصتی برای تحول گردشگری باشد، به مراسمی تشریفاتی بدل شود.
اگر درواقع قرار است «گردشگری و تحول پایدار» شعاری عملی شود، همدان باید مسیر دیگری را برگزیند: تمرکز بر کیفیت بهجای کمیت، انسجام و همافزایی رویدادها بهجای پراکندگی، مشارکت واقعی جوامع محلی و گردشگران بهجای رویکرد اداری، توجه به میراث تاریخی و فرهنگی ماندگار بهجای جشنوارههای گذرا و درنهایت طراحی راهبردی که پس از پایان هفته، ردپایی ملموس در اقتصاد و فرهنگ استان برجای گذارد. وگرنه، این «تقویم» هم مانند بسیاری از تقویمهای دیگر، تنها به بایگانی اخبار سپرده خواهد شد و اثری از «تحول» در گردشگری همدان دیده نخواهد شد.