|
بزرگترین دغدغه خانوادههای دارای فرزند دانشآموز و دانشجو در شهریور و مهر هرسال، تهیه لوازمالتحریر و لباس و پرداخت شهریه مدرسه و دانشگاه است.
این دغدغه از سالیان سال برای اغلب خانوادهها وجودداشته است، اما در یکی 2دهه اخیر، تهیه این لوازم با دغدغهمندی بیشتر روبرو بوده است.
بهطوریکه حالا، کودکان و نوجوانان بیش از آنکه دفترومداد موردنیاز خود را خریداری کنند یکسری اقلام دیگر نیز خریداری میکنند که به اصطلاح لاکچری بوده و اغلب آنها بدون کاربرد هستند و صرفاً برای تماشا و نشاندادن به همکلاسیهاست. یعنی اغلب دانشآموزان به سمت خرید اقلامی میروند که بودونبود آنها تأثیری در تحصیل، کیفیت تحصیل و روابط اجتماعی آنها ندارد ولی صرف چشم و همچشمی خریداری میشوند.
حالا دیگر، دانشآموزان به خرید وسایل معمولی رضایت نمیدهند؛ فرهنگ مصرفگرایی که به طور عمومی از چین وارد ایران شده و به خانوادهها رخنه کرده است سبب شده دانشآموزان میلیونها تومان بابت اقلامی بپردازند که هیچگاه قابل استفاده نبوده و پاسخگوی نیاز آنها نیست. این اقلام صرفاً بهدلیل چشم و همچشمی و رخنه فرهنگ مصرفگرایی خریداری و نگهداری میشوند.
اگر پایان سال به لوازمالتحریر فقط چند دانشآموز توجه کنیم متوجه میشویم کلکسیونهایی از انواع و اقسام مداد، خودکار، برچسب، دفترچه، پاککن و ... دارند که صرفاً برای نشاندادن به دیگران خریداری شده و اغلب به یک شکل هستند و فقط رنگهای متفاوتی دارند. یعنی بهعنوان مثال، یک دانشآموز کلاس پنجمی ممکن است حدود 200تا 300 عدد مداد تزئینی در 10تا 20 مدل داشته باشند که فقط رنگ و طرح گل و پاککن بالای آنها متفاوت هستند و تفاوت چشمگیری ندارند.
چنین فرهنگی در جامعه شیوع پیدا کرده که تقویت آن در دانشآموزان توسط خانوادهها انجام میشود. نتیجه این فرهنگ، جز صرف هزینههای هنگفت برای خرید این اقلام و دغدغهمندی بیشتر خانوادهها و دانشآموزان نیست. یعنی داشتن و نداشتن آنها تأثیری بر روحیه و پیشرفت تحصیلی ندارد. اما تقویت روحیه مصرفگرایی منجر به تخریب بسیاری از توانمندیهای کودکان میشود که نتیجه آن در بزرگسالی نمود بیشتری پیدا خواهدکرد.
تهیه انواع کلکسیون از مداد و پاککن و مدادرنگی و ... به یک وظیفه برای بسیاری از پدرومادرها تبدیل شده و والدین هم میگویند چارهای جز خرید نداریم!
در کنار لوازمالتحریر لاکچری و بدون کاربرد، اقلام دیگری هستند که لوکس محسوب شده و گران میباشند که برای مصرف روزانه قابل استفاده است و خرید آنها هزینه هنگفتی روی دوش خانوادهها میگذارد. اما در هرصورت قابل استفاده هستند و خانوادهها نسبت به بودجه خود آنها را برای دانشآموزان و دانشجویان خود میخرند.
داشتن یک عدد جامدادی با کیفیت مناسب که با بودجه خانواده تناسب داشته باشد، چند عدد مداد قرمز و مشکی، یک عدد مدادنوکی با یک بسته نوک باکیفیت، چند عدد دفتر با کیفیت، یک بسته مدادرنگی باکیفیت، خطکش، یک عدد پاککن خوب، مدادتراش و خودکار با چند رنگ متفاوت برای مقاطعی که از خودکار استفاده میکنند، تا زمانی که تمام شوند برای یک دانشآموز کافی است. اما موقع خرید، آن قدر اقلام غیرضروری و کلکسینی در بازار وجوددارد که تهیه اقلام ضروری تنها بخش کوچکی از سبد خرید اغلب خانوادههاست.
حضور در فروشگاههای لوازمالتحریر و تماشای نحوه خرید خانوادهها و میزان پرداختی آنها، در یک نوبت خرید، توسط افرادی که دغدغه کودک و خرید برای آنها ندارد ممکن است به حدی دردمندانه باشدکه در مواردی سبب دلسوزی میشود. بسیاری از خانوادهها آن قدر که دغدغه خرید لباس و لوازمالتحریر دارند به پرداخت شهریه کلاسهای آموزشی و خرید اقلام کمکآموزشی فکر نمیکنند.
پرداخت 19میلیون و 800هزار تومان توسط مادر 2دختر دانشآموز برای خرید لوازمالتحریر، تنها بخشی از هزینههای این خانواده در شهریور1403 در همدان بود. این مادر به خبرنگار همدانپیام گفت: فقط 2میلیون و 100هزار تومان بابت 2عدد مداد نوکی پرداختم که از قبل سفارش داده بودم. برایم مهم است که بچهها از وسایل باکیفیت استفاده کنند اما اغلب اقلامی که خریدیم وسایلی هستند که قابل استفاده نیستند. بهعنوان مثال دخترهایم حدود 13مدل برچسب مختلف برداشتند! این برچسبها اغلب جنبه تزئینی دارند و شاید هیچگاه استفاده خاصی نداشته باشند.
وی ادامه داد: بچهها به طور معمول ماهی یکی 2بار به لوازمالتحریرفروشی میآیند و وسایل زیادی میخرند که اغلب آنها قابل استفاده نیستند.
مادر دیگری هم که در حال خرید از فروشگاه لوازمالتحریر بود، گفت: هزینه دفترموردنیاز دخترم به طور قطع کمتر از 2میلیون تومان نمیشود. البته دفاتر ارزانتر هم هستند ولی بچهها اغلب دست روی گرانقیمتها میگذارند، آنها بهخوبی میدانند کدام گران و کدام ارزان هستند. توقع این بچهها مثل کودکی ما نیست.
پدرومادرهای ما بهراحتی میتوانستند ما را کنترل کرده و به اندازه بودجه خود خرید کنند اما دوره بسیار عوض شده و ما به اندازه آنها توان کنترل بچههایمان را نداریم.
مادر دیگری هم گفت: نیم ساعت پیش، 9میلیون تومان بابت 2کولهپشتی دادهام، تا پایان شهریور هم چند بار دیگر برای خرید لوازمالتحریر میآییم و در نهایت آنچه را که میخواهند، میخرند. آن قدر تنوع لوازمالتحریر بالاست که هر چه میخریم باز میخواهند. تازه بعد از آغاز سال تحصیلی وقتی به مدرسه میروند دست همکلاسیهای خود وسایل دیگری میبینند و ما را مجبور به خرید میکنند.
این مادر 2کودک دختر و پسر گفت: چندسال است که شهریور به ماه کابوس من و پدر بچهها تبدیل شده، مثلاً سال گذشته برای دخترم جامدادی خریده بودم اما وقتی به مدرسه رفت نوعی جامدادی 8دَر دست همکلاسی خود دیده بود. تا آبانماه هر روز گریه کرد تا مجبور به خرید مشابه آن شدیم. خیلی مواقع وقتی میبینیم نخریدن یک وسیله بر روحیه و تحصیل بچهها اثر بسیار منفی میگذارد اصراف در خرید را به نخریدن ترجیح میدهیم چون خودمان هم زیاد حوصله و تحمل نداریم که اعصابخوردیهای اینچنینی را تحمل کنیم.
وی ادامه داد: کسانی که بچه ندارند، نمیدانند پدرومادرها چه میگویند، ولی درواقع گاهی مقروض میشویم صرف اینکه بچهها به خواستههای نامعقول خود برسند؛ انگار مصرفگرایی و لاکچریپسندی به یک فرهنگ عمومی در بین دانشآموزان تبدیل شده و کنترل آن در دست خانوادهها نیست. این فرهنگ را جامعه به خانوادهها قالب کرده و هزینه برای آن از نون شب هم واجبتر شده است.
|