|
طرح جامع همدان پس از ۹ سال رفتوآمد و بازنگری، بالأخره به تصویب رسید. این طرح که بهعنوان سند بالادستی توسعه شهری عمل میکند، قرار است مسیر همدان را در دهه آینده مشخص کند. اما همزمان با انتشار خبر تصویب، آنچه غایب بود، نه محتوای فنی بلکه صدای مدیران استانی در رسانهها بود.
نخستین توضیحات رسمی درباره این طرح نه از زبان مسئولان شهر، بلکه از تریبون معاون شهرسازی وزیر راه و شهرسازی و در شورای اداری استان ارائه شد.
درحالیکه خبرنگاران استانی هفتهها در انتظار پاسخ به پرسشهای تخصصی خود درباره ابعاد طرح جامع بودند، نتیجه فقط سکوت و تعویق بود. حتی نشست خبریای که وعدهاش داده شده بود، لغو شد تا اینکه کاظمیان، معاون وزیر راه و شهرسازی، در شورای اداری توضیحاتی درباره طرح جامع همدان ارائه کرد.
اما در برابر این نقطهعطف مهم در مدیریت شهری، چیزی که در سطح استان دیده نشد، حضور رسانهای و شفاف مدیران مسئول بود که نه اطلاعرسانی منسجم، نه نشست تخصصی و نه پاسخی به رسانههایی که پیگیر روشنشدن جزئیات بودند، ارائه نشد.
رسانهها نه ابزار تبلیغاتی بلکه بخشی از ساختار نظارت اجتماعی هستند. در شهری که هنوز اعتماد عمومی نسبت به سیاستگذاریهای کالبدی آسیبپذیر است، شفافسازی باید در صدر اولویتها باشد؛ درحالیکه مدیران محلی از فرصت گفتوگو با رسانهها بهرهنبردند.
این فاصله، فقط یک غیبت نیست؛ نشانهای از کمتوجهی به نقش رسانهها در فرآیند توسعه است.
مطالبهای فراتر از خبررسانی
طرح جامع همدان، یک پروژه صرفاً فنی نیست. این طرح، منشور توسعه آینده شهر است؛ از حفظ هویت شهری گرفته تا عدالت فضایی و پاسخ به نیازهای نسلهای آینده. افکار عمومی حق دارد بداند قرار است چه چیزهایی تغییر کند، چه تصمیمهایی گرفته شده و مسئولیت اجرای این تصمیمها با چه کسانی است.
آنچه امروز از مدیریت محلی انتظار میرود، فقط تدوین سند و ابلاغ بخشنامه نیست. پاسخگویی عمومی، مشارکت در شکلدادن به درک جمعی از طرح و ایجاد زمینه برای نظارت شهروندی، بخش جداییناپذیر از اجرای موفق هر برنامه راهبردی است.
آزمونی برای مدیریت بومی
نقش وزارتخانه در تدوین و تصویب طرح روشن است. اما اجرای آن، در گروی توان، اراده و تعامل نهادهای محلی است. مدیریت شهری و استانی باید بتواند ضمن شفافسازی، بدنه کارشناسی و اجتماعی شهر را درگیر فرآیند اجرا کند.
غیبت در رسانه و سکوت در برابر پرسشهای رسمی، نه فقط نشانه بیبرنامگی، بلکه ضعف در درک جایگاه افکار عمومی در حکمرانی شهری است. طرحی که قرار است آینده شهر را شکل دهد، نباید پشت درهای بسته بماند. مسئولیت، تنها با امضا و تأیید آغاز نمیشود؛ با توضیح دادن، پاسخدادن و میداندادن به مشارکت ادامه پیدا میکند.
تصویب طرح جامع، فرصتی استثنایی برای عبور از تصمیمگیریهای مقطعی و پراکنده به سمت برنامهریزی یکپارچه و هدفمند است. اما این فرصت، با انفعال در اطلاعرسانی و حذف رسانهها از چرخه گفتوگو، ممکن است به چالشی پرهزینه تبدیل شود.
مدیریت شهری نیاز دارد که میان نهاد تصمیمگیر و بدنه اجتماعی، یک زبان مشترک بسازد. این زبان نه با دستور، بلکه با حضور، گفتوگو و احترام به جریان اطلاعات شکل میگیرد.
اکنون که گام نخست برداشته شده و از سوی وزارتخانه اطلاعاتی ارائه شده، افکار عمومی منتظرند که مدیران استانی، از سکوت خارج شوند و نقش خود را در هدایت آینده شهر، نه فقط در جلسات داخلی بلکه در میدان افکار عمومی نیز ایفا کنند.
طرحی برای آینده
براساس سخنان معاون وزیر در جلسه شورای اداری، این طرح با افق جمعیتی ۷۰۰ هزار نفر و مساحتی حدود ۶۲۰۰ هکتار، ساختار شعاعی-حلقوی همدان را حفظ میکند، بر صیانت از باغات و بافتهای ارزشمند تأکید دارد و کمبودهای جدی در حوزههای خدماتی مانند فضای سبز، درمانی، فرهنگی و آموزشی را شناسایی کرده است.
اما کاظمیان به وضوح تأکید کرد که همدان در بسیاری از کاربریهای عمومی، از فضای سبز گرفته تا کاربریهای فرهنگی، درمانی و ورزشی، با کمبود جدی مواجه است. آنچه در سخنان او پررنگ بود، تأکید بر کیفیت فضا، معماری شهری و لزوم پاسخگویی طرح تفصیلی به نیازهای واقعی و فوری شهر بود.
وی از لزوم تعریف مشاور چابک برای طرح تفصیلی و ضرورت تهیه نقشههای پایه تا پایان آذر سخن گفت و تأکید کرد که شورای راهبری قدرتمند یا نهاد توسعهای برای اجرای طرح باید شکل بگیرد.
حاشیههایی که نباید عادی شود
اما این اطلاعات تمام ماجرا نیست و اطلاعاتی درباره طرح جامع به شهروندان ارائه نمیکند. مسأله پاسخندادن مسئولان استانی به رسانهها مسألهای ساده نیست. شانه خالیکردن از اطلاعرسانی در برابر رسانهها، به خصوص درباره مهمترین سند شهر، چیزی نیست که بتوان از کنار آن گذشت.
مخاطب حق دارد بداند طرح جامع چه میگوید، چه تغییراتی در شهر ایجاد میکند، چطور به منافع عمومی پاسخ میدهد و چه خطراتی در مسیر اجرای آن وجود دارد.
رسانه پل ارتباطی مردم با تصمیمگیران است. وقتی این پل نادیده گرفته میشود، نهتنها شفافیت قربانی میشود، بلکه مشارکت عمومی نیز از بین میرود.
هیچچیز به اندازه بیتوجهی به افکار عمومی، پروژهای شهری را از درون تهی نمیکند. تجربههای بسیاری در شهرهای دیگر کشور وجود دارد که نشان میدهد وقتی طرحها پشت درهای بسته پیش میروند، نه تنها کیفیت آنها پایین میآید، بلکه در مرحله اجرا با مقاومتهای گسترده روبهرو میشوند.
|