ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 16 مرداد 1405

کد خبر : 145686
 
نگرانی مردم از کوچ جشنواره

نبض جشنواره در خیابان‌های همدان می‌زند
تاریخ خبر : 1404-09-18
     
 
 
     
متن خبر :


4مین روز جشنواره در همدان، چیزی فراتر از ادامه یک رویداد هنری بود. فضایی که امسال در شهر شکل گرفته، نشان می‌دهد جشنواره نه در سالن‌ها، بلکه در ضرباهنگ عمومی همدان جریان دارد.

در برخی اجراهای خیابانی شاهد آن هستیم که بادکنک‌های رنگی در دست کودکان، پرچم‌های کوچک 3‌رنگ، دویدن‌های پراکنده بچه‌ها و موسیقی زنده‌ای که از بلندگوها پخش می‌شد، ترکیبی ساخته بود که به‌تنهایی یک اجرا بود؛ نمایشی از زندگی.

در میان عده‌ای که برای تماشای تئاترهای خیابانی کنار هم ایستاده‌اند، کودکان و نوجوان‌ها هرکدام دلیل خودشان را برای حضور داشتند. دیاکو، کودک هفت‌ساله، با سادگی توضیح داد که آمده با فضای جدید آشنا شود و سهمی در یک آغاز تازه داشته باشد. نگاه او، تصویری روشن از انتظار نسل کوچک این شهر است و بیانگر مشارکت، یادگیری و لمس یک تجربه فرهنگی واقعی.

ابوالفضل فدایی، نوجوان ۱۵ ساله و عضو گروه‌های نمایشی، حضور در جشنواره را فرصتی برای رشد و ارتباط با علاقه‌مندان تئاتر می‌دانست.

 او حرف‌هایش را با اعتمادبه‌نفس گفت، اما پشت آن یک نگرانی پنهان بود مبنی بر اینکه نسل نوجوان اگر در معرض چنین تجربه‌هایی نباشد، مسیر رشدی که باید طی کند ناتمام می‌ماند.

در میان خانواده‌ها، میثم همتی با فرزند و نوه‌اش حضور داشت. مردی که سال‌ها تجربه کار و زندگی در این شهر را دارد و حضورشان را حمایت از نسل جوان می‌دانست. 

او گفت این رویدادها فرصتی است برای انتقال تجربه میان نسل‌ها و رابطه‌ای که شاید در زندگی روزمره کم‌تر شکل بگیرد. این نگاه، جشنواره را از یک برنامه تفریحی به یک تجربه اجتماعی تبدیل می‌کند.

مهران میهماندوست؛ نوجوانی با دغدغه‌ای بزرگ‌تر از سنش در میان جمعیتی که بیشتر برای لذت آمده بودند ایستاده بود و می‌گفت هر سال نگرانیم نکند این جشنواره از همدان برود... ، نوجوانی ۱۶ ساله آنجا بود که نگرانی دیگری داشت؛ او می‌گفت چرا تئاترهای قوی از همدان را نمی‌بینیم. مهران میهماندوست با جدیت از آینده جشنواره با او حرف می‌زد و می‌گفت همه چیز درست می‌شود.

 او می‌گفت اگر روزی جشنواره از همدان برود، نه فقط یک برنامه هنری، بلکه بخشی از هویت شهر از دست می‌رود.

وی با صراحت گفت: این جشنواره حق مردم همدان است، دنیا باید تئاتر کودک را با اسم همدان بشناسد. حرفش احساسی نبود؛ استدلال داشت. معتقد بود که جشنواره درسال‌ها یک برند فرهنگی ساخته و این برند بدون پیوستگی از هم می‌پاشد. در نگاه او، جشنواره فقط یک اتفاق فصلی نیست؛ سرمایه‌ای است که اگر از شهر جدا شود، چیزی از دست می‌رود که جایگزینش ساده نیست.

 نگاه از زاویه تربیت و کیفیت

میترا مرادیان، مادر یک کودک ۹ ساله، از آن دسته والدینی بود که تنها برای تفریح بچه‌اش نیامده بود. او سابقه فعالیت در برنامه‌های آموزشی کودک دارد و قضاوتش دقیق‌تر از یک نگاه احساسی است.

 به گفته او، جشنواره امسال از نظر تنوع برنامه‌ها و حضور عروسک‌های خیابانی نسبت به سال‌های قبل «جذاب‌تر برای بچه‌ها» است، اما او یک نقد هم داشت: برخی اجراهای خیابانی شلوغ‌تر از آنی بودند که پیام مشخصی داشته باشند.

بچه‌ها هیجان‌زده می‌شوند، اما لزوماً متوجه منظور کار نمی‌شوند. با این حال تأکید کرد که حضور گروه‌های نمایشی از شهرهای مختلف، کیفیت تجربه کودکان را بالا برده و باعث می‌شود بچه‌ها با تئاتر به‌عنوان یک زبان ارتباطی آشنا شوند، نه فقط یک سرگرمی.

از سمت دیگر، پدر اهورا دادیار کارمند دولت و پدری که همیشه نگاهش با ملاحظات اجتماعی همراه است نظر متفاوتی داشت. او جشنواره را فرصتی که شهر نباید از دست بدهد توصیف کرد و گفت برای شهری که با چالش‌های اقتصادی و اجتماعی مختلف روبه‌روست، چنین رویدادهایی نفس تازه‌ای ایجاد می‌کند.

وی تأکید کرد که حضور مردم در فعالیت‌های فرهنگی نوعی تمرین جمعی است و جامعه‌ای که چنین فرصت‌هایی را تجربه کند، در برابر مشکلات اجتماعی مقاوم‌تر می‌شود.

 نمایش لمس؛ نقطه تأمل جشنواره

اگر در بخش خیابانی جشنواره شور و انرژی جریان دارد، در بخش سالن‌ها، نمایش «لمس» از جمله آثاری است که واکنش‌های جدی‌تری برانگیخته. علیرضا تاجیک، نویسنده و کارگردان نمایش، اعتقاد دارد مخاطب بعد از تماشای «لمس» تغییر می‌کند. ادعایی بزرگ، اما دلایلش محکم و قابل بحث است.

وی گفت محور کار امید است؛ امیدی که حتی در سخت‌ترین شرایط می‌تواند برای زندگی را عوض کند. تاجیک از 3سال تحقیق درباره زندگی هلن کلر حرف زد و تأکید کرد که نقش معلم در تربیت و بازگشت انسان به مسیر درست هنوز در جامعه جدی گرفته نمی‌شود. جمله‌ای داشت که به‌خوبی نگاهش را توضیح می‌داد: جامعه امروز جوانان را به سمت ناامیدی حرکت می‌دهد. معلم آگاه می‌تواند نقطه تغییر باشد.

وی نقدی هم به تربیت خانوادگی داشت: اگر اشتباه کودک دیده نشود و حتی تشویق شود، همان‌جا ممکن است مسیر زندگی او منحرف شود. این حرف، برخلاف بسیاری از شعارهای تربیتی، دقیق و قابل بحث است.

 پرهام کیانی، بازیگر خردسال نمایش، نقش «جیمز» را بازی می‌کرد؛ نقشی که باید امید بدهد و اجازه ندهد شخصیت سالیوان تسلیم شود.
 
او با صداقتی کودکانه گفت:حس خیلی خوبی بود که باید به شخصیت دیگر انرژی بدهم. پیام نمایش را نباید زود جا زد و خلاصه کرد؛ برداشتی ساده اما درست.

نریمان شمالی، بازیگر ۹ ساله دیگر نمایش، تجربه‌اش را ترکیبی از هیجان و مسئولیت دانست و گفت ارتباطش با نقش بچه خدمتکار، باعث شده بیشتر با دنیای سالیوان و هلن کلر همراه شود.

 جشنواره‌ای که مردم را به صحنه آورده است

4 روز گذشته نشان داده که جشنواره امسال بیش از گذشته مردمی شده است. خیابان، میدان، خانواده‌ها، کودکان، نوجوان‌ها، هنرمندان و حتی رهگذران، همه در جریان این رویداد قرار گرفته‌اند. حقیقت این است که برخی بخش‌ها هنوز جای کار دارد؛ از کیفیت برخی اجراهای خیابانی گرفته تا نحوه نظم‌دهی جمعیت. اما نقطه قوت جشنواره مشارکت واقعی مردم چیزی است که نمی‌شود نادیده گرفت. همدان در این چند روز ثابت کرده که نه فقط میزبان جشنواره است، بلکه بخشی از آن شده؛ و شاید همین حضور گسترده مردمی همان دلیلی باشد که نوجوانی مثل مهران میهماندوست را نگران آینده این رویداد کرده است.

جشنواره اگر قرار است رشد کند، باید در شهری بماند که مردمش آن را بخشی از زندگی‌شان می‌دانند؛ شهری که این روزها خودش دارد نمایش می‌دهد.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.