|
مردی که بیش از 3دهه از عمر خود را در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) گذراند و پس از بازنشستگی نیز قلم را زمین نگذاشت و در کنار خانواده رسانهای همدانپیام، همچنان نوشت، آموزش داد و خاطره ساخت.
بیستم تیرماه 1405، همدان یکی از صاحبان قلم حرفهای، آرام، نجیب و قابل اعتماد رسانه خود را از دست داد؛ مردی که سالها دغدغه و نگرانیها و مسائل روز را از دیگران نوشت، اما این بار خود، تیتر نخست جامعه رسانهای استان شد.
برای خبرنگاران، تلخترین خبر، خبر رفتن یک همکار و پیشکسوت است. همکارانی که سالها در کنارشان دویدهای، تیتر زدهای، صفحه بستهای، مأموریت رفتهای و در فراز و فرودهای حرفهای، خاطره ساختهای.
خبر درگذشت حاج مهدی ناصرنژاد نیز چنین بود؛ خبری که از نخستین ساعات انتشار، در میان خبرنگاران، عکاسان، سردبیران و فعالان رسانهای دست به دست شد و بسیاری را به سالهای دور همکاری با او برد.
صبح روز گذشته مراسم تشییع و بدرقه مرحوم در قطعه هنرمندان باغ بهشت همدان برگزار شد تا او در خانه ابدی آرام بگیرد . اما این خاک گویی تنها میزبان یک آیین خاکسپاری نبود؛ آنجا محفلی از نسلهای مختلف رسانه شکل گرفته بود. پیشکسوتان، خبرنگاران جوان، مدیران رسانهها، دوستان قدیمی و همکاران سالهای دور آمده بودند تا مردی را بدرقه کنند که بخش بزرگی از زندگیاش را صرف روایت زندگی مردم همین استان کرده بود.
دوربینهایی که سالها لحظههای تلخ و شیرین این شهر را ثبت کرده بودند، این بار به سوی تابوت یکی از صاحبان قلم رفتند تا آخرین تصویر از رفتن ناصر نژاد را ثبت کنند . خبرنگارانی که همیشه مأمور ثبت اندوه دیگران بودند، این بار در سوگ همکار خود ایستاده بودند. نگاهها بیش از آنکه به لنز دوربین دوخته شود، به خاطرات مشترکی بازمیگشت که سالها در اتاقهای خبر، پشت میزهای تحریریه، در سفرهای خبری و میان صفحههای روزنامه شکل گرفته بود.
کمتر کسی از مهدی ناصرنژاد تنها با عنوان «رئیس پیشین ایرنا» یا «خبرنگار باسابقه» یاد میکرد. بیشتر حاضران از اخلاقش میگفتند؛ از متانتش، از آرامشش، از دقت مثالزدنیاش در تنظیم خبر، از انصافش در قضاوت و از تجربهای که بیهیچ چشمداشتی در اختیار نسلهای جوانتر قرار میداد. او از آن دست روزنامهنگارانی بود که بیش از آنکه با سخن گفتن آموزش دهد، با شیوه زیستن و کار کردن درس میآموخت.
او خبرنگار و روزنامهنگاری حرفهای بود که بیش ازآنکه دیده شود میدید، بیش از آنکه تلاش کند دیده شود بیچشمداشت درباره مسائل و مشکلات شهر و آدمهایش مینوشت .
مهدی ناصرنژاد از آن نسل رسانهایهایی بود که روزنامهنگاری را نه با شبکههای اجتماعی، نه با تلفن همراه و نه با اینترنت، بلکه با دفتر یادداشت، ضبط صوت، ماشین تحریر، تلفنهای ثابت و ساعتها انتظار برای مخابره یک خبر آغاز کرد. نسلی که اعتبار خبرنگار را نه تعداد دنبالکنندگان، بلکه دقت، صداقت و اعتماد مخاطب تعیین میکرد.
او بیش از ۳۳ سال در خبرگزاری جمهوری اسلامی فعالیت کرد؛ سالهایی که در مراکز مختلف ایرنا، از مراغه و کیش گرفته تا استانهای مرکزی، کرمانشاه و مازندران، مسئولیتهای گوناگون خبری و مدیریتی بر عهده داشت. پس از آن هم بیش از17 سال اما آنچه او را در ذهن همکاران ماندگار کرد، تنها مسئولیتهای اداری نبود؛ بلکه منش حرفهای او بود؛ منش مردی که هیچگاه شأن قلم را با مصلحتهای زودگذر معامله نکرد.
شاید بهترین روایت از شخصیت حرفهای ناصرنژاد را بتوان در خاطرات خودش جستوجو کرد. خاطره نخستین مصاحبهاش، زمانی که به دلیل روشن نبودن دستگاه ضبط صوت، تمام گفتوگو را از دست داد، اما با صداقت، مسئولیتپذیری و تلاش شبانه توانست خبر را بازسازی کند، بیش از هر درس دانشگاهی، معنای واقعی خبرنگاری را به نسل امروز میآموزد.
او آنروز میتوانست اشتباه خود را پنهان کند، اما ترجیح داد حقیقت را با دقت و وسواس جبران کند. این همان اخلاق حرفهای است که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
خاطره تلخ دیگری که سالها بعد برای همکارانش روایت کرد نیز نشان میدهد خبرنگاری واقعی، همیشه راهی آسان نیست. انتشار یک خبر محرمانه که بعدها صحت آن اثبات شد، برای او هزینههای سنگینی به همراه داشت؛ هزینههایی که تنها کسانی میشناسند که حقیقت را نوشتهاند و بهای آن را نیز پرداختهاند.
روزنامهنگاری، اگر درست انجام شود، همیشه با دشواری همراه است؛ گاهی تشویق میآورد و گاهی رنج، گاهی تقدیر میشود و گاهی مورد سرزنش قرار میگیرد. اما مهدی ناصرنژاد تا پایان عمر، این حرفه را با همه دشواریهایش دوست داشت و هرگز از مسیر آن فاصله نگرفت.
او پس از بازنشستگی نیز از رسانه فاصله نگرفت. حضور او در همدانپیام، تنها همکاری با یک روزنامه نبود؛ ادامه همان مسیری بود که سالها پیش آغاز کرده بود. در تحریریه همدانپیام، حضورش همواره با آرامش، وقار و تجربه همراه بود. کمتر سخن میگفت، اما هر جملهاش پشتوانه سالها تجربه بود و هر توصیهاش میتوانست برای یک خبرنگار جوان، راهگشا باشد.
ستون یادداشت همدانپیام بارها با قلم او مزین شد. نوشتههایش از جنس هیجانهای زودگذر نبود؛ حاصل سالها دیدن، شنیدن، تجربه کردن و اندیشیدن بود. واژهها را با وسواس انتخاب میکرد و باور داشت هر کلمه، مسئولیتی بر دوش نویسنده میگذارد. شاید به همین دلیل بود که خوانندگان، در سطرهای او بیش از هر چیز صداقت را میخواندند.
او برای همدانپیام فقط یک نویسنده نبود؛ حافظهای زنده از روزنامهنگاری حرفهای بود. حضورش برای همکاران جوان، یادآور نسلی بود که اعتبار خود را نه از سرعت انتشار، بلکه از صحت خبر، انصاف در روایت و احترام به مخاطب به دست آورده بودند.
امروز که سرعت، جای دقت را گرفته و رقابت برای انتشار نخستین خبر، گاهی اصل حقیقت را به حاشیه میبرد، مرور کارنامه روزنامهنگارانی مانند مهدی ناصرنژاد بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. آنان به ما آموختند که ارزش یک خبرنگار، به زودتر نوشتن نیست؛ به درست نوشتن است.
پس از آئین تشییع، پیکر این پیشکسوت رسانه در قطعه هنرمندان باغ بهشت همدان، در میان بدرقه همکاران، دوستان، خانواده و دوستدارانش آرام گرفت؛ جایی که آرامگاه بسیاری از چهرههای فرهنگی و هنری این شهر است و اکنون نام یکی دیگر از خدمتگزاران فرهنگ و رسانه نیز در کنار آنان ثبت شده است.
ساعاتی بعد، مسجد قبا میزبان مراسم بزرگداشت او بود. مراسمی که بیش از آنکه مجلس سوگواری باشد، محفلی برای مرور خاطرات مردی بود که دههها با قلمش زیست. هر گوشه مسجد، روایت همکاری، دوستی یا خاطرهای از او شنیده میشد؛ خاطراتی که نشان میداد سرمایه اصلی او نه مقامهای اداری، بلکه احترام و محبتی بود که در دل همکارانش جای گرفته بود.
شاید هیچ واژهای به اندازه «خبر» نتواند زندگی مهدی ناصرنژاد را توصیف کند. او با خبر زندگی کرد، با خبر شناخته شد و سرانجام، خود نیز به خبری تلخ برای جامعه رسانهای همدان تبدیل شد.
اما حقیقت این است که خبرنگاران هرگز با رفتنشان از خاطرهها نمیروند. آنان در آرشیو روزنامهها، در سطرهای خبرها، در یادداشتهایی که از خود به جا گذاشتهاند، در خاطرات همکاران، در شاگردانی که پرورش دادهاند و در اعتمادی که نزد مردم ساختهاند، همچنان زنده میمانند.
بیستم تیرماه، تنها روز وداع با یک پیشکسوت نبود؛ روز یادآوری ارزش نسلی بود که روزنامهنگاری را با شرافت، مسئولیت، اخلاق و صداقت معنا کردند. نسلی که باور داشت قلم، پیش از آنکه ابزار نوشتن باشد، امانتی در دست نویسنده است.
اکنون مهدی ناصرنژاد در خانه ابدی خود آرام گرفته است؛ اما نام او در حافظه رسانهای همدان باقی خواهد ماند. هر بار که خبرنگاری برای راستیآزمایی یک خبر، شتاب را کنار بگذارد، هر بار که حقیقت را بر مصلحت ترجیح دهد و هر بار که اخلاق را بر هیاهوی رسانهای مقدم بداند، میتوان رد پای آموزههای همان نسل را دید؛ نسلی که مهدی ناصرنژاد یکی از شریفترین نمایندگان آن بود. برخی نامها تنها نام یک نویسنده نیستند؛ بخشی از هویت یک روزنامهاند و او نیز بخش مهمی از هویت رسانه ای همدان را به خود اختصاص داد و رفت .....
روحش آرام و یادش در تاریخ رسانه همدان و در حافظه همکارانش، ماندگار
|