|
در ظاهر هسته مرکزی و بافت قدیم شهر همدان که بخش وسیعی از کلان شهر کنونی را شامل میشود، به غیر از چند کوچه و معبرهای خشت و گلی، غیرقابل تعریض و معبرگشاییهای جدید است، چرا که اگر قرار باشد تمام معابر اصلی و فرعی در همدان قدیم مشمول طرح تعریض باشد، آنوقت چیزی از همدان هزار محله باقی نخواهد ماند و انگار که یک شهر جدید و کامل جای شهر قبلی و کوچه محلهها و چند خیابان خاطر انگیز و اسم و رسم دار شهرمان بسازند و اسم جدیدی هم روی آن بگذارند.
تمام این اگر و مگرها و گمانهزنیها در خصوص تعریضهای احتمالی و عقب نشینیهای چندین متری معابر بافت قدیمی در شهری مثل همدان برای این خواهد بود که چرخ کارخانجات خودروسازی وطنی و وارد کنندگان خودروهای خارجی بچرخد و دلیلش هم این است که اگر کارخانجات خودروسازی کمتر تولید کنند و یا مدتی تعطیل مصلحتی بشوند، به طور قطع هزاران کارگر بیکار خواهند شد و مشکلات تازه ای به معضلات متورم شده کشور اضافه میشود.
اما نکته قابل تأمل این جاست که فقط خیابانها و کوچه پس کوچههای قدیمی وتنگ و باریک قدیمی شهرمان باعث و بانی ترافیک سنگین و کسالت آور هر روز و شب این شهر ۲۵۰۰ ساله نیست، چون تمام خیابان و کمربندیها و بلوارهای عریض و طویل چند بانده که برای فرار از ترافیک در قسمتهای توسعه یافته شهر احداث شده و با زیر گذرها و رو گذرهای متعدد و چند لایه بهینه سازی شده است نیز، مشکل ترافیک شبانه روزی دارند و روز به روز هم ترافیکها سنگین و شلوغ تر میشود، به این علت که بر اساس اعلام منابع مسئول روزانه حدود ۱۰۰ دستگاه خودروی جدید در همدان شماره گذاری میشود و یا از نقاط دیگر کشورمان به همدان منتقل شده و جیره خوار و سربار سامانه ترافیکی سردرگم شهر میشوند.
حالا موضوع اصلی ما در این یادداشت، مسأله ترافیک شلوغ و لزوم چاره جویی برای چنین معضل خسته کننده نیست ! مقصود سخن این است که کمر شهر زیر سنگینی بار این همه خودرو که لحظه به لحظه اضافه میشود، خم شده است.
بهراستی، این همه سر و صدا و بوق و نعره هول انگیز رانندگان عصبی که در صحنههای گره خورده ترافیکی از حنجرههای جر خورده فوران میکند، مربوط به هیولای ترافیک نیست، بلکه ضجه شهر خسته ای است که کمرش زیر بار ترافیک، هر لحظه به لحظه و قطعه قطعه میشکند و صدای ناله از استخوانهایش بلند است. با این شرایط و با وجود واگویههای تلخی که نوشتیم و خواندید، ریشه بسیاری هرج و مرج و بهم ریختگی ترافیکی که در شهرمان و بلکه همهی شهرهای کشور به معضل لاینحل تبدیل شده است، از خود خواهی و بیتوجهی و زیر پا گذاشتن قوانین و اصول رانندگی و ترافیک سالم توسط رانندگان و صاحبان از خود راضی به اصطلاح (ماشین)هایی است که نظم خیابانها و ترافیک را بهم میزنند.
بیاعتنایی به قوانین و اصول راهنمایی و رانندگی و ترافیک، توسط خیل رانندگان خطا پیشه و خلاف کار در سطح شهر و معابر خلوت و شلوغ بجایی رسیده است که گویی هیچگونه تابلو و علائم راهنمایی و رانندگی در سطح شهر نصب نیست، هیچ چهار راه و معبر و فرعی به اصلی در سطح شهر مجهز به چراغ چشمک زن و سه رنگ برای تنظیم رعایت عبور نمی با شد، وجود پلیسهای راهنمایی و رانندگی در سطح شهر فقط برای تشریفات است و جرائم تخلفات رانندگی راهم، چه کسی داده و چه کسی گرفته است!.
در این خصوص یکی از دوستان نکته سنج عقیده دارد، چنانچه زیرساختهای شهری برای تحمل ترافیک کامل و روان باشد و کارخانجات هم روی تولید اصولی و تعریف شده تنظیم باشند و بدون ضابطه تولیدات خود را بیرون ندهند، آن وقت کنترل ترافیک هم ممکن خواهد بود و هیچ راننده ای بهخود اجازه نمیدهد اصول و قواعد رانندگی در سطح شهر را زیر پا بگذارد و هرکجا و هر لحظه دلش خواست توقف یا پارک نماید و راه بندان و هرج و مرج ایجاد کند.
|