|
درباره جشنواره شهید رجایی در استان و تجلیل و تقدیر بر اساس ارزیابیهای صورت گرفته مطالب انتقادی خوبی این روزها از سوی رسانههای استان مطرح شده است و همه به نوعی انتقاد خود را از نتایج این ارزیابیها و معرفی برخی مدیران به عنوان مدیر برتر و مدیر شایسته اعلام کردهاند.
در چنین شرایطی که افکار عمومی نتیجه یک ارزیابی را نمیپذیرد یا آن ارزیابی مشکل دارد یا شاخصهای ارزیابی با شاخصها و نیازهای جامعه هماهنگ نیست.
اما جدای از این موضوع علمی، بیشترین دلیل نپذیرفتن نتایج ارزیابیها و نارضایتی مردم از نتایج آن به یک مشکل ساختاری بزرگ برمیگردد، مشکلی که متأسفانه تبدیل به یک رویه شده و تمامی دولتها این ساختار را پذیرفته و تلاشی برای تغییر این مشکل ساختاری نمیکنند.
برای درک این مشکل ساختاری ذکر یک خاطره کمک حال خواهد بود.
مدیری تعریف می کرد؛ در روزگار دانش آموزی در سالهای اول دبیرستان در یک مسابقه کتابخوانی شرکت کردم و پس از مدتی از ناحیه آموزش وپرورش اسم بنده آمد که شما در بین دانشآموزان ناحیه در این مسابقه خوب عمل کردهای و شایسته تقدیر هستی.
مدیر مدرسه هم یک روز در صبحگاه ما را دعوت کرد و سخنانی هم در باب کتابخوانی و اهمیت کتاب و افتخار به دانشآموز کتابخوانی چون من بیان کرد و رادیویی به رسم هدیه به ما تقدیم کرد.
ما هم در غرور ناشی از این افتخار در ابرها قدم میزدیم که یک روز معلم پرورشی ما را صدا زد و گفت؛ رادیو خوب کار می کند؟ پاسخ دادیم بله تشکر که معلم پرورشی گفت؛ خواستم بگویم از ما پرسیدن چه کسی را برنده معرفی کنیم و ما هم اسم شما را گفتیم!
دیگر بعد از آن سخنان معلم پرورشی را نشنیدم و هر جا برنده یا فرد برتر و شایسته ای معرفی میکنند، سریع یاد سخنان این معلم صادق میافتم که مرا با ساختار حاکم بر ادارات کشور آشنا کرد و با خودم می گویم شایستگی و برتری در کار نبوده بلکه همان ما گفتیم! است.
البته این ساختار نمی تواند اینگونه ادامه پیدا کند و تعارض بین افکار عمومی و آنچه اتفاق میافتد به فاصله بیشتر دولت و مردم از هم منجر شده و به وحدت و انسجام ضربه جدی وارد خواهد کرد.
پس منطقی آن است که ارزیابی بر اساس شاخصهای موردنظر مردم و مطابق بر واقعیتها باشد و به جای "ما گفتیم" در ساختار دولت "ما نتیجه را میپذیریم" حاکم شود.
|