ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 2 شهريور 1405

کد خبر : 147312
 
گفت‌وگوی خانوادگی در روز صنایع‌دستی
تاریخ خبر : 1405-03-24
     
   
     
متن خبر :

روز صنایع‌دستی بود. اعضای خانواده صنایع‌دستی دور هم جمع شده بودند.
پدر خانواده که استاد خاتم‌کاری بود، گفت: «بچه‌ها امسال روز خودمان را چطور جشن بگیریم؟»
مادر که سفالگر بود، گفت: «مثل پارسال.»
پدر پرسید: «پارسال چه کار کردیم؟»
مادر گفت: «هیچی!»
همه با حس نوستالژی سر تکان دادند.
در همین لحظه مشتری وارد مغازه شد. خانواده از خوشحالی نزدیک بود برایش سرود ملی بخوانند.
مشتری گفت: «فقط نگاه می‌کنم.»
پدر گفت: «عیبی ندارد، ما هم فقط تولید می‌کنیم!»
مشتری یک گلدان برداشت و پرسید: «کار دست است؟»
مادر گفت: «نه، کار پای چپ است!»
مشتری خندید، عکس گرفت و رفت.
دختر خانواده که مسئول فضای مجازی بود، گفت: «نگران نباشید. همین الان استوری می‌کند.»
پدر گفت: «استوری که نان نمی‌شود دخترم.»
پسر خانواده که مسئول دریافت تسهیلات بود، وارد شد.
همه پرسیدند: «خبر تازه؟»
گفت: «بله، برای دریافت وام فقط یک ضامن کارمند، یک ضامن بازنشسته، یک ضامن زنده، یک ضامن نیمه‌زنده و سه نسخه کپی از اجدادمان لازم است!»
پدر گفت: «خوشبختانه دریافتش آسان‌تر شده.»
در این لحظه جعبه بسته‌بندی که گوشه مغازه افتاده بود، سرفه‌ای کرد و گفت: «ببخشید، من از خود صنایع‌دستی گران‌تر شده‌ام. لطفا با احترام صدایم کنید.»
همه ایستادند و برای جعبه کف زدند.
ویترین مغازه هم که مدت‌ها بود مشتری واقعی ندیده بود، گفت: «دیروز یک نفر آمد و پنج دقیقه مرا نگاه کرد.»
همه هیجان‌زده شدند.
پدر پرسید: «خرید؟»
ویترین گفت: «نه، سایه‌اش افتاده بود روی شیشه، فکر کردم مشتری است!»
خانواده صنایع‌دستی آهی کشیدند.
اما دوباره مشغول کار شدند.
چون در این کشور اگر هنرمند امیدش را از دست بدهد، احتمالا باید برود دنبال شغل پردرآمدتری؛ مثلا ضامن پیدا کردن برای دیگران!

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.