|
فرض کنید وسط انواع و اقسام گرفتاریهای معیشتی، در یک روز مملو از خستگی و کلافگی، کیف پولی پیدا کنید با چندین سکه طلا که میتواند بهطور کامل مشکلات شما در آن مقطع از زندگی را حل کند، آیا کیف را به صاحب آن بازمیگردانید یا اینکه پیدا شدن کیف طلا را معجزهای برای رفع مشکلات خود میپندارید؟
فارغ از عملی که انجام میشود، اکثر انسانها در این موقعیت به وضعیت صاحب کیف فکر میکنند و حتی اگر بنا داشته باشند که کیف را بازنگردانند با جستوجوی نشانهها سعی میکنند وجدان اخلاقی خود را آرام کنند که «طرف پولدار است» و احتمالاً «نیاز چندانی به این طلاها ندارد»، چون اگر بنا باشد فکر کنیم این کیف ممکن است هزینه جراحی کودکی در حال مرگ یا ودیعه اجاره خانوادهای سرگردان باشد اکثر ما راضی به آزار شدید دیگران نمیشویم و از آنجا که انسان نمیتواند برای مدت طولانی در موقعیت تعارض باقی بماند باید به نحوی این تعارض درونی را التیام بخشد و حتی به خود دروغ بگوید تا از ملامت درونی خلاصی یابد.
حال فرض کنید این چالش اخلاقی کمی پیچیدهتر شود و مؤلفههای آن بهوضوح «کیف پول پیداشده» نباشد. بهعنوانمثال به شما شغلی پیشنهاد شود که بدانید در تصدی آن فرایند قانونی رعایت نشده و بسیاری از افراد دیگر برای آن شغل شایستهتر هستند در این شرایط عملکرد افراد به روشنی و شفافی مثال کیف پول نیست و به سبب تأثیرگذاری عرف اجتماعی و انگارههای جمعی، ممکن است افراد بیشتری بدون ملامت درونی این پیشنهاد را بپذیرند و دچار موقعیت تعارض و تضاد هم نشوند.
اصغر فرهادی بارها و بارها در فیلمهای خود به سراغ این چالشهای اخلاقی رفته و فیلم «قهرمان» دنباله منطقی فیلمهای قبلی اوست.
آنجا که قضاوت فردی شما حکم عمومی میشود
فرهادی در فیلم «درباره الی» ما را با مقوله «قضاوت اخلاقی» و مسأله اخلاقیات در زندگی واقعی درگیر میکند، در این فیلم دوستان «الی» (دختر غرقشده) که او را برای آشنا شدن با پسری از بستگان خود (شهاب حسینی) به سفر شمال بردهاند با این چالش درگیر میشوند که اگر حقیقت را بگویند، در ذهن خانواده و نامزد دختر متهم به بیاخلاقی میشوند و در سوی مقابل میتوانند قضیه را اینگونه نشان دهند که دختر آگاهانه و به خواست خود (علیرغم داشتن رابطه با فردی دیگر)، به این سفر آمده و بدین ترتیب او را در ذهن نامزدش به یک دختر خیانتکار تبدیل کنند و خود از اتهام یک دعوت نهچندان اخلاقی رهایی یابند.
2 دادگاه، یکی حقوقی؛ دیگری خانوادگی
در فیلم «جدایی نادر از سیمین» مبحثی دیگر از حوزه اخلاق عملی طرح میشود و اینکه اگر پدر حقیقت ماجرا را در مورد زن خدمتکار بگوید و توضیح دهد با وی جدال لفظی داشته و اقدام به هل دادن زن باردار کرده، در نگاه قانون تبدیل به فردی میشود که بههرحال مسبب قتل جنین زن باردار شده، اما مرد برای رهایی از چشمان بسته و شمشیر آخته فرشته عدالت، راه دوم را برمیگزیند و این جدال لفظی و فیزیکی را انکار میکند و با رهایی از چنگال قانون در محکمه وجدان دختر نوجوان خود محکوم میشود، در این فیلم فرهادی مخاطب را با این پرسش رها میکند که اگر در منظر قانون محکوم شویم، اما در دادگاه فرزند خویش الگویی از پدری درستکار باشیم بهتر است یا اینکه به عرف زندگی در جامعه امروزین تن داده و دروغی شاید به قول عموم «مصلحتی» را بیان کنیم و خود را از چنگال عدالت رهایی بخشیده و در عوض پدری باشیم که برای باقی عمر بالای سر فرزند خود میماند حتی اگر فرزند، او را چندان فرد درستکاری نداند.
یک ماجرا با 2 روایت
در فیلم «گذشته» فرهادی بار دیگر ما را به ورطه یک چالش اخلاقی میکشاند و آن اینکه شوهر اصالتاً عرب زنی ایرانی اگر اعتراف کند که با رابطه خیانتآمیز خود موجب جنون آنی همسرش و اقدام وی به خودکشی شده کل داستان تفاوت میکند با این که مرد وانمود کند به سبب خودکشی زن و به کما رفتن وی مجبور شده با زنی دیگر ارتباط برقرار کند تا در مراقبت از فرزندش و کارهای دیگر زندگی به او اتکا کند، این 2گزاره بسیار متفاوت است و فرهادی هر بار با طرح این چالشهای اخلاقی ما را به بازبینی انگارههای مطلق و قضاوتهای اخلاقی رایج میخواند.
همه متجاوزان جوان و گردنکلفت نیستند
در فیلم «فروشنده» فرهادی وارد حوزه تابوها شده، قضاوت اخلاقی اینبار در مورد مسألهای است که به عناوین حساس «ناموس» و «تجاوز» و مسائلی از این دست ارتباط دارد، در این فیلم انگاره عامهپسند «بخشش از بزرگان است» در مورد فردی متجاوز به چالش کشیده میکشد و اینکه آیا واقعاً «لذت عفو» حتی در مورد یک متجاوز به عنف هم از انتقام بیشتر است؟ او قضاوت مطلق و خشم مخاطب را همراهی میکند تا سکانسهایی که با نشان دادن وضعیت زندگی فرد متجاوز، سن و سال بالای او، گرفتاری مالی و اینکه احتمالاً در شناسایی زن قربانی مرتکب اشتباه شده به یکباره مخاطب را دچار تردید میسازد که آیا این فرد به همان بد ذاتی است که ابتدای داستان گمان میکردم؟
فرهادی ما را با شهاب حسینی (در نقش بازیگر مرد) همراه میکند تا سیلی آخر و اینکه اگر مرد مسن متجاوز را در نزد زن و فرزندش خرد کند بهتر است یا اینکه خشم و نفرت را کنار گذارده و او را برخلاف تمام قضاوتهای اخلاقی مرسوم ببخشاید؟
عمل به اخلاقیات گاهی شما را نابود میکند
این بار، اما در فیلم «قهرمان» فرهادی تلختر شده او گویی بخشی از واقعیات اجتماع را پذیرفته و از وادی ذهنیت به عینیت قدم گذارده و قبول کرده که مرز اخلاقیات را گاه عرف اجتماع تعیین میکند.
در این فیلم فرهادی چالش اخلاقی و قضاوتهای چندگانه را طرح نکرده، بلکه این بار او بهنوعی تبعات تصمیم اخلاقی را به تصویر کشیده و نشان داده که گاه با انجام عمل اخلاقی شما نهتنها قهرمان نمیشوید که کل زندگی و حتی آبرو و حیثیت اجتماعیتان هم زیر پرسش میرود.
در این فیلم مرد در دادگاه قانون و جامعه محکوم میشود، اما در نزد فرزند خویش که پسرکی معصوم است تبرئه میگردد آنجا که در سکانسی پسرک در حضور خیران ستاد دیه، با لکنت تأکید میکند که پدرش بیگناه است.
آنچه فرهادی در فیلم قهرمان و سایر فیلمهایش میگوید اعم از سازوکارهای استقرار قدرت و سلسلهمراتب اجتماعی است و از اینرو فیلمهای وی در ماهیت سیاسی نیست و اینکه توصیف دقیق شرایط اجتماع و چالشهای اخلاقی سیاسی تلقی شود به نوع نگاه کنشگران ارتباط دارد، آنچه فرهادی بر آن دست میگذارد کلیتر از «سیاست» و «حکمرانی» است و افراد به میزان دوری یا نزدیکی خود به قدرت با همین قضاوتهای اخلاقی درگیر هستند.
آنچه در فیلم قهرمان مطرح میشود ممکن بود در یک جامعه مرفهتر هم با شدت و ضعف متفاوت رخ دهد و حتی ذیل قوانین قضائی کشوری دیگر و سازوکارهای تأمین و حمایت اجتماعی قویتر نیز ممکن بود چنین مسألهای اتفاق بیفتد، در واقع فرهادی با درونیات ما کار دارد و مخاطب را با این نطق درونی تنها میگذارد که اگر چراغها خاموش باشد و پلیس و قاضی در کار نباشد حتی اگر جامعه و مذهب و عرف اجتماعی عمل تو را موردحمایت و تشویق قرار ندهد، کدام عمل را صحیح و اخلاقی میدانی و آیا عمل اخلاقی را با همه تبعات آن انجام میدهی یا خیر؟ اگر به سبب انجام عمل اخلاقی تو را زندانی کنند و آبرویت را ببرند همچنان «ابراهیموار» چاقو را بر شریان اسماعیلهای زندگی خود خواهیم گذاشت؟
|