ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : چهارشنبه ، 21 مرداد 1405

کد خبر : 130727
 
«رهبر» از دغدغه‌های تولیدکننده‌ها می‌گوید

توسعه نیازمند همراهی دولت و بخش‌خصوصی
تاریخ خبر : 1401-12-13
     
 
 
     
متن خبر :


پس از تلاطم‌های اخیر در وضعیت ارز و بروز برخی مشکلات برای واحدهای تولیدی که باعث انتشار خبرها و گزارش‌هایی از مهاجرت برخی تولیدکنندگان از کشور شده است، در گفتگویی با یکی از تولیدکنندگان صاحب نام همدان درباره معضلات امروز صنعت و تولید در استان، به سایر موضوعات روز از بحران آب که گریبان‌گیر استان شده و بخش‌های مختلف به ویژه کشاورزی و صنعت را دچار مشکل کرده تا اولویت توسعه در استان که بتواند اشتغال پایدار ایجاد و تولید ثروت کند و همچنین نقش اتاق بازرگانی در معادلات اقتصادی استان گریز زدیم.

در این گفت وگو حمیدرضا رهبر از تجربه کاری خود در کارخانه شیشه نیز سخن گفته است. مواردی که تا امروز در رسانه‌ها بازتاب نیافته و موجب گمانه‌زنی‌های نادرست درباره کارنامه 16 ساله این فعال اقتصادی در مدیریت کارخانه شیشه همدان شده است؛ او که هنگام دفاع از میهن در برابر تجاوز عراق، رخت رزم بر تن کرد و به افتخار جانبازی نایل شد و با پایان جنگ، درجه و عنوان نظامی را وانهاد و به عرصه صنعت و تولید وارد شد.

 آنجا که به گفته او نیازمند جهاد و ایثار و فداکاری است.  به اعتقاد حمیدرضا رهبر، دغدغه امروز ما تولیدکنندگان چیزی جز رفع تداوم چرخه تولید و توسعه کار نیست که هم رضایت مردم و هم خشنودی پروردگار در آن است.


یکی از تهدیدهای استان همدان بحث بحران آب است، به‌عنوان یک تولیدکننده، این بحران چه تأثیرات مستقیم یا غیر مستقیمی بر فعالیت اقتصادی شما داشته و چه انتظاری از دستگاه‌های مسئول برای مهار تأثیرات مخرب این پدیده بر اقتصاد استان دارید؟

در واحدهای تولیدی و صنعتی معمولاً از آب برای آماده‌کردن مواد اولیه موردنیاز یا روان سازی ماشین آلات استفاده می‌کنند. بنابراین کمبود آب نه تنها کشاورزی بلکه تولیدات صنعتی را هم تحت تأثیر قرار داده و ظرفیت آن را کاهش می‌دهد.

افزون بر این تعداد زیادی از واحدهای تولیدی از همان ابتدا به‌دلیل محدودیت در برداشت از سفره‌های زیرزمینی در فاز صفر متوقف مانده‌اند؛ تعداد چنین مواردی کم هم نیست. به‌عنوان مثال من برای تأسیس یک واحد گلخانه‌ای همه استعلام‌ها و مجوزها را گرفتم و پروانه تأسیس هم دریافت کردم، حتی مرجع تأمین‌کننده آب به صورت مکتوب تصریح کرده که آب مورد نیاز این طرح تأمین خواهدشد. اما هنگام اجرا، به‌خاطر محدودیت در منابع آبی نتوانستند به تعهد خود عمل کنند و گلخانه در فاز صفر باقی ماند؛ این نمونه کوچکی بود که مثال زدم. مهار بحران آب در استان و حل مشکل تولید نیازمند یک اقدام عمومی است تا از این گرانبهاترین نهاده تولید به بهترین شکل استفاده شود.

در بخش کشاورزی این انگاره غلط است که چون کشاورزی نیاز به آب فراوان دارد پس باید تعطیل شود. در این بخش و البته در تمام بخش های تولیدی و صنعتی باید از تکنولوژی‌های نو و پیشرفته استفاده کرد. ابزارها و تکنولوژی های مدرن می توانند روند فرسایش منابع آبی را متوقف کنند. ضمن آنکه اگر اقتصاد آب شکل بگیرد می توانیم بهره وری یک واحد آب مصرفی را به بالاترین درجه برسانیم. یعنی مثلاً در بخش صنعت یا کشاورزی با کمترین میزان آب مصرفی، بیشترین تولید محصول را داشته باشیم.
در این صورت یک کشاورز با برنامه ریزی صحیح و استفاده از کارشناسان فن، به سراغ تولید محصولی خواهد رفت که هزینه تمام شده آن نسبت به قیمت فروش محصول در بازار به صرفه باشد. آنگاه دیگر شاهد از بین رفتن محصولات کشاورزی و ضایعات آن نخواهیم بود.

در بخش صنعت هم همین قاعده وجود دارد. به عنوان نمونه من در کارخانه سنگ از دستگاهی به نام فیلتر پرس استفاده می کنم که آب مصرف شده برای روان سازی و خنک کردن دستگاه ها را پس از تصفیه مجدد به مدار باز می گرداند. البته ناگفته نماند که استفاده از راهکارها و ابزار مدرن در تولید برای کاهش مصرف آب نیازمند حمایت ها و تأمین منابع مالی برای تولیدکنندگان است.

با این تدبیر می شود دلال بازی ها در خرید و فروش چاه های آب را هم ضابطه مند کرد.

نکته دیگر به نظر من تمرکز استان بر روی توسعه صنایع کم‌آب‌بر یا غیرآب‌بر است. در همین مورد مثال نیروگاه برق شهید مفتح مثالی روشن و گویاست.

چون قبل از اینکه نیروگاه مفتح در کبودراهنگ احداث و افتتاح شود همه کارشناسان متفق القول بودند که این مدل از نیروگاه ها باید در جوار دریا، دریاچه و یا رودخانه راه‌اندازی شوند اما این نیروگاه در منطقه‌ای احداث شد که سبب ایجاد فروچاله‌های متعدد و نشست زمین شده و این دشت امروز جزو بحرانی ترین مناطق کشور به‌حساب می‌آید.   
 
 وجود چه زیرساخت‌ها و ظرفیت‌هایی در استان همدان ضروری است تا تراز تجاری استان را بتوان بهبود بخشید؟

دوره‌ای که مسئولیت خانه صنعت، معدن و تجارت استان را برعهده داشتم در یکی از جلسات کارگروه اشتغال ایده‌ای را مطرح کردم که با مخالفت شدید استاندار وقت مواجه شد. جان مطلب این بود که سال‌هاست محور توسعه استان کشاورزی است ولی واقعیت ها نشان می‌دهند که این تصمیم درست و کارشناسی شده‌ای نبوده است.

یک نشانه که حاکی از توفیق نیافتن توسعه کشاورزی محور در استان بوده مهاجرت وسیع نیروی کار از روستاهای استان به مراکز شهری و تولیدی است چنانکه اغلب همکاران ما در واحدهای تولیدی و کارگران شریفی که چرخ صنعت استان را می گردانند خاستگاه روستایی دارند و همه از نبود امکان کشت و زرع به خاطر خشکی و نبود آب گله مندند. اگر در تشخیص محور توسعه استان درست عمل می‌کردیم چنین اتفاقی رخ نمی‌داد.

مثال دیگری بزنم، صنعتگران سفرهای یک‌روزه به تهران زیاد می‌روند. زمانی که اتوبان تهران-ساوه ساخته می‌شد باید از داخل شهر ساوه عبور می‌کردیم اما ما به‌خاطر علاقه به صنعت از داخل شهرک صنعتی کاوه به اتوبان تهران می‌رفتیم. این شهرک صنعتی در یکی از شهرستان‌های محروم مرکزی واقع شده، اما در تمام این مدت شاهد رشد و توسعه دائمی آن بودیم. و نه تنها توقفی در رشد آن به‌وجود نمی‌آمد که شهرکی با نشاط و دارای فضای سبز با ترددهای متعدد خودروها است. ما به این شهرک غبطه می‌خوردیم که در همدان چرا چنین شهرکی وجود ندارد. شرایط عقب‌ماندگی صنعت همدان مربوط به چند سال نیست بلکه در چند دهه اخیر این اتفاق افتاده است.

صنعت و تولید موتور محرک رشد اقتصادی و توسعه استان است و سبب افزایش سرانه تولید می شود. اما مشکلات بخش آب یکی از موارد مهمی است که صنعت را به حاشیه برده و این مسأله سبب عقب‌ماندگی همدان نسبت به استان‌های همجوار شده است.

 به نظر شما چرا توریسم و گردشگری در استان همدان متناسب با قابلیت‌های بسیاری که در این زمینه وجود دارد، رشد و توسعه پیدا نکرده است.

در همدان که مراکز تاریخی و گردشگری متعددی دارد اما بدون توجه به زیرساخت‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری به گردشگری پرداخته می‌شود. قبل از اینکه بگوییم گردشگری محور توسعه باشد ابتدا باید ببینیم این صنعت آیا مسأله بیکاری استان را حل می کند و می تواند اشتغال پایدار ایجاد ‌کند یا خیر. معمولاً بازه زمانی فعالیت هتل‌ها در همدان 4تا 5ماه است. تله‌کابین گنجنامه فقط چندماه رونق دارد و در طول ماه‌های سرد یا تعطیل می‌شود و یا به‌صورت محدود فعالیت می‌کند. بنابراین سرمایه‌گذاری در این بخش با چالش‌هایی مواجه شده و نمی‌تواند اشتغال پایدار ایجاد کند. البته در این بخش مسائل فرهنگی هم وجود دارد که نیازمند توجه ویژه است.

صنعت گردشگری و توریسم برای همدان مزیت های زیادی دارد ولی در عین حال باید اولویت نخست بر روی بخش هایی باشد که بیشترین بازدهی را ایجاد می کنند و می توانند اشتغال پایدار به وجود آورند.

شاید بهتر باشد تا بخش های مختلف اقتصادی در همدان به صورت موازی پیگیری شوند. یعنی در بخش کشاورزی با درنظر گرفتن محدودیت در منابع آبی برنامه ریزی کنیم. در گردشگری با در نظر گرفتن مسائل فرهنگی، جغرافیایی، اقلیمی و ظرفیت‌های تاریخی و تلاش برای تنوع بخشی به جذابیت های توریسم در همدان به عنوان مثال گردشگری ورزش های زمستانی، یا گردشگری سلامت و... بخش صنعت با توجه به وجود منابع معدنی در استان و محدودیت‌های آبی و همینطور ظرفیت‌ها و محدودیت‌ها در توسعه آموزش، خدمات، صنایع دستی و موارد دیگر لازمه تصمیم‌گیری درست در توسعه استان است.

به اعتقاد بنده صنعت می‌تواند به اولویت نخست توسعه استان تبدیل شود زیرا استان همدان تعداد زیادی سرمایه‌گذار، کارآفرین و صنعتگر توانمند و نام آور دارد که به دلیل توجه نکردن کافی به صنعت در همدان، سرمایه خود را به خارج از استان منتقل کرده‌اند.
اگر صنعت همدان رشد کند قطعاً از لحاظ اجتماعی و سیاسی هم تأثیر زیادی خواهد گذاشت.

 یکی از مهمترین سوابق مدیریتی شما در بخش صنعت، مربوط به کارخانه شیشه همدان است. چه تجربیاتی از آن آموختید؟

شرکت شیشه یکی از افتخارات استان و کشور است. چون یکی از بزرگترین واحد تولیدی شیشه به‌لحاظ ظرفیت اسمی و تعداد پرسنل در خاورمیانه محسوب می شود که در مقطعی با مشکلاتی مواجه شد. در همان دوره یعنی سال 80 برای مدیریت این کارخانه من افتخار داشتم که در خدمت این مجموعه باشم.

قبل از آن من کارخانه سنگ احرار همدان را راه‌اندازی کرده بودم و با همکاری پرسنل توانمندی که مشغول به کار بودند صادرات سنگ در استان را آغاز کردیم. در آن مقطع مدیرعامل شرکت شیشه خسرو فخیم هاشمی خیلی صریح و شفاف درباره وضعیت کارخانه توضیح داد و فرصت یک هفته‌ای برای ارائه برنامه کاری در اختیار من گذاشت.پس از اینکه مدتی چالش‌های کارخانه شیشه را بررسی کردم به این نتیجه رسیدم که عمده‌ترین معضل، مسائل اجتماعی و فرهنگی است چنانکه شمار قابل توجهی از کارگران در دام اعتیاد افتاده بودند و حتی از کارخانه به عنوان مرکزی برای توزیع موادمخدر استفاده می شد.

 با همه این وجود با توکل به‌خدا مسئولیت را پذیرفتم و پاشنه‌کشیده و با شعار «جهاد اقتصادی» پیش رفتم. با خودم گفتم وقتی وارد میدانی می‌شوی که نمی‌دانی چه چیزی پیش رو است پس جهاد محسوب می‌شود.

وقتی وارد مجموعه شدم بیش از هزار پرسنل در کارخانه مشغول بودند اما تولید بستر محدود بود. سرانه تولید شیشه به ازای هر پرسنل به‌حدی پایین بود که از کوچکترین کارخانه با کمترین پرسنل در کشور امارات هم کمتر بود. چون این کارخانه به‌صورت دولتی و شبه‌دولتی اداره می‌شد، بسیاری از پرسنل با سفارش مسئولان در آنجا مشغول به‌کار شده‌بودند.

کارخانه 2 کوره داشت که به‌دلیل فرسوده بودن هیات مدیره و مدیر عامل محترم شرکت مترصد آن بودند که یکی از آنها را موقتا خاموش کنند تا بازسازی شود. چون هر لحظه امکان ریزش آن وجود داشت. کوره‌ای که بیشترین عمر آن باید 12سال باشد اما به همت کارشناسان واقعی مجموعه بیش از 20سال عمر کرده بود. این اقدام سبب بیکاری عده‌ای می‌شد اما برخی سوء تفاهم ها، اجازه تعطیلی آن را نمی‌داد. از همه طرف تحت فشار بودم، پرسنل از یک طرف، مسئولان و حتی مطبوعات هم از طرف دیگر. هر چه می‌گفتیم برنامه داریم اما می‌گفتند دارید نیروها را اخراج می‌کنید. حتی بنده وقتی برای خرید می‌رفتم درباره این موضوع صحبت می‌کردند که یک نفر آمده و پرسنل کارخانه را اخراج می‌کند و باعث بیکاری عده زیادی شده‌است.

اما با یاری خداوند و کمک مسئولان استان و هیأت‌مدیره شرکت شیشه، این مشکلات بالاخره حل شد. ما نه تنها مسأله فرهنگی حاکم را حل کردیم که در چند سال با حمایت مسئولان توانستیم اصلاحات زیادی انجام دهیم و بهره‌وری را بالا ببریم.

در این مسیر700 نفر از 1100پرسنل  را با بیمه سخت و زیان‌آور بازنشسته کردیم. و بدون خدشه واردکردن به زندگی آنها تولید و راندمان را با 30 درصد از پرسنل به 2برابر رساندیم. اما برخی برای مانع تراشی بخشی از کارخانه را به آتش کشیدند که مسبب آن اخراج شد، یعنی جمعاً 2نفر را در این مدت اخراج کردیم.

در اوایل کار تهدیدهای زیادی هم متوجه من و خانواده‌ام شد. کروکی منزلم را یکی از پرسنل از داخل کشوی یکی دیگر از کارمندان پیدا کرده بود که با‌دستور مسئولان احتیاط بیشتری برای حفظ جان خودم و خانواده‌ام کردیم و در نهایت مجبور شدم خانواده‌ام را به‌صورت پنهانی از همدان خارج کرده و به تهران فرستادم. اما با اینکه جانم درخطر بود خودم پای کار ماندم. این یک جهاد به تمام معنا بود. پس از آن خیلی از کارگران که دیدند بقای کارخانه شیشه به‌خاطر اصلاحات انجام‌شده است، آمدند و طلب حلالیت کردند. البته موفقیت من مرهون حمایت های و راهنمایی های هیئت مدیره و مدیر عامل محترم شرکت شیشه بود.

اصل صحبت من این است که همه صنعتگران و تولیدکنندگان با چنین فشارهایی مواجه می‌شوند و آن را با سختکوشی پشت سر می‌گذارند.

امروز کارخانه شیشه همدان پرافتخارترین واحد تولیدی استان است. پرسنل آن جزو تحصیلکرده‌ترین و متعهدترین افراد هستند و در فضای سالم فرهنگی و در امنیت کار می‌کنند. اکنون هم به پاس زحمات مدیران فعلی سهام آن در بورس خرید و فروش می‌شود و در جامعه به‌خاطر داشتن مدیران و پرسنل خوب به نیکی از آن یاد می‌شود.

 به نظر شما چگونه می توان روند مهاجرت نخبگان و تولیدکنندگان از کشور را متوقف کرد و هموطنان خارج از کشور را ترغیب کرد تا به وطن بازگردند؟

بخشی از افرادی که در خارج از کشور تحصیل کرده و دارای تخصص هستند چون در ایران بازار کار ندارند به اجبار به ایران برنمی‌گردند، که مدیریت صحیح و استفاده از توصیه‌های بزرگان کشور برای توجه ویژه به نخبگان و تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان می‌تواند بسیاری از نخبگان و متخصصبین کشور را به ایران بازگرداند.

اگر توجه کنید، می‌بینید که عمده نخبگان که از ایران رفته‌اند در رشته‌های صنعتی تحصیل کرده‌اند و چون توجهی به صنعت نمی‌شود آنها هم در ایران نمی‌توانند از تخصصشان استفاده‌کنند.

پس وقتی می‌گوییم بهتر است که صنعت، محور توسعه باشد یکی از دلایلش جذب نخبگان و ایجاد شغل پایدار برای آنهاست.

همدان استانی کشاورزی است اما چون مکانیزه نیست پس نتوانسته فارغ‌التحصیلان مرتبط را به‌کار بگیرد. در صورتی که اگر کشاوزی همدان مدرن می‌شد حتی مهندسان فنی را هم به‌کار می‌گرفت و در رشته‌های فنی و مهندسی اشتغال فراوانی ایجاد می‌کرد.

وقتی صحبت از مهاجرت می‌شود همه فکر می‌کنند آن که بار سفر می‌بندد علاقه‌ای به کشور خود و زندگی در آن را ندارد، درصورتیکه واقعیت این نیست و به‌نظرم حداقل بیش از 95درصد از مهاجران به این علت می‌روند که از آموخته‌های خود در کشور نمی‌توانند استفاده‌کنند.

صنعت ما آنقدر توسعه نیافته که از ظرفیت عظیم متخصصان ایرانی که عمدتاً در خارج کشور جزو پیشگامان و نوآوران هم هستند استفاده بهینه کند. امروز کشور آلمان برای مهندسان و پزشکان فراخوان می‌دهد و به این شکل نخبگان ما را جذب می‌کند. ما که ادعا می‌کنیم می‌خواهیم قطب منطقه شویم پس باید بتوانیم پاسخگوی جوانان باشیم و البته هم به راحتی می‌توانیم از این معضل عبور کنیم. چون بیشترین مسأله پیش روی این نخبگان نبود توسعه اقتصادی است. در صورتیکه آنها به وطن و کشورشان عشق دارند و حالا که به‌دنبال استفاده از تخصص و آموخته‌هایشان هستند گناهی ندارند.

 با توجه به ظرفیت‌های استان در بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی، آیا می‌توان در زنجیره ارزش به راهکاری برای پیوند بین کشاورزی و صنعت رسید؟

توسعه صنعت و تبدیل آن به محور نخست استان مدافعینی دارد اما مخالف هم دارد. اغلب مخالفان آن طرفداران محیط زیست هستند که باید به حرفشان توجه کرد. وقتی می‌گوییم می‌خواهیم صنعتی بشویم و کارخانه احداث کنیم منظور این نیست که کارخانه‌ای با دودکش‌های عظیم احداث می‌کنیم تا گازco2  به‌خورد مردم بدهیم.

در این کارخانه‌ها باید به‌طور کامل تکنولوژی و فناوری نو به‌کار گرفته‌شود. مانند کشورهای توسعه یافته. حتی کشور چین که از منابع انرژی کافی برخوردار نیست و از زغال سنگ به صورت انبوه استفاده می کند. تکنولوژی های نوین را به کار گرفته تا آلودگی را مهار و کنترل کند. ما هم باید به همان شکل عمل کنیم تا به محیط زیست آسیب نرسد. اما آن نگاه انقباضی نسبت به این موضوع باید تغییر کند؛ چون امروز اغلب می‌گویند کارخانه احداث نشود چون به محیط زیست آسیب می‌رسد.

بنابراین اگر به مدرنیزاسیون توجه کافی شود بدون کوچکترین آسیب به محیط زیست و منابع زیرزمینی و روزمینی و همچنین حفظ آنها، می‌توانیم به توسعه برسیم.

 شما کدام صنایع را برای همدان مناسب می‌دانید؟

استان همدان ذخایر معدنی و منابع سرشاری دارد، مخصوصاً در منابع غیرفلزی غنی است. اما در حال حاضر این منابع استخراج شده و خام‌فروشی می‌شوند. لذا باید صنایع فراوری احداث و از خام‌فروشی جلوگیری شود تا به ارزش افزوده بیشتری دست پیدا کنیم. این صنایع هستند که اشتغال ایجاد کرده و مهندسان و نخبگان را هم به‌کار می‌گیرند.
خوشبختانه امروزه مسئولان استان نگاه توسعه‌ای دارند و به‌راحتی می‌توان با تغییر در روش‌ها به توسعه ماندگار دست یافت.


 رابطه مدیران دولتی و فعالان بخش خصوصی باید چگونه تعریف شود تا خروجی آن شکوفایی و توسعه اقتصاد استان و ارتقای جایگاه ما در اقتصاد ملی باشد؟

توسعه در استان شکل نمی‌گیرد مگر در سایه تلاش و همدلی و تعامل بخش خصوصی با دولتی. در کشور توزیع امکانات در دست دولت است. درست است که تعدادی بانک خصوصی داریم اما دولت توزیع‌کننده پول و منابع مالی است. صدور مجوزها هم همین‌طور. اگر دولت با بخش خصوصی تعامل نداشته باشد قطعاً رشد و توسعه سخت خواهد شد.

در تعامل بین دولت و بخش خصوصی، سرمایه باید توسط بخش خصوصی تأمین شود و مدیریت آن هم توسط خصوصی‌ها انجام شود چون دولت ثابت کرده مدیر و بنگاه‌دار خوبی نیست. حتی بحث مولدسازی منابع دولتی که این روزها مطرح شده باید با کمک بخش خصوصی محقق شود ودولت فقط نظارت و حمایت کند. این تعامل با حضور پررنگ تشکل‌های خصوصی میسر می شود. آنها هستند که رابط بخش خصوصی و دولت هستند و هرچه تعداد این تشکل‌ها بیشتر باشد بهتر است.

اصلی‌ترین تشکل بخش خصوصی که قانون مدون دارد اتاق بازرگانی کشور و استان‌هاست که عمده توان بخش خصوصی در همین اتاق‌ها متبلور می شود. و زمانی دولت می‌تواند از آن و تعامل با آنها بهره ببرد که فردی آگاه به اقتصاد و مسائل مرتبط به آن در رأس اتاق‌ها چه در سطح کشور و چه در سطح استان‌ها، قراربگیرد.

وقتی تشکل قوی باشد و مشکلات فعالان اقتصادی را با پوست و استخوان درک کند می‌تواند مطالبات آنها را به دولت انتقال داده و پیگیری کند و در نهایت به نتیجه برساند.
متأسفانه در همدان چند سالی است تعامل بین دولت و بخش خصوصی ضعیف شده و اتاق از اهداف اصلی فاصله گرفته و در اغلب موارد پیگیر مطالبات بخش خصوصی نیست. اتاق بازرگانی باید پیگیر مشکلات فعالان و صاحبان سرمایه، و تعامل دولت با بخش خصوصی و حتی برقراری ارتباط فعالان اقتصادی با کشورهای خارجی باشد اما تمرکز آنها به مسائل حاشیه‌ای معطوف شده‌است.

ما در اتاق بازرگانی باید در جهت تعامل با دولت تلاش کنیم که اتاق در دوره قبل ضعیف عمل کرد و فرصت‌های بی‌شماری را از دست داد.

درصورتیکه اتاق بازرگانی استان‌های دیگر به‌عنوان مثال در چندماه اخیر حداقل برای وصل‌شدن گاز تولیدی‌ها مذاکرات زیادی کردند. بنده شاهد مذاکرات اتاق‌های بازرگانی استان‌های سمنان و لرستان بودم که چگونه مذاکره کرده و مسأله گاز واحدهای تولیدی را حل کردند. اما در استان همدان این اتفاق نیفتاد. و در حالیکه یک کارآفرین یا تولیدکننده باید روی تهیه مواد اولیه، تولید، فروش و پرداخت حقوق تمرکز کند مجبور شده تا به صورت انفرادی در پی حل مشکلات خود باشد و چنین موارد حاشیه‌ای انرژی افراد را مستهلک کرده‌است.

خوشبختانه در این دوره، شورای عالی نظارت متوجه انحراف‌هایی در اتاق‌های کشور شد و مقرراتی را ابلاغ کرد تا فعالان واقعی اقتصادی بتوانند در اتاق حضور یابند.

 صحبت پایانی؟

اتاق بازرگانی تشکل مهمی در اقتصاد است پس از دارندگان کارت عضویت و بازرگانی تقاضا دارم که حتماً در انتخابات 20 اسفند سالجاری پای صندوق‌های رأی بیایند و نمایندگانی را برگزینند که با تمام وجود مشکلات بخش خصوصی را درک کنند.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.