|
تازهترین آمار منتشرشده از سفرهای تابستانی ایرانیان، یک خبر خوب برای همدان دارد؛ نام این استان در میان ۱۰ مقصد پرتکرار سفرهای تابستانی دیده میشود. همدان نهتنها در مقاصد سفر، بلکه در میان مقصدهای سفرهای دارای اقامت شبانه و حتی سفرهای بدون اقامت نیز حضور دارد. در ظاهر، این همان آماری است که میتواند مدیران گردشگری را خوشحال کند؛ اما اگر قرار باشد آمار را نه برای تبریک، بلکه برای فهم واقعیت گردشگری بخوانیم، ماجرا کمی متفاوت میشود.
پرسش اصلی دیگر این نیست که «چند نفر به همدان سفر کردهاند؟» پرسش مهمتر این است که چند نفر در همدان ماندهاند و چه میزان از هزینه سفرشان در اقتصاد استان باقی مانده است؟
این 2پرسش فاصله زیادی با یکدیگر دارند؛ فاصلهای که شاید مهمترین مسأله گردشگری امروز همدان باشد.
همدان از نظر جاذبه کمبود ندارد. هگمتانه جهانی شده، غار علیصدر همچنان یکی از شناختهشدهترین جاذبههای طبیعی کشور است، آرامگاههای بوعلی و باباطاهر، گنجنامه، تپه عباسآباد، روستاهای هدف گردشگری، لالجین، ملایر، تویسرکان، نهاوند و صدها ظرفیت تاریخی، طبیعی و فرهنگی دیگر در اختیار استان قرار دارد.
پس مسأله همدان «نداشتن چیزی برای دیدن» نیست.
مسأله این است که آیا برای گردشگر چیزی برای ماندن طراحی کردهایم؟
مسافری که صبح وارد همدان میشود، هگمتانه را میبیند، به آرامگاه بوعلی میرود، ناهارش را میخورد و عصر راهی مقصد بعدی میشود، برای آمار گردشگری یک «مسافر» است؛ اما برای اقتصاد گردشگری الزاما یک «مشتری ارزشمند» نیست.
گردشگری زمانی برای شهر درآمد میسازد که زنجیرهای از خدمات را فعال کند؛ اقامت، غذا، حملونقل، راهنمای گردشگری، موزه، خرید صنایعدستی، تجربههای محلی، رویداد، تفریح و بازدید از چند جاذبه در یک سفر.
به همین دلیل، حضور همدان در میان مقاصد پرتردد را نباید پایان موفقیت دانست؛ بلکه باید آن را آغاز یک پرسش جدی درباره کیفیت سفر تلقی کرد.
همدان در سالهای اخیر بارها آمار قابلتوجهی از بازدید جاذبهها ارائه کرده است. اما میان «بازدید» و «اقتصاد گردشگری» یک فاصله جدی وجود دارد. ممکن است یک جاذبه میلیونها بازدید داشته باشد، اما اگر مسافر اقامت نکند، خرید نکند و تجربهای بیش از یک بازدید کوتاه نداشته باشد، بخش قابلتوجهی از ارزش اقتصادی سفر از دست میرود.
این همان نقطهای است که سیاست گردشگری استان باید تغییر مسیر دهد؛ از افزایش تعداد گردشگر به سمت افزایش ارزش هر گردشگر.
در شرایط اقتصادی امروز، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند. سفر برای بسیاری از خانوادهها گرانتر شده و طبیعی است که بخشی از مردم سفرهای کوتاهتر و کمهزینهتر را انتخاب کنند. بنابراین نباید تصور کرد سفر یکروزه الزاما تهدید است. تهدید زمانی است که مقصد نتواند همین سفر کوتاه را به یک تجربه اقتصادی کامل تبدیل کند.
همدان میتواند از موقعیت جغرافیایی خود استفاده کند. مقصدی که برای بخش بزرگی از بازارهای پیرامونی امکان سفر کوتاه دارد، میتواند به جای جنگیدن برای تبدیل همه گردشگران به مسافر چندروزه، ابتدا یک شب اضافه به سفر آنها بیفزاید.
یک شب اضافه، یعنی یک اتاق بیشتر در هتل؛ یک وعده غذای بیشتر در رستوران؛ یک بازدید بیشتر؛ یک خرید از صنایعدستی؛ یک تاکسی بیشتر؛ یک راهنمای گردشگری؛ یک کافه و دهها کسبوکار کوچک و بزرگ که از گردشگر درآمد کسب میکنند.
این یعنی اقتصاد گردشگری.
برای رسیدن به چنین هدفی، همدان بیش از آنکه به تبلیغ عمومی «همدان را ببینید» نیاز داشته باشد، به محصول گردشگری مشخص نیاز دارد.
مسافر باید بداند اگر دو روز در همدان بماند، چه چیزی نصیبش میشود که در یک روز نمیتواند تجربه کند.
مثلا «همدان تاریخی»، «همدان شبانه»، «همدان خانواده»، «همدان کودک»، «همدان غذا»، «همدان روستا»، «همدان معماری» یا بستههای ترکیبی هگمتانه تا علیصدر و لالجین تا ملایر، نباید فقط ایدههایی روی کاغذ باشند. اینها باید به بستههای واقعی، قابل خرید و قابل رزرو تبدیل شوند.
از سوی دیگر، رویدادها نیز میتوانند حلقه مفقوده ماندگاری گردشگر باشند. رویداد کشاورزی، جشنواره محصول، برنامه فرهنگی، تورهای شبانه، بازارهای صنایعدستی و برنامههای محلی اگر در تقویمی منسجم قرار بگیرند، میتوانند دلیل تازهای برای سفر و اقامت ایجاد کنند.
همدان نباید فقط مقصدی باشد که «در مسیر» انتخاب میشود؛ باید مقصدی باشد که برای خودش انتخاب میشود.
تازهترین آمار سفرهای تابستانی یک پیام روشن دارد: تقاضا برای سفر به همدان وجود دارد. این بخش از مسأله را نمیتوان به گردن نبود گردشگر یا ضعف علاقه مردم گذاشت. اکنون نوبت مدیریت مقصد است که از این تقاضا ارزش اقتصادی بسازد.
بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که شاخص موفقیت گردشگری همدان نیز تغییر کند.به جای اینکه فقط بپرسیم «چند گردشگر داشتیم؟»، باید بپرسیم:
میانگین اقامت چند شب بود؟
متوسط هزینه هر گردشگر چقدر بود؟
چه میزان از این هزینه در اقتصاد محلی باقی ماند؟
چند گردشگر دوباره به همدان بازگشت؟
و شاید مهمتر از همه:
چند نفر بعد از سفر به همدان، این شهر را به دیگری پیشنهاد کردند؟
همدان امروز برای اثبات اینکه مقصد گردشگری است، دیگر نیازی به آمارسازی ندارد. دادههای ملی نشان میدهد که این شهر در نقشه سفر ایرانیان حضور دارد.
چالش بعدی سختتر است؛ تبدیل «مسافر» به «مهمان»، «مهمان» به «گردشگر ماندگار» و گردشگر ماندگار به «درآمد پایدار» برای شهر و استان. آمار جدید، برای همدان خبر خوبی است؛ اما اگر درست خوانده شود، بیش از آنکه جای جشن گرفتن باشد، باید زنگ آغاز مرحله بعدی مدیریت گردشگری را به صدا درآورد.
مسافر آمده است؛ حالا باید کاری کرد که بماند.
|