|
چرخه معیوبی در بازار ایران برای تنظیم آن تعریف شده که این روند هر چند در ظاهر به نفع مردم است، اما در درازمدت تثبیتکننده گرانی و نرخهای جدید است.
در این چرخه واسطهها و انبارداران ابتدا برای کالایی با عرضه نکردن به بازار کمبود ایجاد میکنند و پس از افزایش قیمت مورد نظر، کالا را قطرهچکانی به بازار وارد میکنند تا به قیمتی که مدنظر آنهاست رسیده و شرایط بازار عادی شود.
در این بین، مسئولان تنظیم بازار هم تصمیم میگیرند برای پاسخ به تقاضای مردم از موجودی انبارهای خود با نرخی به طور مثال متعادل استفاده کرده و آنها را برای تنظیم بازار روانه بازار کنند.
کلیت کار اقدامی به نفع مردم و در راستای صیانت از حقوق مصرفکننده است، اما واقعیت این چنین نیست و در واقع با این اقدام یک گرانفروشی شیک دولتی رخ میدهد.
اما این گرانفروشی با مجوز چگونه رخ میدهد؟ دستگاه متولی خرید محصولات و ذخیره آن برای تنظیم بازار زمانی که خریدها را انجام میدهند، با قیمتی بسیار پایین این خریدها را انجام و انبار میکنند، اما در زمانی که بازار نیاز به این محصولات دارد، قیمت نه با در نظر گرفتن سود متعارف، که با در نظر گرفتن شرایط جدید بازار تعیین میشود که در مواردی چند برابر نرخ خرید و هزینه حمل و نقل و انبارداری و... برای آن دستگاه سود به دنبال دارد.
در همین داستان غریب سیبزمینی، دستگاه متولی ذخیره سیبزمینی را در زمان برداشت از کشاورز به قیمتی نازل خریداری کرده، اما اکنون همان سیبزمینی را با منت به مردم توسط فروشندگان وانتی که خود جای بحث جدایی دارد، کیلویی ۳۵ هزار تومان میدهد که شاید بیش از ۸۰ درصد آن فایده برای همان دستگاه و فروشندگان آن باشد.
این روند در تنظیم بازار برنج و سیب و پرتقال نوروزی، خرمای ماه رمضان و دیگر محصولات هم قابل مشاهده است و در واقع باید پرسید این چه نوع تنظیم بازاری است که در آن دستگاههای تنظیمگر خود به دنبال سود نامتعارف هستند و با این اقدام گرانی را نهادینه میکنند؟
این دستگاهها اگر قصد تنظیم بازار را دارند، باید محصول خریداری شده را در زمان نیاز بازار به قصد شکستن قیمتهای جدید، اگر لازم هم شد، با قیمت خرید عرضه کنند نه اینکه به دنبال سود باشند و با این اقدام گرانی را نهادینه کنند.
وقتی قیمت سیبزمینی برای تنظیم بازار ۳۵ هزار تومان تعیین میشود، یعنی قیمت مبنا از این به بعد ۳۵ هزار تومان است، یا وقتی قیمت برنج تنظیم بازار که از قبل ۳۵۰ هزار تومان بود، حدود ۵۰۰ هزار تومان تعیین میشود، یعنی دولتبه طور رسمی گرانی برنج را پذیرفته و خود نیز برای فروش نرخ را گران کرده است.
این روند تنظیم بازار، بازار را به نفع مردم تنظیم نمیکند، بلکه این روند به سود کسانی است که در انبارها کالا دارند؛ حالا چه نهاد دولتی باشد یا نباشد که هر دو دنبال سود هستند.
با این اوصاف، بهتر است به تنظیم بازار از نو فکر شود و روندی در نظر گرفته شود که گرانی را رسمی نکند.
|