|
مسعود نیلی، اقتصاددان شناختهشده کشور، در نشست تخصصی اتاق بازرگانی همدان تصویری صریح از واقعیت اقتصاد ایران ارائه کرد؛ تصویری که از رشد منفی ۱۴۰۴ و تورم بالای ۵۰ درصد آغاز شد و تا نقد ریشهای برداشتهای غلط از استقلال، عدالت و نقش دولت ادامه یافت.
وی هشدار داد: اگر جامعه از گذشته درس نگیرد، حتی گشایشهای احتمالی نیز به هدر خواهدرفت.
وضعیت اقتصاد در سال جاری
نیلی در آغاز سخنان خود با اشاره به دادههای رسمی و برآوردهای اولیه، وضعیت اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ را نامطلوب توصیف کرد و گفت: بر اساس تخمینهای موجود، رشد اقتصادی امسال مثبت نخواهدشد و اقتصاد با احتمال بالا در محدوده رشد منفی نزدیک به ۳درصد قرارمیگیرد.
این اقتصاددان تأکید کرد که این رشد منفی به معنای فروپاشی نیست، اما بهروشنی نشان میدهد اقتصاد بزرگ نمیشود و ظرفیتهای رفاهی کشور رو به تحلیل است.
وی در ادامه با اشاره به تورم بالای جاری افزود: برآوردها نشان میدهد نرخ تورم در پایان سال میتواند به محدوده ۵۰ تا ۵۵درصد برسد؛ سطحی که فشار معیشتی سنگینی بر خانوارها وارد کرده و یکی از بالاترین سطوح تورم در چند دهه اخیر است.
نیلی مهمترین منشأ فشارهای اقتصادی را محدودیتهای حوزه نفت دانست و توضیح داد که هرگاه فروش نفت با مانع مواجه شود، درآمد ارزی کاهش پیدا میکند، دولت در تنگنای بودجهای قرار میگیرد، نرخ ارز جهش میکند و در نهایت تورم بالا میرود.
وی یادآوری کرد: زمانی درآمد نفتی ایران به ۱۵۰میلیارد دلار هم رسیده بود، در حالی که برآورد امسال ممکن است کمتر از ۳۰میلیارد دلار باشد.
به گفته وی، این کاهش شدید نهتنها قدرت مداخله دولت را محدود کرده بلکه بر تمامی متغیرهای کلان اقتصادی سایه انداخته است.
چشمانداز سال آینده
نیلی در ادامه سخنرانی تأکید کرد که روندهای فعلی تنها به سال جاری محدود نمیشود و افزود: سال ۱۴۰۵ نیز به نظر نمیرسد سال مناسبی برای اقتصاد باشد.
این اقتصاددان گفت: بسیاری از فشارهایی که امروز دیده میشود، محصول روندهای تاریخی و تصمیمات انباشتهای است که طی سالیان طولانی شکل گرفته و امروز خود را در قالب رشد ضعیف، تورم بالا و تنگنای مالی نشان میدهد.
پیامدهای ماندگار موج جمعیتی دهه۶۰
نیلی بخش مهمی از تحلیل خود را به موج جمعیتی دهه۶۰ اختصاص داد و افزود: این موج از سال ۱۳۶۰ آغاز شد و آثارش تا ۳ یا ۴دهه ادامه خواهدیافت.
به گفته وی، دههشصتیها امروز تنها گروهی هستند که خودشان، فرزندانشان و والدینشان بهطور همزمان در چرخه اقتصادی حضور دارند و این موضوع فشار مضاعفی بر ساختار اشتغال، رفاه و نظام حمایتی کشور وارد میکند.
وی با اشاره به جمعیت بسیار گسترده این نسل توضیح داد: حدود ۳۲ تا ۳۳میلیون نفر بهطور مستقیم با موج دهه۶۰ درگیرند و بخش قابلتوجهی از زیست اقتصادی خود را با مشکلات جدی پشت سر گذاشتهاند؛ مشکلی که امروز نیز در قالب فشار بر بازار کار و معیشت ادامه دارد.
واقعیتی که رفاه تولید نمیکند
نیلی بخش گستردهای از سخنان خود را به تشریح ساختار اشتغال اختصاص داد و افزود: بخش بزرگی از مشکلات امروز اقتصاد ایران ناشی از این است که ساختار اشتغال ما فاقد توان ایجاد رفاه است.
به گفته این اقتصاددان، حدود ۶۰درصد بیکاران کشور را فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند؛ عددی که نشاندهنده شکاف جدی میان نظام آموزشی و نیازهای بازار کار است.
وی در ادامه تأکید کرد: ۶۰درصد شاغلان کشور غیررسمیاند و ۶۴درصد در بنگاههایی زیر ۵نفر فعالیت میکنند. اگر واحدهای زیر ده نفر را نیز در نظر بگیریم، ۷۳درصد اشتغال ایران در بنگاههای خرد و کمبازده شکل گرفته است. نیلی این وضعیت را یکی از دلایل اصلی فقر شاغلان دانست و افزود: بخش عمده فقرا در ایران شاغلاند، نه بیکار؛ اما شغلی که درآمد آن توان عبور از فقر را ندارد، رفاه ایجاد نمیکند.
وی در توضیح وضعیت صنعت نیز گفت: تنها ده کارخانه در ایران یکپنجم صنعت کشور را تشکیل میدهند و صد واحد صنعتی نیمی از کل ارزش افزوده را در اختیار دارند، اما اشتغال این واحدها بسیار ناچیز است. این تمرکز بالا و اشتغال پایین سبب شده صنعت ایران در عین بزرگی، اشتغالزا نباشد و در برابر هر تکانهای آسیبپذیر شود.
برداشت غلط از استقلال
نیلی در بخش دیگری از سخنرانی، به سراغ مفهوم استقلال رفت و افزود: برداشت ما از استقلال، یکی از خطاهای تاریخی است که هزینههای بسیاری ایجاد کرده است. او توضیح داد که بسیاری از اقتصادهای بزرگ دنیا همزمان بزرگترین صادرکننده و واردکننده هستند و استقلال آنها در وابستگی متقابل شکل گرفته است؛ یعنی ما به دنیا وابستهایم و دنیا نیز به ما.
نیلی افزود: تصور اینکه استقلال یعنی هیچ چیز وارد کشور نکنیم یا خودکفا باشیم برداشت نادرستی است که ما را به انزوا کشانده است. کشوری که نمیتواند با جهان تعامل کند و دیگران تعیین میکنند چه میزان نفت بفروشد یا نفروشد، عملا استقلال خود را از دست داده است.
مقابله با رشد به نام عدالت
نیلی سپس به نقد مفهوم عدالت در سیاستگذاری ایران پرداخت و افزود: ما عدالت را اینگونه فهمیدیم که نباید اجازه دهیم بنگاه بزرگ شود یا سرمایه انباشته شود. هرگاه واحدی بزرگ شد، آن را از مالک خصوصی گرفتیم یا مانع شکلگیری آن شدیم.
وی گفت: هیچیک از ده بنگاه بزرگ صنعتی کشور خصوصی نیستند و این نتیجه دیدگاهی است که بخش خصوصی را مقابل دولت تعریف میکند نه در کنار آن.
نیلی تأکید کرد: این برداشت نهتنها عدالت نیست، بلکه ضدعدالت است؛ زیرا مانع تولید، سرمایهگذاری و رشد میشود و به گسترش فقر دامن میزند.
دولتی که هم بازیگر است و هم داور
نیلی با اشاره به نقش دولت در اقتصاد افزود: ما دولتی ساختیم که هم مالک بنگاه است و هم داور مسابقه. دولت نمیتواند همزمان تولیدکننده باشد و از سوی دیگر سیاستگذار بیطرف. وقتی داور مسابقه خودش یکی از تیمها باشد، نتیجه از ابتدا مشخص است و این مسأله سبب شده سیاستگذاری اقتصادی ایران دچار تناقض ساختاری شود.
یادگیری از نفت مهمتر است
نیلی فضای کلی اقتصاد را چنین جمعبندی کرد و افزود: بحرانهای امروز تلخاند و احتمالا روزهای سختتری نیز در پیش است. اما مهمتر از همه این است که جامعه منفعل یا ناامید نشود.
وی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند ژاپن پس از جنگ گفت: سرمایه اصلی ملتها نه نفت است و نه گاز، بلکه قدرت یادگیری، درس گرفتن از گذشته و اصلاح خطاهاست. به گفته وی، ملتهایی که از بحران عبور کردند کسانی بودند که فهمیدند چه کارهایی نباید انجام دهند و کجا اشتباه کردهاند.
نیلی افزود: ما در ایران تجربههای بسیار پرهزینهای را پشت سر گذاشتهایم، اما هنوز از آنها جمعبندی مشترکی نساختهایم. اگر بدون این جمعبندی وارد آینده شویم، حتی اگر فردا گشایشی ایجاد شود و درآمدهای نفتی افزایش یابد، باز همان مسیرهای گذشته تکرار خواهدشد و فرصتها از دست خواهد رفت.
وی در پایان سخنان خود هشدار داد: هیچیک از خطاهای آینده برای ما بخشودنی نیست. دادههای کافی داریم که بدانیم کجا اشتباه کردیم. اگر این بار یاد نگیریم، آینده نیز همچنان تکرار گذشته خواهد بود.
|