|
قبل از تأسیس مدارس در ازندریان آموزشگاههای خانگی بود به نام مکتب، مکتب خانه آموزشگاهی است که در آن معمولاً یک استاد علوم اسلامی به کار آموزش میپرداخت.
مكتبخانههای قدیم، پایههای مدارس امروزی هستند. اگرچه بین مكتب و مدرسه فاصله زیادی است و این فاصله ماهیت این دو را بهكلی از هم تفكیك می كند، اما ریشههای مدرسههای امروزی به نحوی در مكتبخانههای از یاد رفته دیروز است و شناخت این ریشهها، شناخت شاخه بزرگی از فرهنگ گذشته ماست.
مكتبخانه تا دو سه نسل پیش تنها كانون آموزش اجتماعی بود، از این رو مجموعهای از حال و هوای جامعه و آداب و سنتهای اجدادی ما در آن منعكس بود. سیری در رسوم و ارزشهای مكتبخانه از دیدگاههای بسیاری میتواند ثمربخش و هم پرجاذبه باشد.
در مکتبخانه اساتید در صورت مرد بودن، مکتب دار یا آخوند یا آمیرزا (آقا میرزا) و استاد زن را خانم، باجی یا ملاباجی میگفتند. مکتب دار معمولا بهجز شهریه دانش آموزان از راه عریضه نویسی، کاغذ نویسی و کاغذخوانی (نامه نگاری)، استخاره و همچنین رسیدگی به امور جزئی شرعی اهالی نیز در آمد داشت. سن آغاز تحصیل برای کودکان پسر حدود پنج سالگی بودهاست. پس از آموختن هجا و ابجد (الفبای عربی)، شاگرد باید یک کله قند به عنوان هدیه برای استاد میبرد.
آموزش بعدی روخوانی جزء آخر قرآن (عم جزء) بوده و در همین حین نیز خواندن یک کتاب فارسی (معمولا گلستان سعدی، کتاب جودی، خاله سوسکه، عاق والدین، ترسل) به کودک آموزش داده میشد. این فرایند تا هنگامی که کودک هشت ساله شود ادامه مییافت و پس از آن به پسران نوشتن میآموختند. علاوه بر نوشتن حروف، حساب و شرعیات (بر اساس رساله مرجع تقلید زمان) نیز به پسران آموخته میشد.
پایان دوره آموزشی (که معمولا پایان اطلاعات مکتبدار نیز بود) در اینجا فرا میرسید مکتب دختران آموزش خواندن برای دختران مجاز بوده. ولی دختران نباید نوشتن میآموختند. و معروف بوده «دختر، مشق که بلد شد، کاغذپرانی میکند» (یعنی نامه عاشقانه مینویسد.) همچنین دیدن دستخط دختر توسط نامحرم گناه بودهاست.
از سوی دیگر دختران در هشت یا نه سالگی وقت شوهر کردنشان بود.
بنابراین معمول نبوده که دختر به غیر از خواندن چیزی یاد بگیرد. از ابزارهای اولیه آموزشی مکتبخانه تنبیه بدنی بود. فلک و شلاق بیم دادن از زیرزمین پر از عقرب نیز از تنبیههات معمول مکتبخانهها بودهاست. برای دختران معمولا از فلک استفاده نمیشدهاست. نیشگون گرفتن و سوزن پشت دست زدن، تنبیه معمول دختران بود.
قانون تغییرناپذیر چوب و فلک و کتک و تنبیه از لوازم اولیه و حتمی هر مکتبدار بود .زمان پهلوی دست مکتب دار همیشه دو ترکه وجود داشت، یکی کوتاه برای بچههایی که پای میز آمده در دسترسش بودند و یکی بلند، جهت آن ها که اجازه ی گریز به خود داده کنار می کشیدند .
از وظایف پدران و مادران بود که ناهار و شام و امثال شیرینی عید، میوه، بادبزنِ تابستان و ذغال برای زمستان ، علاوه بر کله قند، کاسه نبات، پارچههای پیراهنی، چارقدی، چادرنمازی، چادر سیاه برای ملاباجی و قوارههای قبایی، عمامهای و شال و ردا و نعلین برای ملا مکتبدار که به مناسبت یاد گرفتن هر یک از دروس و از بر شدن هر یک از سورههای قرآن کریم و فرا گرفتن هر یک از بابهای گلستان، جهت سپاسگزاری پیشکش ببرد.
تأسیس مدارس
در قانون فرهنگ مصوب 1290 (ه .ش) آمده است که مدارس و مکاتب چهار نوع است: الف. مدارس ابتدایی روستایی ب. مدارس ابتدایی شهری ج. مدارس متوسطه .مدارس عالی در سال 1313 دورههای تحصیلی ایران شامل دوره ابتدایی (6سال)، اول متوسطه (3سال)، دوم متوسطه (3سال) بوده است. در ازندریان هم سال 1313 مدرسه ابتدایی روستایی تأسیس گردید و مدرسه چوبینه ازندریان که بعد از مکتب خانهها تأسیس شده بود رونق گرفت و دختران و پسران زیادی در این مدرسه با سواد شدند جالبه بدونین معلم این مدرسه هم ازندریانی بود اونم کسی نبود جز مرحوم مغفور شادروان سعید افقی فرزند میرزاهادی افقی که مردم ازندریان از این خانواده همیشه به نیکی یاد می کنند. مرحوم شادروان مجید افقی ازندریانی که خدمات فراوانی در تأسیس شهرداری ازندریان و خیابان کشی و بافت شهری انجام دادند.
با افزایش جمعیت و تأسیس مدارس آموزش متوسطه و هنرستان و دبیرستان هم به آن اضافه گردید. در حال حاضر مدارسی چون مدرسه توحید، مدرسه شهداء، مدرسه تکیه ( قلعه)، مدرسه ابتدایی و راهنمایی انقلاب یک و دو اسلامی ،بعثت یک و دو ، مهدیه ،دبیرستان و هنرستان امیرکبیر ،احسان الزهراء و مدرسه خیرساز جدید الاحداًث رسول اکرم(ص) و.... فعالیت دارند.
احسان غفاری
منبع: محمود میرزایی ومنصور میرزایی
|