ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 12 مرداد 1405

کد خبر : 138210
 
مهربانی کن تا دوستت بدارند
تاریخ خبر : 1403-03-17
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
 
 
     
متن خبر :


 زندگی ماشینی و عجین‌شدن بازی‌های کامپیوتری و نمایش فیلم‌های اکشن و تخیلی با اوقات فراغت مردم و از سویی نیز پراکنده‌شدن خانواده و اعضاء فامیل دور و نزدیک به لحاظ مهاجرت‌های بین شهری و مشغله‌های دور از خانواده، روابط سطحی و سردی بین مردم حاکم ساخته است که این‌گونه فرهنگ ناخواسته اجتماعی در شهرهای بزرگ و مهاجرپذیر عینیت و نمود بیشتری دارد.

معمولاً در جایی که بیشتر مردم با هم غریبه هستند و همسایه و اهل محل و آپارتمان روابط چندانی با هم ندارند و کسی، کسی را نمی شناسند اصطلاحی رایج است که می‌گوید کسی با کسی کاری ندارد و سرهرکس توی کار خودش می‌باشد! اصطلاحی که ظاهر خوشایندی دارد، اما در باطن بسیار جای تأمل دارد و باید سؤال کرد، مگر قدیم‌ترها که اهالی یک محل، همه ، همدیگر را می‌شناختند و به هر بهانه و با هر دیداری در رهگذارها از احوال هم جویا می‌شدند ، چه مشکلی پیش می‌آمد؟! امروزه چنانچه بنده خدایی در چشم به چشم‌شدن با کسی هرچند ناشناس و غریبه، پیش‌قدم شود و به رسم ادب بر او سلام کند، طرف به‌جای جواب سلام، نگاه تمسخرآمیزی می‌اندازد و با خود می‌گوید، طرف یا کم دارد و یا همین حالا از مینی‌بوس روستا پیاده‌شده و پایش به شهر باز شده‌است!

شاید دغدغه معیشت و سخت‌شدن اداره زندگی یه لحاظ مشکلات اقتصادی سبب شده است تا روابط انسان‌ها در سطوح اجتماعی با معیارهای مادی و سود و زیان شخصی باشد و در اغلب مرواده‌های اجتماعی این شک و تردید و سوءظن است که جای اعتماد و بزرگ منشی را گرفته است.

یکی تعریف می‌کرد، در مسیر فرعی همیشگی‌ام پیاده و با کیسه سنگین میوه در دست،  به سمت منزل در حرکت بودم که خودرویی با 2 سرنشین آقا و خانم میانسال در چند قدمی توقف کرد و خانم که در سمت راست بود، آدرسی را در آن حوالی سؤال کرد، اتفاقا آدرس مورد نظر در ‌مجاورت منزل ما بود و من با دقت و با نشانی‌های کافی آنان را راهنمایی کردم. راننده و خانم همراهش که  به‌ظاهر غیر همدانی هم بودند بعد از چند قدم دو باره توقف کردند .

این بار آقای راننده  که سرش را به شیشه سمت من نزدیک کرده بود گفت ، به نظرمی‌رسد مسیرمان یکی باشد، بفرمایید سوار شوید تا شما را هم برسانیم و من که قصد مزاحمت برای آنان نداشتم امتناع می‌کردم، اما آنقدر با روی گشاده اصرار کردند که از در عقب سوار شدم و در مسیر هم چند سؤال و جواب بین ما رد و بدل شد تا اینکه در ابتدا من به منزل نزدیک شدم و مکان مورد نظر آن‌ها راهم با انگشت نشان دادم و درحال تشکر و پیاده‌شدن بودم که مشاهده کردم همسرم مقابل منزل مات و مبهوت نظاره‌گر بنده است و با حالتی برافروخته پرسید، این غریبه‌ها کی بودند؟!.

گفتم سرچهارراه آدرس ساختمان روبه‌رویی را پرسیدند و سپس هم چون متوجه شدند مسیرمان یکی است، مرا هم سوار کردند و اینجا پیاده شدم. این بار خانم با برافروختگی شدیدتر مرا بازخواست کرد که، مرد تو چقدرساده و خوش خیالی ! نگفتی یک بلایی سرت می‌آورند و بیچارمان می‌کنند .‌گفتم خانم شما چرا اینقدر به همه بدبین هستی، من که بچه نیستم و‌ظاهری غلط‌انداز ندارم که مجرمان احتمالی را تحریک کنم، در ثانی از سن و سال و وجنات آن خانم و آقای غریبه معلوم بود که آدمای ناباب نیستند و آدرس می‌خواهند.

متأسفانه به لحاظ بروز برخی حوادث و جرایم اجتماعی که ناشی از بدآموزی‌ها و رواج خشونت در جامعه می‌باشد، تشخیص سره از ناسره دشوار است و بی‌اعتمادی‌ها بر حسن نیت و تکلیف انسانی نسبت به کمک‌ بر دیگران و درماندگان واقعی چیره است؛ ‌درحالی که چراغ مهربانی هنوز در بسیاری قلب‌ها روشن است و جوهره مردی و مردانگی خصلت اصلی و انکارناپذیر مردان و زنان ایرانی است که از کمک برهم‌نوع و دستگیری از نیازمندان و انسان‌های مهجور هرگز دریغ ندارند. مهربانی و حسن خلق با مردم آشنا و غریب در صحنه‌های اجتماعی کلیدواژه ارتباط با دیگران و ورود به قلب‌ها است.

یک جمله کوتاه، ببخشید یا معذرت می‌خواهم و واژه سحرآمیز، حق با شماست در هنگامه‌های سوءتفاهم و برخوردهای ناخواسته و بی‌حوصلگی ها در شلوغی‌های ترافیک خیابان و جاده، از حکم هر محکمه قضایی مؤثرتر و فرهنگ‌سازتر خواهد بود. عاطفه ومهربانی و قائل‌شدن حق برای دیگران است که سبب ترویج اتحاد و همدلی در جامعه و خلوص فرهنگ عمومی و درنهایت پیشرفت و تعالی کشور خواهد شد.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.