|
همدانپیام- سیده ثریا جلالی: در حدود 2دهه پیش، امنیت غذایی در کشور مفهومی به نسبت سادهتر و بیچالشتر به نظر میرسید. جمعیت کمتر بود، فشار بر منابع آبی و خاکی پایینتر قرار داشت و الگوی مصرف خانوارها با شتاب امروز رشد نکرده بود. کشاورزی سنتی با وجود محدودیتها هنوز توان تأمین بخش عمدهای از نیاز داخلی را داشت و بسیاری از محصولات اساسی در داخل تولید میشد.
در آن زمان، نوسانات اقلیمی به اندازه امروز شدت نداشت، فشارهای اقتصادی و تحریمی کمتر بود و هزینههای تولید در سطح قابل مدیریتتری قرار داشت. نگاه دولت و جامعه نیز به کشاورزی، بیشتر از جنس «تولید حداقلی برای مصرف داخلی» بود و هنوز ضرورت توسعه زنجیره ارزش، بهرهوری آب، فناوریهای نو و خودکفایی پایدار به اندازه امروز احساس نمیشد.
اما امروز شرایط به شکل چشمگیری تغییر کرده است. رشد جمعیت، تغییر الگوی مصرف، کاهش شدید منابع آب، فرسایش خاک، گرمایش زمین، وابستگی برخی محصولات به واردات، تغییرات سیاستهای ارزی و تجاری، و افزایش هزینه نهادههای تولید، امنیت غذایی را به یکی از مهمترین دغدغههای ملی تبدیل کرده است.
کشاورزی کشور با فشارهایی روبهروست که در گذشته تجربه نشده بود. سطح آبهای زیرزمینی بهطور نگرانکنندهای کاهش یافته، راندمان آبیاری همچنان پایین است و متوسط بهرهوری محصولات در مقایسه با استانداردهای جهانی فاصله دارد.
علاوه بر اینها، هزینههای تجارت خارجی، محدودیتهای نقلوانتقال پول و وابستگی به واردات بذر، روغن خام، نهادههای دامی و برخی محصولات اساسی، کشور را در معرض تکانههای بیرونی قرار داده است.
در چنین شرایطی، پیشبینیها درباره آینده امنیت غذایی کشور ترکیبی از نگرانی و امید است. اگر روند فعلی مصرف منابع طبیعی، بهویژه آب، ادامه پیدا کند و اگر فناوری و بهرهوری در کشاورزی رشد نکند، فشار بر تولید داخلی بیشتر میشود و وابستگی به واردات افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی میتواند تولید برخی محصولات استراتژیک را با اختلال مواجه کند. با این حال، ظرفیتهای جدی برای اصلاح وضعیت نیز وجود دارد. ایران از نظر تنوع اقلیمی و ظرفیت تولید محصولات متنوع، جزو کشورهایی است که در صورت مدیریت صحیح میتواند امنیت غذایی پایدار و حتی ظرفیت صادراتی داشته باشد. بخش خصوصی پویا، نسل جدید کارآفرینان کشاورزی، توسعه صنایع تبدیلی، هوشمندسازی کشاورزی، گلخانههای نوین و کشتهای کمآببر میتوانند شرایط را بهطور اساسی تغییر دهند.
برای بهبود وضعیت امنیت غذایی، نخستین گام، تمرکز بر بهرهوری آب است. هیچ کشوری با مصرف بیش از توان منابع آبی خود نمیتواند به امنیت غذایی پایدار دست پیدا کند. توسعه آبیاری نوین، اصلاح الگوی کشت متناسب با اقلیم، و جلوگیری از برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی، پایههای اصلی تحول هستند. در کنار آن، ارتقای فناوری در مراحل کاشت، داشت، برداشت و فرآوری، ضروری است. کشاورزی کشور باید به سمت هوشمندسازی و دادهمحوری حرکت کند؛ استفاده از سنسورها، ماهوارهها، پهپادهای پایش، ماشینآلات دقیق و سیستمهای مدیریت مزرعه از حالت انتخابی خارج و به ضرورتی جدی تبدیل شود.
یکی دیگر از نیازهای امروز، تقویت صنایع تبدیلی و فرآوری است. بخش بزرگی از محصولات کشاورزی در کشور به دلیل نبود زنجیره مناسب سردخانهای، بستهبندی و فرآوری از بین میرود. این اتلاف، نهتنها منابع ارزشمند طبیعی را نابود میکند، بلکه هزینههای تولید را افزایش داده و فشار بر امنیت غذایی را بیشتر میکند.
توسعه این صنایع میتواند ارزش افزوده ایجاد کرده، صادرات غیرنفتی را تقویت کند و دوام تولید را بالا ببرد. در حوزه تجارت و سیاستگذاری نیز ثبات و پیشبینیپذیری نقش محوری دارد. هر گونه تغییر ناگهانی در تعرفههای واردات، ممنوعیتهای مقطعی صادرات یا سیاستهای ارزی، برنامهریزی تولیدکنندگان را مختل میکند. امنیت غذایی نیازمند سیاستهای پایدار و مبتنی بر داده است، نه تصمیمهای کوتاهمدت.
سرمایهگذاری در آموزش کشاورزان، حمایت از کسبوکارهای نوآور، بهبود زیرساخت حملونقل، توسعه کشت قراردادی و تقویت نظامهای بیمهای نیز از ملزومات عبور از بحرانهای فعلی است. امنیت غذایی بیش از هر چیز به یک نگاه بلندمدت نیاز دارد.
اگر امروز در مسیر اصلاح بهرهوری، مدیریت علمی منابع و توسعه کارآفرینی کشاورزی حرکت کنیم، آیندهای با ثبات و کمچالشتر در انتظار کشور خواهد بود. اما اگر همچنان با روشهای سنتی و تصمیمهای مقطعی پیش برویم، تهدیدهای امروز میتوانند به بحرانهای فردا تبدیل شوند. آینده امنیت غذایی ایران به انتخابهای امروز ما وابسته است.
|