ثبت ملی کافی نیست؛ تاریخ را باید زنده نگه داشت
شیرسنگی نماد یک بحران در حوزه میراث تاریخی در شهر همدان است. تصویری که به تازگی در فضای مجازی منتشر شد بیانگر آن است که در آن چند نفر روی شیرسنگی نشستهاند و بهروشنی نشان میدهد که چگونه میتوان در غیاب حداقل امکانات فرهنگی و حفاظتی، میراث یک ملت را به مرور فرسود، بدون آنکه حتی متوجه شویم.
این بیتوجهی، فقط خطای چند رهگذر نیست؛ پیامد زنجیرهای از کوتاهیهاست، کوتاهیهایی که دربرگیرنده آموزش ناقص در نظام آموزشی و نبود روایتهای عمومی در فضاهای شهری و بیبرنامگی در شهرداریها و نهادهای متولی میراث فرهنگی است.
اغلب ما وندالیسم را با دیوارنویسی یا تخریب مستقیم میشناسیم، اما یکی از خطرناکترین گونههای وندالیسم، تخریب ناخودآگاه آثار تاریخی است. این به آن معناست که نشستن روی یک پیکره، لمس مکرر آن، بیتوجهی به هشدارها و در نهایت عادیسازی برخورد با آثار تاریخی بهعنوان بخشی از فضای بیهویت شهری است. شیرسنگی، که باید چون نگینی در شهر بدرخشد، به تدریج به نیمکتی برای عابران و تکیهگاهی برای عکسهای بیمفهوم بدل شده است.
چند روز پیش، تصویری در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد که داغی تازه بر دل دلسوزان میراث فرهنگی نهاد. عدهای از شهروندان، بیتوجه یا ناآگاه، بر فراز یکی از کهنترین و باارزشترین نمادهای تاریخی همدان نشسته بودند و آن اثری نبود جز شیرسنگی همدان.
اثری سنگی، خاموش و سترگ، اما پُر از فریاد تاریخی؛ فریادی که این روزها در هیاهوی بیتوجهی، دارد به زمزمهای محو و مجسمهای در گوشه پارکی برای تفریح بدل میشود.
شیرسنگی؛ حافظ خاموش گور دلیران
شیرسنگی معروف به سنگ شیر یکی از معدود آثار بهجا مانده از دوران فرمانروایی پادشاهان باستانی ایران در این منطقه از کشور است که در جنوب شهر همدان در کنار جاده قدیم همدان-ملایر قرار گرفته است.
شهر فعلی همدان مرکز فرمانروایی پادشاهان ماد و پایتخت تابستانی هخامنشیان بوده است. با این وجود از آن دوران بقایای کمی باقی مانده و این مجسمه یکی از مهمترین آنها به شمار میرود. در دوران حکومت مادها و هخامنشیان ساخت این مجسمهها اهمیت بسیاری داشت زیرا طلسم شهر بودند و به اعتقاد آنها بلایا و مصیبتها را از شهر دور میکردند، به طوری که ابن فقیه همدانی (سال ۲۸۲ هجری قمری) در کتاب «البلدان» در توصیف این شیر مینویسد: «از شگفتیهای همدان، مجسمه شیری است از سنگ بر دروازه شهر که گفته میشود طلسمی است برای سرما و آن از کارهای بلیناس رومی صاحب طلسمات است. هنگامی که قباد، او را برای طلسم کردن آفتهای شهر روانه کرد، گویند که از بسیاری برف و سرما، در همدان، سوار با اسبش در میان برف غرق شد و همین که این طلسم را به صورت شیر در آنجا کار گذاشت، برفش کاهش یافت و کارش بهبود شد».
در سال ۳۱۹ هجری قمری که دیلمیان همدان را به تصرف خود درآوردند، مجسمه شیرها را از بالا به زیر افکندند. مرداویج دیلمی قصد داشت یکی از مجسمهها را به ری منتقل کند، اما چون موفق نشد، یکی از مجسمهها را به طور کامل تخریب کرد و پنجههای شیر دیگر را شکست و این مجسمه را که در ابتدا به صورت یک شیر نشسته بود، به شکل کنونی درآورد. این مجسمه آسیبدیده سالهای زیادی بر روی زمین افتاده بود تا اینکه در سال ۱۳۲۸ خورشیدی توسط مهندس سیحون؛ طراح و معمار آرامگاه ابوعلی سینا، بر بالای سکویی در وسط یکی از میدانهای شهر همدان نصب شد.
در سال ۱۳۳۰ افرادی به تصور اینکه درون شکم این شیر سنگی دفینهای نهفته است، قسمتی از جلوی سینه آن را شکستند و جدا ساختند که از طریق مقامات انتظامی دستگیر شده و شیرسنگی نیز دوباره ترمیم گشت.
امروزه این اثر، که سالهاست در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده، در فضای باز میدانی پرتردد در شهر همدان قرار دارد؛ بیهیچ محافظی، با یک تابلوی توضیحات در معرض آفتاب، باد، فرسایش و البته برخورد فیزیکی مداوم قرار گرفته است.
در ایران، آثار زیادی «ثبت ملی» شدهاند، اما ماندگاری این اثر تنها روی کاغذ ثبت شده است و نبود امکانات نگهداری، ضعف زیرساختهای حفاظتی و از همه مهمتر، کمتوجهی افکار عمومی، سبب شده است تا بسیاری از این گنجینهها عملاً در معرض نابودی تدریجی قرار گیرند.
راهحلها چیست؟ فقط بودجه کافی نیست
اگرچه کارشناسان میراث از کمبود منابع مالی گلایه دارند، اما بسیاری از اقدامات ضروری، نیازمند هزینههای گزاف نیست، بلکه نیازمند اراده، برنامهریزی و مشارکت اجتماعی است. پیشنهادات زیر میتواند آغاز یک بازنگری باشد:
۱. ایجاد حفاظ فیزیکی شفاف یا سازههای سبک و زیبا که مانع تماس مستقیم شود، اما نمای اثر را پنهان نکند.
۲. نصب تابلوهای معرفی چندزبانه با اطلاعات تاریخی، افسانهها و توصیههای فرهنگی.
۳. استفاده از تکنولوژی مانند QR Code برای اتصال مخاطبان به مستندها، پادکستها و روایتهای تاریخی.
۴. استفاده از دوربینهای نظارتی شهری برای پایش تخریب احتمالی.
۵. طراحی برنامههای آموزشی و تورهای فرهنگی برای دانشآموزان، دانشجویان و شهروندان محلی.
۶. همکاری شهرداری، میراث فرهنگی و فعالان مدنی برای تبدیل این میدان به یک نقطه هویتی با کارکردی فرهنگی.
اما لازم است یادآور شویم پیش از آنکه دیر شود، این مهم را مرور کنیم که شیرسنگی، تنها یک تندیس نیست. قطعهای از هویت و تاریخ ماست. تاریخ اگر روایت نشود، فراموش میشود. اگر حفاظت نشود، میمیرد. و اگر در متن زندگی ما جاری نشود، تنها در کتابها و کتیبهها باقی خواهد ماند.
مجسمه شیرسنگی همدان یکی از 2مجسمهای است که روزگاری بر دروازه شهر همدان جای داشتند. مسلمانان در زمان فتح همدان، دروازه شهر را بهخاطر وجود این دو مجسمه بابالاسد خواندند.
مجسمهها در دوران سلوکیان، به دستور اسکندر مقدونی و برای یادبود و گرامیداشت یکی از سرداران محبوب او به نام هفایستیون ساخته شده بودند. مجسمه بهجامانده، اکنون جفت خود را از دست داده و شباهتش به شیر کمرنگ شده است. در روایات تاریخی آمده است که مرداویج در جریان لشکرکشیهای خود برای تشکیل حکومت آل زیار، وقتی به همدان رسید، قصد داشت مجسمههای شیرسنگی را با خود به محل حکمرانیاش ببرد؛ اما چون در این کار موفق نبود، یکی از مجسمهها را تخریب کرد و پنجهای از دیگری را با خود برد.
شیرسنگی باقیمانده، سالها در میدان سنگ شیر رها شده بود تا اینکه در زمان پهلوی، مهندس هوشنگ سیحون این مجسمه را از روی زمین به روی جایگاهی سنگی و مقبرهمانند انتقال داد. مجسمه شیرسنگی همدان، در انتهای خیابان ۱۲ متری سنگ شیر، روی تپهای که گورستان قدیمی اشکانیان بوده و وسط میدانی مربع شکل قرار گرفته است. ابعاد این مجسمه اندکی کمتر از ابعاد یک شیر واقعی است؛ طول آن 2/5متر، عرض آن ۱ متر و ۱۵ سانتیمتر و ارتفاعش یک متر و ۲۰سانتیمتر است.
کوتاه سخن آنکه شهر همدان؛ پایتخت کهن ایران زمین دارای مسئولیت مضاعف برای نگاهبانان میراث تاریخی و ساکنان این دیار تاریخخیز است.
همدان، نخستین پایتخت مادها و یکی از کهنترین زیستگاههای تمدن در ایران، شهر داستانها و سنگهاست. شهری که زیر هر تپهاش روایتی تاریخی خفته، از هگمتانه گرفته تا گنجنامه، از تپههای سنگی تا آرامگاههای باستانی. در چنین شهری، غفلت از یک اثر همچون شیرسنگی، تنها یک اشتباه کوچک نیست؛ یک خیانت فرهنگی است.
|