ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : سه شنبه ، 27 مرداد 1405

کد خبر : 141527
 
از پرنده‌های قفسی تا تهران- توکیو را چطور سپری کردیم؟

«بالقوه، مبتذل»
تاریخ خبر : 1403-11-02
نویسنده : حسین پارسا
     
   
     
متن خبر :


 توضیح: اگر یک سال گذشته در همدان کنسرت رفته‌اید، لطفا این نوشته را نخوانید. ناراحت‌تان می‌کند.

اول: آن روزها، یعنی آخرهای دهه هفتاد، وقتی از مدرسه برمی‌گشتیم و کیف را می‌انداختیم توی خانه، ۲ کار بیشتر نداشتیم. نخست، مثل همیشه باید تا بوق سگ توی کوچه فوتبال بازی می‌کردیم و بعد، توی سرمای پاییز، آتش روشن می‌کردیم و دورش می‌گفتیم و آواز می‌خواندیم و می‌خواندیم و باز، می‌خواندیم.

همان روزها، کشف کردیم که همه‌مان "بچه‌های اول و دوم راهنمایی" چقدر قمیشی دوست داریم. همه آهنگ‌هایش را حفظ بودیم. پاییز و غروب و گل و تگرگ می‌خواندیم دور آن آتش. آن‌هایی که با کلاس‌تر بودند، مایکل جکسون می‌خواندند و ما، همان قمیشی و گاهی ابی. آتش که تمام می‌شد و ساعت ۸، ۹ شب که می‌رسید، با بوی دود آتش می‌رفتیم خانه سراغ درس و مشق‌مان. صدای موسیقی اما تا فردا، باز هم دور آتش توی گوش‌مان می‌خواند. ما، این‌طور عاشق موسیقی شدیم.

دوم: خاطراتمان را هر جای این دنیا با خودمان کول می‌کنیم. قضاوت‌هایمان هم بیشتر وقت‌ها متأثر از خاطرات‌مان و بچگیمان است. نسل ما حالا، موسیقی را آن‌طور می‌پسندد که ۲۰، ۳۰ سال قبل یاد گرفت. ما موسیقی را با صداهای درست و حسابی، با شعر سرافراز و جنتی عطایی و آهنگ‌های زلاند و شماعی‌زاده و چشم‌آذر شناختیم. امروز، قضاوت‌هایمان هم بر همین اساس است. این خط قرمز پررنگی که بیشتر از 10سال است روی موسیقی پاپ می‌کشیم، ریشه‌اش در قصه گل و تگرگ، کی اشکاتو پاک می‌کنه و یاور همیشه مؤمن است، نمی‌شود برادرجانی که واروژان ساخته را شنیده باشی و گوش و قلبت رضا بدهد به امروزی‌ها.

سوم: دنیا عوض شده و موسیقی هم، کلام‌ها تغییر کرده‌اند. ساز جایش را به کامپیوتر داده. صدا هم دیگر مهم نیست خوب باشد یا نه. اصلا خوب و بد برای امروزی‌ها بی‌معنی است. می‌گویند سلیقه‌ها فرق دارد. این از فرم است. محتوا که دیگر حیرت‌آور شده است. انگار هر چه خزعبل‌تر، بهتر.

هر جا می‌روی جوان‌ترها از ساسی و کار جدیدش حرف می‌زنند. قبلش هم از تتلو. مغز ما دهه‌شصتی‌ها درواقع این حرف‌ها را نمی‌کشد. چطور می‌شود به این‌ها گفت موسیقی و حتی بهشان فکر کرد؟ چه اتفاقی افتاده که باید مزخرف، هیت شود؟
چهارم: جوابش این است: چه کاشته‌ایم که انتظار درو داریم؟ به کنسرت‌های ۲ سال گذشته در همین همدان خودمان نگاه کنیم. این عزیزانی که اسمشان خواننده است و برایشان سر و دست می‌شکنند، از کجا آمدند؟ یک نت درست می‌توانند بخوانند؟

این‌ها که به اسم ترانه می‌خوانند را کی نوشته؟ این موسیقی‌های همه تکراری را چه کسی ساخته و کیلو کیلو دست بقیه داده؟ با این محصولاتی که به جامعه ارائه می‌شود، انتظار دارید بچه‌ها از ساسی بدشان بیاید؟ امیدوارم کسی ناراحت نشود، ولی خیلی از این دوستان خواننده عزیز، بالقوه ساسی‌اند و خداراشکر جلوی بالفعل شدنشان گرفته شده.

وقتی گوش به خوب شنیدن عادت نکند، همین می‌شود. از این بدتر هم خواهد شد.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.