ttttt1405-05-231405-06-02bool(false) 1405-05-231405-06-02bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 2 شهريور 1405

کد خبر : 145225
 
حمام علمدار علیا میراثی زنده در دل تاریخ ملایر
تاریخ خبر : 1404-08-15
     
 
 
     
متن خبر :

ملایر - سحر یوسفی: شاید در داستان‌های قدیمی نام «حمام خزینه‌ای» را شنیده باشید؛ جایی که بخار گرم، بوی صابون و صدای شرشر آب در فضا می‌پیچد. باورش شاید دشوار باشد، اما در دل روستای تاریخی علمدارعلیا از توابع بخش مرکزی شهرستان ملایر، هنوز هم حمامی خزینه‌ای و زنده پابرجاست؛ حمامی که پس از حدود ۳۰۰ سال از زمان تأسیس، همچنان گرم و پررونق است و مردمان روستا و گردشگران را برای بهره‌بردن از فواید آب گرم خود پذیراست.
 
این حمام که تنها حمام خزینه‌ای فعال در غرب کشور و شاید در کل ایران است، در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ با شماره‌ ۳۳۱۲۴ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و امروز از جاذبه‌های شاخص گردشگری روستای علمدار به شمار می‌آید.
 
برای دیدن این اثر تاریخی به روستای باصفای علمدارعلیا سفر کردیم. در همان ابتدای ورودی، بام حمام از دور چشم‌نواز بود؛ بامی با طاق گنبدی شکل که در رأس آن نورگیری بزرگ و در پشت آن شش نورگیر دیگر دیده می‌شد. سطح بام با آجرهای قزاقی سنگفرش شده و ارتفاع کم آن از زمین گویی بخشی از خاک روستا در خود تاریخ تنیده است.
 
حمام در ابتدای سراشیبی ملایمی قرار دارد؛ نشانه‌ای از هوشمندی و ذکاوت معماران قدیم که برای بهره‌گیری بهتر از نیروی آب و حفظ دمای مناسب در فصول مختلف، بنا را در عمق زمین می‌ساختند.
 
 ورود به فضای حمام
 
پس از پایین رفتن از ده پله سنگی، وارد فضای خنک و آرامی شدیم که در مرکز آن حوضی مربعی‌شکل قرار داشت؛ حوضی که آب سرد آن در دل «حمام سرد» یا همان بینه، حس خنکی و سرزندگی به آدم می‌داد. 4سکوی طاقی‌شکل، که اهالی آن را «بوریا» می‌نامند، دور تا دور حوض را فرا گرفته‌اند؛ جایی برای نشستن و تعویض لباس.
 
آب این حوض در طب سنتی کاربردی درمانی داشته است. اهالی می‌گویند پس از استحمام، پاها را در آب سرد فرو می‌بردند تا از بیماری‌هایی چون واریس، سردرد یا سرماخوردگی در امان بمانند.
 
در یکی از سکوها دو زنبیل لباس و دو جفت دمپایی قرمز به چشم می‌خورد که از حضور 2نفر که برای استحمام در بخش حمام گرم بودن حکایت می‌کرد. دیوارهای بینه تا حدود یک متر از سطح زمین سرامیک‌کاری شده و از آن به بالا با سیمان سفید تا سقف گنبدی ادامه داشت. در انتهای طاق، نورگیری زیبا دیده می‌شد که نور را به نرمی در فضا پخش می‌کرد.
 
به گفته‌ اهالی، در گذشته سنگ یشم شفافی در همین نورگیر کار گذاشته بودند که در روزگاری که هنوز از برق خبری نبود نور خورشید را به درون حمام می‌تاباند و روشنایی ایجاد می‌کرد. متأسفانه این سنگ ارزشمند سال‌ها پیش به سرقت رفته است.
 
 از حمام سرد تا حمام گرم
 
از میان سکوها وارد دالانی نیم‌قوسی‌شکل شدیم؛ دالانی حدود 4متری که حمام سرد را به حمام گرم متصل می‌کرد. هرچه به انتهای آن نزدیک‌تر می‌شدیم، صدای شرشر آب و همهمه‌ افرادی که در حال شست‌وشو بودند، بیشتر به گوش می‌رسید.
 
در انتهای دالان، اتاق کوچکی قرار داشت که در گذشته به عنوان سرویس بهداشتی استفاده می‌شد. از آنجا با پایین رفتن از یک پله، وارد حمام گرم شدیم. با وجود وسعت زیاد فضا، گرما و بخار ملایم هوا به‌سرعت پوست را نوازش می‌داد و آدم را وسوسه می‌کرد که لباس از تن به در کند و تنی به آب بسپارد.
 
دو خانم میانسال مشغول شست‌وشو بودند؛ یکی از آنها با لگنی کوچک آب را از خزینه برمی‌داشت و بر بدنش می‌ریخت. با دیدن ما با خوش‌رویی و لبخند خوشامد گفتند. همان لحظه تصور کردم روزگاری که جمعیت روستا بیشتر بود، این حمام چه رونق و شور و همهمه‌ای داشته است.
 
در بخش ورودی حمام گرم، حوضچه‌ای کوچک دیده می‌شود که در گذشته برای شست‌وشوی لنگ‌ها استفاده می‌شد و امروز دیگر کاربری ندارد. در کنار آن، اتاقکی با چند پله به پایین می‌رود که اتاق نظافت نام دارد؛ جایی برای «اصطلاح مو» و آراستگی مردان.
 
و بالأخره به قلب حمام می‌رسیم؛ خزینه‌ اصلی
 
اتاقی پر از آب گرم با سقف طاقی‌شکل و ورودی طاق‌دار به پهنای حدود یک متر. 3 پله‌ بلند که افراد را به درون آب هدایت می‌کند. بالاتر از خزینه، در انتهای سالن، اتاق دیگری قرار دارد که سکوی نماز و انبار آب گرم هر دو در آن ساخته شده‌اند؛ آمیزه‌ای از پاکی جسم و روح.
 
 تیشو و راز گرمای حمام
 
یکی از بخش‌های مهم و دیدنی حمام، اتاق تیشو یا آتشدان است که در پشت و بیرون بنا ساخته شده. اینجا محل ذخیره‌ی هیزم و افروختن آتش زیر دیگ آب گرم بوده، دیگی که به زبان محلی به آن «قزقان» می‌گویند.
 
نگهداری آتش و تأمین گرمای حمام، بر عهده‌ی حمامی یا حمامچی بود. او علاوه بر این، کارهایی چون کیسه‌کشی، لیف‌زنی و مشت‌ومال را نیز انجام می‌داد. در کنار او فردی به نام دلاک فعالیت می‌کرد که مسئول اصلاح ریش و صورت مردان بود.
 
 نگهداری و نظافت خزینه
 
ریش‌سفیدان روستا از شیوه‌های سنتی نظافت خزینه نیز برایمان گفتند. برای تمیز کردن کف خزینه از ابزاری به نام کوزه‌ سفالی لجن‌کش استفاده می‌کردند؛ کوزه‌ای با سوراخی کوچک در ته آن. حمامی با انگشت شست سوراخ را می‌بست، دهنه‌ی کوزه را در آب فرو می‌کرد و با رها کردن شست، رسوبات و لجن کف خزینه را می‌مکید؛ کاری قدرتی که نیاز به مهارت و تجربه داشت و از پس هر کسی برنمی‌آمد.
 
برای پاک‌کردن موهای شناور در آب هم از شاخه‌های بلند درختان بهره می‌بردند به این شکل که شاخه را در آب می‌غلتاندند تا موها به شاخه بچسبد و سطح آب تمیز شود.
 
حمام خزینه‌ای علمدار علیا، نه تنها یادگاری از معماری و فرهنگ گذشته است، بلکه هنوز زنده است، با صدای آب گرم، بخار لطیف، و مردمانی که همچنان آیین کهن پاکیزگی را در دل تاریخ زنده نگه داشته‌اند.
 
 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.