|
در روزهایی که هیاهوی جنگ فروکش کرده و توپخانهها خاموش شدهاند، بسیاری گمان میکنند امنیت بازگشته و آرامش برقرار شده است. اما واقعیت این است که میدان جنگ تنها تغییر چهره داده است؛ دشمن دیگر نیازی به سلاح گرم ندارد، زیرا شاهراهی کارامدتر یافته است: فساد.
نفوذ بیگانگان در لایههای مختلف نظام، دیگر از مسیرهای کلاسیک و جاسوسمحور نمیگذرد. در جهان امروز، کشوری که از درون ترک بردارد، نیازی به تهاجم خارجی ندارد. و این همان نقطهای است که باید با حساسیت تمام به آن پرداخت: فساد بهمثابه شاهراه نفوذ، نه فقط تهدیدی اقتصادی، بلکه تهدیدی جدی برای امنیت ملی است.
ما در ایران، بهای گزافی برای حفظ استقلال خود پرداخت کردهایم؛ از جانهای پاکی که در جبههها رفتند تا سالها مقاومت اقتصادی و تحریمهای سنگین. اما اگر ساختارهای ما در برابر فساد ایمن نباشد، همه آن مجاهدتها به تدریج از درون فرسوده خواهد شد. نفوذ امروز، نه از دیوار سفارتها، بلکه از درهای باز مناقصههای رانتی، حقوقهای نجومی، و انتصابات ناکارامد میگذرد. و اینجاست که باید هوشیارتر از همیشه بود.
تحول مدیریتی، اگر قرار است واقعی باشد، باید از مبارزه ساختاری با فساد آغاز شود. نمیتوان از رشد و توسعه سخن گفت، وقتی شاخصهای عدالت اداری و سلامت اقتصادی با چالش جدی مواجهاند. هیچ پروژه عمرانی، هیچ برنامه تحولمحور، و هیچ نشست توسعهای ثمربخش نخواهد بود، اگر بستر اجرایی آن، آلوده به فساد یا آغشته به ناکارامدی باشد.
در این میان، نقش نهادهای اجرایی استانها، از جمله استانداریها، از اهمیت دوچندان برخوردار است. استانها باید سنگر نخست صیانت از اعتماد عمومی و سلامت اداری باشند. مدیران استانی، نخستین حلقه برخورد با فساد در سطح محلیاند. اگر نظام مدیریتی استانها بر شفافیت، شایستهسالاری و نظارت دقیق استوار باشد، بسیاری از درهای نفوذ ناخواسته بسته خواهد شد.
استان همدان به عنوان استانی با موقعیت ویژه در کشور، نیازمند الگویی متفاوت در مواجهه با پدیده فساد و تهدیدهای ساختاری است. ظرفیت انسانی، دانشگاهی، اقتصادی و گردشگری این استان زمانی به بالفعل میرسد که بستر حکمرانی، سالم، شفاف و پاسخگو باشد. در این مسیر، نه تنها مدیران، بلکه نخبگان، رسانهها و گروههای مردمی نیز باید ایفای نقش کنند. مشارکت مردم در نظارت، مطالبهگری رسانهای و تقویت شفافیت، بخشی از مصونسازی ساختارها از نفوذ است.
فراموش نکنیم که فساد، فقط انحراف یک کارمند یا مدیر نیست؛ یک بیماری سیستمی است که اگر با رویکردی ساختاری با آن مواجه نشویم، به مرور تمام ابعاد توسعه کشور را در خود میبلعد. مقابله با آن، نیازمند سازوکارهایی هوشمندانه و اجرای دقیق قانون است، نه فقط برخوردهای موردی و تبلیغاتی.
اکنون که فضای عمومی کشور از التهاب جنگ فاصله گرفته، نوبت بیداری اجتماعی، رسانهای و مدیریتی فرا رسیده است. آنچه دیروز با خون حفظ شد، امروز با شفافیت، عدالت و صداقت باید حراست شود. سکوت امروز، ممکن است زمینهساز رخنه فردا باشد. نکته مهم در مواجهه با فساد آن است که مبارزه با آن نباید دستاویزی برای حذف رقبا یا فرافکنی مشکلات باشد. بلکه باید با نگاهی ملی، واقعبینانه و خالصانه پیگیری شود. در این مسیر، مردم هوشمند ایران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند صداقت، کارامدی و شفافیت از سوی مدیران خود هستند.
ما باید جسارت بیان حقیقت را در سطوح مختلف مدیریتی تقویت کنیم. رسانهها نباید فقط تریبون باشند، بلکه باید دیدهبان و تحلیلگر باشند. و مدیران نباید تنها به حفظ موقعیت خود بیندیشند، بلکه باید مسئول آینده اعتماد عمومی باشند. مدیری که برای مبارزه با فساد، مطالبه شفافیت و اجرای دقیق قانون ایستادگی میکند، حتی اگر در کوتاهمدت هزینه دهد، در بلندمدت امنیت ملی را تضمین میکند. سربلندی ایران، امروز در گرو مبارزهای صادقانه و بیرحمانه با ریشههای فساد و زمینههای نفوذ است. این مبارزه نه از خاکریزهای نظامی، بلکه از میزهای مدیریتی، تریبونهای رسانهای و تصمیمات اجرایی آغاز میشود.
اگر میخواهیم ایران قوی بماند، باید نگذاریم فساد، که شاهراه نفوذ دشمن است، به جریان غالب در اداره کشور بدل شود. این وظیفه همگانی است؛ از مدیران کلان تا کارمندان جزء، از خبرنگاران تا فعالان مدنی، و از قانونگذاران تا مردم کوچه و بازار. سکوت دیگر جایز نیست. اکنون زمان ایستادگی است.
|