|
سیزدهمین نشست از مجموعه درسگفتارهایی درباره بوعلی سینا به بررسی کتاب «بندی قلعه بیداد» (ابن سینا در محبس) نوشتهی یوسف زیدان نویسنده مصری اختصاص داشت. این نشست با حضور سید حمیدرضا مهاجرانی، نویسنده و استاد دانشگاه و امین تارخ بازیگر سینما و تلویزیون چهارشنبه پنجم خرداد به صورت مجازی پخش شد. «بندی قلعه بیداد» کتاب به تازگی به همت انتشارات نیلوفر منتشر شده است.
سید حمیدرضا مهاجرانی سخنانش را با معرفی کتاب آغاز کرد و گفت: «این رمان در یک کلام، تفسیری بسیار زیبا، عمیق و در عین حال نزدیک به ذهن، خالی از تکلف و تهی از دشواریابی در پیدا کردن معانی عبارات است و اثری باارزش و در نوع تحسین و شایان توجهی است. جملهای معروف وجود دارد که میگویند هیچ کتابی نیست که ارزش یکبار خواندن را نداشته باشد ولی به نظر بنده رمان فَردقان که در فارسی فردجان تلفظ میشود از آن دسته رمانهایی است که چندین و چندبار ارزش خواندن را دارد.»
یکی از زیباترین و شریفترین مخلوقات ادبیات
مهاجرانی افزود: «از زندگی ابن سینا بسیار شنیدهایم، از شخصیت ادبی، تاریخی و شخصیت فلسفیاش. از ابن سینا در زمینه تاریخ، فلسفه، حکمت، منطق، پزشکی، ریاضیات، نجوم، فلسفه بسیار صحبت شده و کتابهایی که درباره این شخصیت تاثیرگذار و جاودان در اختیار ماست شاید کتابخانه مستقلی را به خودش اختصاص بدهد. این کتاب زوایای تاریکی از زندگی ابن سینا را برای ما روشن کرده که با ترکیبی از حقایق تاریخی از یک سو و استفاده از عنصر خیال از سوی دیگر، آن را به شکل بسیار زیبا و نزدیک به ذهن و سهلالوصولی در اختیار ما قرار داده است.
دکتر شفیعی کدکنی در غزل معروف خود «در ناگزیر دهر» درباره افرادی که فراتر از زمان خود میاندیشند و در واقع اندیشهها و افکار و شخصیتهایی که فراتر از زمان خودشان هستند و بالاتر از زمان خود اندیشه میکنند ابیات نغزی دارد که میفرماید: «گه مُلحد و گه دَهری و کافر باشد / گه دشمنِ خلق و فتنه پرور باشد / باید بچشد عذاب تنهایی را / مردی که ز عصر خود فراتر باشد.»
اخلاق سینایی در اوج بالانشینی با ما هستند
مهاجرانی با اشاره به بخش هایی از کتاب افزود: «این اخلاق سینایی است که در این رمان در این فصل به شکل بسیار زیبایی توسط دکتر زیدان عرضه شده است. دانشمندان در اوج بالانشینی با ما هستند، در کنار ما هستند و با ما سخن میگویند و در اوج آنکه فراتر از زمانشان میاندیشند و آلام، رنجها، تنهاییها و عذابها را متحمل میشوند این پیام را دارد که خداوند با این دسته از افراد همان معاملهای را میکند که با ایوب نبی کرد. اما نکته دوم که در این رمان به شکل بسیار زیبایی عرضه شده مجموعه درگیریهایش با درباریها و با اعضای ارتش است که میخواستند وارد سیستم بشوند و خودشان را تحمیل بکنند و به نحوی در حکومتداری خودشان را دخیل کنند، ابن سینا اینها را نمیپذیرفت و به سماءالدوله میگفت که اعضای ارتش افرادی هستند که وظیفه حفظ تمامیت ارضی را دارند آنها طوری تربیت شدند که برای جنگ مناسب هستند نه برای تصمیمگیری در سطوح سیاسی. و روی همین اصل اعضای ارتش با ابن سینا درافتادند و آنقدر سعایت کردند که سماءالدوله مجبور شد وی را به همین زندان بفرستد که حداقل ابن سینا را نکشند. چون آنها طالب مرگ ابن سینا بودند ولی سماءالدوله کوتاه آمد و به تبعید کردن وی در زندان فردقان رضایت داد و گفت حداقل تا یک مدتی اینجا باشد تا آبها از آسیاب بیفتد که ما ابن سینا را از دست ندهیم و از طرفی ارتش را هم از دست ندهیم چون اگر ارتش علیه ما شورش میکرد دردسرهای دیگری به لحاظ سیاست، اصول دیپلماسی و مملکتداری برایشان ایجاد میشد.»
نبرد بین عشق و دانش فصل جذاب کتاب است
نبرد ابن سینا با مدعیان وابسته به درباره، بخش دیگری از صحبت های این استاد دانشگاه بود. مهاجرانی گفت:«دکتر عبدالحسین زرینکوب در کتاب «فرار از مدرسه» بیان کرده و فقها و وعاظ دربار سلجوقیان را به تصویر کشیده عدهای فقیه جاهطلب یا به تعبیر حافظ واعظ شحنهشناسی بودند که تنها از دین به عنوان یک اسم رمز، اسم شب برای ورود به کاخ جادویی قدرت استفاده میکردند و چنین افرادی که روشنفکر و اهل ابداعات فکری بودند آنها را بر نمیتابیدند و همواره در صدد حذف آنها بودند. به مانند این که بگوییم این سابقه پیشین تا روز پسین باشد؛ از زمان حلاج که مطالعه کنیم این درگیری بوده و تا زمان محیالدین ابنعربی و زمان ابن سینا همچنان روند خود را ادامه میداده که ابن سینا را به خاطر اندیشههایی که در عرصه مبدا و معاد داشت تهمت کفرکیشی زدند، کلاسهایش را تعطیل میکردند، خیلی وقتها وی را تهدید میکردند حتی زندان موقت میکردند و کاری کردند که در واقع ابنسینا تمامی عمرش را مجبور و ناگزیر از فرار شد و این فرارها تا آخرین لحظه و تا آخرین ساعات زندگی خود هم ادامه داشت.»
نویسنده ای با افتخارات فراوان
مهاجرانی در ادامه به بخشی از کارنامه نویسنده کتاب هم اشاره کرد:«یوسف زیدان برای خلق این اثر بسیار خواندنی و گرانقدر در سال ۲۰۲۰ در ردیف پنج رمان برتر جهان عرب در عرصه بوکر بینالمللی قرار گرفته است، هرچند زیدان به خاطر کتاب «عزازیل» در سال ۲۰۰۹ نیز برنده جایزه بیناللملی بوکر هم شد و من افتخار ترجمه این کتاب را نیز در کارنامه خود دارم و از این بابت مباهات میکنم اما یکی دو مورد بازنگری و مسائل تاکتیکی در این رمان وجود دارد که اگر صلاح دانست در چاپهای بعدی رعایت کند.»
رابطه مستقیم زندان تبعید و تبلور اندیشه
مترجم چه پیامی از این کتاب دریافت کرده است؟ مهاجرانی توضیح می دهد: «یکی از زیباترین و دلچسبترین پیامهایی که کتاب فردقان که من آن را به عنوان «بندی قلعه بیداد» ترجمه کردم این است که ثابت میکند زندان، تبعید و تبلور اندیشه با یکدیگر رابطه مستقیم دارند. به این عبارت که هر چقدر باروها و دیوارهای متوج به سیمهای خاردار که عبوس و عبث سر به آسمان کشیدهاند بالاتر و بالاتر بروند اندیشه انسان فراتر از آن است. این اندیشه، این پرنده اندیشه و فکر که در وجود و جوهرهی شریف انسان خوابیده به مانند پرندهای بلند پرواز است که هیچ بارویی، یارای محصور کردن آن را بین خود ندارد.»
روند ساخت سریال ابن سینا به روایت امین تارخ
امین تاریخ بازیگر سینما و تلویزیون همچنین در این مراسم درباره ساخت سریال بوعلی سینا گفت:«شبکه دو سیما تصمیم گرفت درباره ۱۳ شخصیت مثل بوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، بوسهل مسیحی، زکریای رازی، و... ۱۳ سریال ۱۳ قسمتی بسازد اولی ساخته شد و طبق معمول دیگر شخصیتها هرگز ادامه پیدا نکرد زیرا رئیس صدا و سیما عوض شد و مدیر جدید روی کار آمد و مجموعهها ادامه پیدا نکرد. کارگردان سریال ابن سینا با من دوست، همکلاس و همدوره بود؛ کیهان رهگذار که اکنون در قید حیات نیست مایل بود که بوعلی سینا را من بازی کنم زیرا معتقد بود هر آنچه تصویر از ابن سینا است شباهت زیادی با چهره من داشت.
تارخ درباره جزییات سریال هم گفت: «قبلا در سریال سربداران با هم همکاری داشتیم و من نقش شیخ حسن جوری را بازی میکردم. دوران شیرین کاری و حرفهای داشتیم و مفتخرم که این نقش را که یک شخصیت ملی، حکیم، معلم، طبیب و شخصیت استثنایی و نابغه است، من بازی کردم زیرا این افتخار نصیب هر بازیگری نمیشود.
چیزی که برای من مهم و برای کیهان رهگذار حیاتی بود این بود که اگر قرار باشد سراغ شخصیتهای علمی و فرهنگی و شخصیتی که اهل حکمت و علم سیاست برویم شاید سریال ممکن است پربیننده نباشد بنابراین ترکیبی از اینها به اضافه زندگی شخصی که چرا ابن سینا ازدواج نکرد میتواند مخاطب را جذب کند، بنابراین شخصیتی خلق شد که قرار بود عشقی میان این دو باشد که ابن سینا نپذیرفت و هرگز نپذیرفت که ازدواج کند. نمونهای از این اتفاقات و رابطه با پدر و مادرش و شخصیتهای دیگر قصهای را به تصویر کشید که برای تماشاگر میتوانست زیبا باشد.
در نهایت سریال ساخته و پربیننده شد و از دل این سریال یک فیلم سینمایی نیز استخراج و یکی از فیلمهای سینمایی پرفروش شد.»
نکتههای جالب ابن سینا درباره آب حیات
این بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه به کتاب زیدان نیز اشاره کرد و گفت: «چند نکته درباره شخصیت بوعلی سینا است که در کتاب زیدان هم به فراوانی دربارهاش صحبت میشود اینکه اهل علم و هنر همیشه به دنبال آزادی در زندانها میگردد و این تقدیری بود که دامن ابن سینا را هم گرفت. این بخش به شکل خلاصه در سریال مشاهده میشود اما بخش سفرهای بوعلی سینا پراهمیت بود سفرهای بسیاری که داشت و معتقد بود که ازدواج نباید میکرد زیرا ازدواج بندی به پا است و استنباط نویسنده و کارگردان این بود که تعریف قصهای آن جذابیت دراماتیک و نمایشی داشته باشد. چند نکته علمی و طبی در این سریال وجود داشت که بسیار زیبا بود و در این کتاب هم حتما دربارهاش صحبت شده است.»
یکی از نکات جالب کتاب از دید تارخ؛ موضوع آب بود. او درباره این موضوع نیز گفت: «من یک سوم کتاب «بندی قلعه بیداد» را خواندم زیرا گرفتار فیلمبرداری بودم و توفیق خواندن همه کتاب را نداشتم. نکتهای که در سریال مطرح شد نقطه نظر بوعلی سینا درباره آب بود که جمله زیبایی نیز برای آن تدارک دیده شده بود که آب سلامت است، روان است، جاری است و چون ماند میگندد و در ادامه بحث و جدلی که با دوستان و رفقایش داشت اینکه موجودی زنده در آب است که باعث گندیدگی آب میشود و به همین دلیل وقتی راکد بشود آن موجود شروع به گندیدن آب میکند و بعدها کشف شد که این نقطه نظر تبدیل به کشف میکروب در آب شد.
ابن سینا اساسا خیلی به آب علاقهمند بود و بر این باور بود که آب خیلی محرک و ترغیبگر است برای اینکه درباره آن فکر و اندیشه کند. هرگاه به لحاظ توان صاحب ضعف میشده حتما به حمام میرفته و آب فراوانی استفاده میکرده زیرا اعتقاد داشته آب قوت و قدرت به بدن انسان میبخشد و به همین دلیل آب حیات نام گرفته است. آب در واقع حیات آفرینش است.»
طب ابن سینا و شاهزادهای که خود را گاو میپنداشت
تارخ در ادامه به چند نکته جالب دیگر از کتاب نیز پرداخت. موضوعاتی مثل تشخیص بیماری توسط ابن سینا و ماجرای گاو تشنه: «چند نکته نیز درباره تشخیص بیماری بود که جذابیت بسیاری داشت. شاهزادهای که خود را گاو میپنداشت، وقتی بوعلی سینا را برای تشخیص آوردند، گفت: این شاهزاده عاشق بود و به عشقش دست نمییافت و ادای گاو را درمیآورد زیرا ذهن به هم ریختهای داشت و نبود عشقش باعث میشد شخصیتش دگرگون و به جنون کشیده شود و یا شخصیتی که دچار دررفتگی پا و استخوانش جابجا شده بود، بلافاصله گاو تشنهای را احضار کرد و شخصی که پایش در رفته بود روی گاو نشاندند و به گاو آب فراوان دادند، به مرور که شکم گاو بزرگ میشد این در رفتگی استخوان نیز جا میافتاد. اینها نشانههای نبوغی است که این شخصیت ملی داشته و بیش از اینها دارد.
درباره تشخیص طبی ابن سینا که در سریال نیز مطرح شد، وقتی میخواست درباره درجه تب شخصی دست پیدا کند نخی را به دور مچ دستش میبست و خودش نخ را به اتاق دیگر میبرد و لرزش نبض شخص به نخ منتقل میشد و درجه تب را تشخیص میداد و این یکی از اتفاقات علمی و زیبایی است که در ارتباط با این شخصیت شکل گرفته و تاریخ به فراوانی از آن یاد کرده است.»
|