|
■ انجمنها باید دارای کیفیت و محل پیدا کردن استعدادها باشند
بهرام ترکمان متولد ۱۹خردادماه ۱۳۳۷ در همدان، دبیر بازنشسته؛ شاعر و نویسنده و پژوهشگر ادبیات فارسی؛ شاعر و سراینده شعر و ترانه به گویش همدانی؛ رئیس خانه شعر و ادب استان همدان و مسئول انجمن ادبی و فرهنگی هگمتانه است.
وی نخستین کسی است که در همدان مدرک بینالمللی مربیگری رشته کشتی را اخذ کرده است. در سال ۱۳۸۰ در جشنواره موسیقی ارومیه مقام اول را با شعر «سهراب بینشان» با آهنگسازی حسین پیرنیا و خوانندگی مسعود میرزاحیدر کسب میکند.
از سال ۱۳۵۷ با صدا و سیمای همدان در زمینه شعر و موسیقی همکاری مستمر داشته و عضو شورای موسیقی صدا و سیما بوده است.
اشعار اغلب ترانهها و تصنیفهایی که خوانندگان همدانی مختلف خواندهاند، ترکمان سروده است. ۷ شعر از آلبوم معروف «کوچه باغ خاطرات» در گویش همدانی از آثارش است. همکاری با استاد میلاد کیایی، آهنگساز و نوازنده به نام سنتور در آلبوم «به یاد گلها» و بسیاری از خوانندگان همدانی، بخشی از کارنامه هنری وی است .
درباره وضعیت انجمنهای ادبی شعر استان به گفتوگو با این هنرمند همدانی نشستیم.
از چه زمانی به شعر و ادبیات روی آوردید؟
در خانواده ما شعر و موسیقی همواره مورد توجه بوده است و به همین جهت روح و جان من از همان دوران کودکی با شعر و موسیقی کوک شده بود. در آن دوران پدر من بسیاری از مولودیهای موسیقی را زمزمه میکرد.
عمو و پسرعموها و پسرداییام، هچون عبدالکریم ترکمان و علیاکبر ترکمان همگی از شاعران بنام همدان بودند.
در یک بررسی و پژوهش در اینباره متوجه شدم که این پیشینه شعر و موسیقی در خانواده ترکمانها قدمتی ۲۰۰ساله دارد. حتی میتوان گفت در دوران صفویه کسی به نام امیرخان ترکمان در زمان خود معروف بوده و موسیقی کار میکرده است.
در رشته ادبیات فارسی تا اخذ لیسانس ادامه تحصیل دادم که بعداً به عنوان دبیر ادبیات فارسی در آموزش و پرورش استخدام شدم.
در رشته ورزشی کشتی هم فعالیت داشتید در این مورد توضیح دهید؟
با توجه به اینکه عموزادههای من در ورزش کُشتی بودند و پدرم هم علاقهمند بود در ورزش کشتی حضور داشته باشم و عموزادهام پهلوان « غلامحسین ترکمان» از نامآوران کُشتی ایران بود و خودم نیز تمایل داشتم، در کنار دبیری ادبیات فارسی، در ورزش کُشتی هم فعالیت کنم و خوشبختانه تا مرحلهای پیش رفتم، در همدان نخستین کسی بودم که مدرک بینالمللی کُشتی را گرفتم و در این راه نیز شاگردان خوبی را پرورش دادم .
از همکاری با صدا و سیمای همدان بگویید؟
از سال ۱۳۵۷در زمینه شعر و موسیقی با صدا و سیما در برنامههای مختلف هنری همکاری داشتم و عضو شورای موسیقی صدا و سیما بودم. در این رهگذر با خوانندگان بسیاری همکاری داشتم و اغلب ترانهها و تصنیفها بهخصوص با گویش همدان از اشعار سروده شدهام بوده است.
نخستین شعری که سرودهاید را به خاطر دارید؟
همانطوری که عرض کردم شعر و موسیقی در خانواده ما همواره وجود داشته است. تا جایی که یادم میآید از دوران کودکی به شعر گرایش پیدا کردم و اشعاری را میسرودم. از همان ابتدا نیز به همه قالبهای ادبیات فارسی علاقه داشتم و اعتقاد دارم که یک هنرمند و شاعر نباید خودش را در یک قالب خاص محدود کند. یک شاعر باید بتواند در همه قالبهای ادبی شعر بسراید. هنر بسیار گسترده است و این گستردگی میطلبد که ما بتوانیم در قالبهای مختلف شعر فارسی، کار کنیم. بد نیست خاطرنشان کنم که (اگر اغراق نباشد) از نخستین کسانی بودم که اشعار ترانه به گویش همدانی سرودم و بهصورت آکادمیک در صدا و سیما و در انجمنهای ادبی در این زمینه فعالیت جدی داشتم و دارم .
نخستین اثر با گویش از اشعار شما کی شکل گرفت؟
نخستین اثر در این زمینه همکاری با هنرمند گرامی آقای کمال مدنی از آهنگسازان خوب همدان، با نام «بوی گل» به وجود آمد که مورد توجه مردم نیز قرار گرفت. بعدها کارهای دیگری در اینباره انجام گرفت، تا آلبوم «کوچه باغ خاطرات» به یک اثر ماندگار و موفق در گویش همدانی خلق شد. از ۹ شعر این مجموعه،۷ شعر از سرودههای من است. در حالحاضر یک آلبوم به نام«به یاد گلها» با آهنگسازی استاد میلاد کیایی کار کردهام که هنرمندان بزرگ و چیرهدستی در این آلبوم همکاری داشتهاند؛ اشعار این آلبوم را نیز بنده سرودهام.
هیچ وقت به دنبال یادگیری موسیقی رفتید؟
سال ۱۳۵۵ در دبیرستان شاهدخت قدیم، اصغر قیطاسی یکی از موسیقیدانان و آهنگسازان بزرگ آن زمان، کلاس ویلون برگزار کرده بود که مدتی در نزد ایشان به فراگیری ساز ویلون مشغول شدم. زندهیاد ناصر مهرورز و تعدادی از دوستان دیگر هم در این کلاسهای موسیقی شرکت میکردند. در سالهای بعد با آقای قیطاسی چند کار مشترک انجام دادیم که سرودههای اشعار به عهده بنده بود .
وضعیت کمی و کیفی هنرمندان همدانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در همدان هنرمندان خوبی وجود دارد، ولی متأسفانه اغلب اینطور است که هر کسی کار خود را میکند.
باید هنرمندان با یکدیگر فعالیت و از هم حمایت کنند. از طرفی باید یک مدیریت هنری هم باشد که این هنرمندان را به هم نزدیک کند. توجه به نیازهای اولیه هنرمندان خیلی مهم است.
هنرمندان هم به مانند همه مردم نیازهای مادی دارند. از سویی در بخشهای دیگر مثل ورزش حمایتهایی صورت میگیرد که در هنر اصلاً دیده نمیشود. بهطور مثال یک ورزشکار میتواند بدون کنکور وارد دانشگاه شود و یا از معافیت سربازی بهرهمند شود. در عرصه پژوهش در هنر نیز که یکی از مهمترین کارهای یک هنرمند میتواند باشد متأسفانه هیچ حمایتی صورت نمیگیرد .
شما در انجمنهای ادبی مختلف حضور داشته و خودتان نیز انجمن فرهنگی ادبی همدان را پایهگذاری و تأسیس کردهاید، در اینباره نقطهنظر خود را بیان کنید؟
انجمنهای ادبی پس از انقلاب معمولاً در خانهها برگزار میشد. از همان روزها در این انجمنها شرکت میکردم. هنرمندان بزرگ همدانی چون زندهیاد حسینیداور، روحالقدوس، دیجور همدانی، اردشیر بهمنی و علی رحیمیان و سایر هنرمندان دیگر در این انجمنها حضور پیدا میکردند. کیفیت این انجمنها بسیار خوب بود و در حالحاضر متأسفانه بسیاری از این انجمنها دارای برنامه منسجم نیستند و تعدادی هم با یک روال خاص فعالیت میکنند که باید در کنار کمیت به کیفیت کار هم توجه شود.
بعدها انجمنهای ادبی دیگری شکل گرفت و به همین خاطر بنده، برای به وجود آمدن یک انجمن ادبی تلاش کردم که درنهایت انجمن ادبی هگمتانه به وجود آمد .
با توجه با این که شما ریاست خانه و شهر ادب استان را نیز به عهده دارید، وضعیت انجمنهای ادبی را چگونه ارزیابی میکنید؟
انجمنهای ادبی دارای مشخصات و ساختار تعریف شدهای هستند. باید این انجمنها به گونهای عمل کنند که دارای کیفیت باشند، انجمنها علاوه بر اینکه باید دارای کیفیت باشند باید محل پیدا کردن استعدادها و کارکردن و حمایت از این استعدادها باشند.
در سطح استان حدود ۶۳ انجمن ادبی فعالیت دارند که ثبت شده و فعالیت میکنند. البته انجمنهایی هم هستند که با سایر ارگانها فعالیت دارند و در خانه شعر و ادب همدان عضو نیستند و چند انجمن ادبی هم در حالحاضر متقاضی ثبت هستند که در مراحل بررسی درخواستها هستیم. البته ملاک تأیید این متقاضیان از نظر بنده، کیفیت و ساختار این انجمنها است و حتی در ثبت و پذیرش انجمنهای مشابه، هیچ محدودیتی برای ثبت و تأیید وجود ندارد، چرا که ممکن است رویکرد و روش و سلیقهها با هم متفاوت باشد.
بنده به عنوان مسئول خانه شعر و ادب استان همواره از تأسیس هر انجمن ادبی در سطح استان حمایت میکنم چراکه وقتی مردم در این انجمنها شرکت میکنند، روح هنری ادبیات حافظ و سعدی و فردوسی و همه شاعران و حتی شاعران همدانی، بهطورقطع تأثیر مثبتی در آنها گذاشته و بسیار مفید است. ما در شهرستانها و حتی در روستاهای استان، انجمنهایی را داریم که فعالیت میکنند و شاعران و نویسندگان خوبی را هم پرورش دادهاند.
مسئولان و متولیان فرهنگ شهر چه حمایتی از انجمنهای ادبی میکنند؟
باید بگویم که مسئولان ما باید حمایت بیشتری را از انجمنهای ادبی داشته باشند. من بارها با آقای دکتر احسانی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان در اینباره صحبت کردهام. یک وقتی بود در همدان چند انجمن فعالیت میکردند که حمایت از آنها خیلی سخت و دشوار نبود، ولی این گستردگی فعلی انجمنهای ادبی امروز، که یک اقبال عمومی برای شهر ما است، باید از همه لحاظ حمایت شود. باید برای انجمنهای ادبی جایگاه مناسبی در نظر گرفته شود که بتوانند بدون هیچ دغدغهای فعالیت داشته باشند.
وقتی این حمایتها باشد بهطورقطع خروجی خوبی برای این انجمنها قابل پیشبینی است. متأسفانه با همهگیری ویروس کرونا بسیاری از وظایف خانه شعر و ادب درباره حمایت و امکان برنامهریزیهای لازم محقق نشد که امیدواریم با بهبود وضعیت، بتوانیم به وظایف خود عمل کنیم. برای توانمند ساختن این انجمنها باید مسئولان ما را یاری کنند و از طرفی هنرمندان این انجمنها معمولاً بیکار هستند و با شرایط اقتصادی فعلی، مشکلات فراوانی را دارند. بسیاری از این هنرمندان میتوانند در ساختار اداری اداره فرهنگ و ارشاد به کار گرفته و مشغول کار شوند که میتوانند در ایجاد کیفیت برنامههای هنری این اداره تأثیرگذار باشند .
سخن آخر ؟
همه ارگانهای فرهنگی شهر باید در کنار هم باشند. حوزه هنری، سازمان ورزشی و فرهنگی شهرداری و ادارهکل فرهنگ و ارشاد همدان باید در حمایت از هنر و انجمنهای ادبی یک دل باشند. شهر ما به نام « پایتخت تاریخ و تمدن ایرانزمین » نامگذاری شده و باید به گونهای رفتار کنیم که در عمل هم این موضوع به واقعیت درآید.
|