|
۲۶ مرداد، روزی است که تاریخ ایران با افتخاری ماندگار گره خورده است؛ روزی که فرزندان آزاده این سرزمین، پس از سالها رنج و شکنجه در اردوگاههای دشمن، با سربلندی، عزت و غرور به آغوش میهن بازگشتند.
آزادگان، مردانی از جنس ایمان، صبر و غیرت بودند که در دوران اسارت، نهتنها جسم خود را بلکه روح بلندشان را از بند دشمن رهانیدند. آنان که سالها دور از خانه و خانواده، در زندانهای بعثی، زیر سختترین فشارها، تحقیرها و شکنجهها، خم به ابرو نیاوردند و نشان دادند که میتوان در بند بود، اما آزاد ماند.
بازگشت آزادگان، بازگشت کرامت، عزت و سرافرازی به وطن بود. آنان نهفقط اسیر جنگ، که سرباز جهاد فرهنگی، اعتقادی و اخلاقی بودند. دلهایشان با عشق به وطن میتپید و زبانشان، حتی زیر شکنجه، جز از حقیقت نگفت.
آنچه آزادگان با خود به میهن آوردند، تنها خاطرات تلخ نبود؛ آنان پیامآور صبر، ایثار، وفاداری و ایمان بودند. در روزگاری که گلولهها خاموش شدهاند اما جنگ نرم و هجمههای فرهنگی آغاز گشته، آزادگان الگوهای بیبدیل مقاومت و پایداریاند برای نسل امروز.
امروز، پس از گذشت دههها از آن روزهای پرالتهاب، نام و یاد آزادگان همچنان در دل ملت ایران زنده است. از همین رو سالروز بازگشت غرورآفرین آزادگان به میهن اسلامی، فرصتی است برای بازخوانی خاطرات آن روزها و شنیدن صدای مردانی که سالها با استقامت، عزت و ایمان، رنج اسارت را به دوش کشیدند اما هرگز خم به ابرو نیاوردند. در این گفتوگو، پای صحبتهای یقینعلی تمهیدی، یکی از آزادگان سرافراز کشورمان نشستیم تا از روزهای پر فراز و نشیب اسارت و بازگشت سخن بگوید.
چه مدتی در اسارت بودید؟
حدود 5سال در اسارت نیروهای بعثی بودم.
شرایط لحظه اسارت چگونه بود و چه احساسی داشتید؟
تمام رزمندگان با شور و اشتیاق در عملیاتها شرکت میکردند. من هم بر حسب وظیفه در یکی از عملیاتها شرکت داشتم که در حین عملیات مجروح شدم. بهدلیل شدت جراحت، از نیروهای خودی جا ماندم و به اسارت دشمن درآمدم. احساس اسارت، حس سختی است، اما آنچه میان رزمندگان مشترک بود، عشق به وطن، ایمان به دین و روحیه بالا بود. حتی در اسارت، اجازه نمیدادیم غرور و عزتنفسمان شکسته شود.
در دوران اسارت، چه چیزی از نظر روحی و روانی برای شما بیشترین اهمیت را داشت؟
مهمترین عامل، ایمان به هدف و اعتقاد به حقانیت ما بود. ما اعتقاد داشتیم در جبهه حق هستیم و دشمن در جبهه باطل. این باور سبب میشد سختی اسارت برایمان بیمعنا شود. امید داشتیم روزی نیروهای ایرانی وارد اردوگاه شوند و ما را آزاد کنند. هیچگاه به ناامیدی تن ندادیم.
صلیب سرخ یا ناظران بینالمللی چه نظری درباره روحیه اسرای ایرانی داشتند؟
نمایندگان صلیب سرخ بارها گفته بودند که اسیرانی با چنین روحیهای، در هیچجای دنیا ندیدهاند. ما در اسارت هم فعالیت میکردیم، یاد میگرفتیم، آموزش میدادیم و زندگیمان را متوقف نکرده بودیم.
چه عاملی سبب شد در سختترین شرایط، استقامت و امید خودتان را حفظ کنید؟
برحق بودن. وقتی انسان بداند راهش حق است، حتی در سختترین شرایط هم میایستد. مانند همین روزها که میبینید مقاومت مردم مظلوم فلسطین هم از باور به حقانیتشان سرچشمه میگیرد. ما هم چنین ایمانی داشتیم.
لحظه بازگشت به میهن را چگونه به یاد دارید؟ نخستین احساستان چه بود؟
در آن لحظه، تنها چیزی که حس میکردیم، فقدان امام خمینی (ره) بود. حس میکردیم باید او آنجا باشد. اما همانطور که مقام معظم رهبری کشتی انقلاب را هدایت میکرد، دلگرم بودیم. با تمام وجود حس غرور و پیروزی داشتیم. صدام که روزی قطعنامه را پاره کرده بود، حالا به خواسته ملت ما تن داده بود. بازگشت به خاک وطن، پس از سالها اسارت، یکی از بزرگترین لحظههای غرور زندگیام بود.
امروز که سالها از آن دوران گذشته، چه پیامی برای نسل جوان دارید؟
نسل امروز درگیر جنگی سختتر از ماست؛ جنگ نرم. آن زمان، دشمن روبهرو بود، اما امروز دشمن در لباس رسانه، شبکههای اجتماعی و شبههها وارد شده است. جوانها باید با مطالعه، بصیرت و شناخت گذشته، فریب نخورند. اگر در این جنگ نرم، جوانی آسیب ببیند، برای ما افتخار نیست. تنها راهحل، هوشیاری، شناخت جبهه حق و ایستادگی پشت سر ولایت است.
در پایان این گفتوگو، یقینعلی تمهیدی از خاطرات، اعتقادات و مقاومتش در دوران اسارت گفت؛ مردی که در سختترین شرایط، با ایمان، غرور و امید، نام خود را در تاریخ این سرزمین ماندگار کرده است.
|