ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 119172
 
روزنامه، خبرهای تازه
تاریخ خبر : 1400-05-19
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
   
     
متن خبر :

 روزگار بچگی که هیچ اطلاعی از دنیای رسانه و فرایند شکل‌گیری خبر و گزارش و آدمی به نام خبرنگار و نقش او در چنین فرایندسازی‌ها نداشتم، هر روز صبح و عصر پیرمرد بلندقد و جلیقه‌پوشی با یک بغل روزنامه و مجله از جلوی مغازه پدرم می‌گذشت و داد می‌زد، روزنامه، خبرای(خبرهای) تازه، مجله جوانان، زن روز، کیهان‌بچه‌ها و... .
بعضی روزها به پدرم اصرار می‌کردم تا روزنامه یا مجله بخرد و شاهد بودم که پدرم چگونه خرت‌وپرت مغازه را لای همان روزنامه‌هایی که به اصرار من می‌خرید، می‌پیچید و به دست مشتریان خود می‌داد!
سال‌های زیادی گذشته است و شاید من خودم تاکنون به اندازه یک کامیون کاغذ روزنامه‌های مختلف خبر و گزارش نوشته‌ام و عمرم را لابه‌لای روزنامه‌ها پیچیده و گذرانده‌ام، اما هیچ‌گاه چهره و هیبت آن روزنامه‌فروش پیری را که دائم هم سیگاری بدون فیلتر(اشنو) لای انگشتان خود داشت فراموش نمی‌کنم.
 شاید کنجکاوی من برای پی بردن به مفهوم و یا محتوای واژه خبرای(خبرهای) تازه بود که بعدها پایم را به دنیای رسانه و اطلاع‌رسانی و ماجراجویی‌های خبرنگاری گشود. اگرچه طی طریق عاشقانه، مخلصانه، بی‌شیله‌پیله و صادقانه در عالم رسانه و به‌ویژه از نوع مطبوعاتی آن هیچ اجر دنیوی برای خبرنگار و فعالان زحمت‌کش این عرصه ندارد، اما من خودم هرگز پشیمان نیستم که عمر و جوانیم را به پای عشق و علاقه‌ام در خبرپراکنی و گزارش‌نویسی گذاشته‌ام، اگر خداوند فرصت و عمر دوباره‌ای به من دهد باز هم از نو وارد عالم روزنامه‌نگاری خواهم شد، اما هرگز به اولاد و کسانی که دوستشان دارم، توصیه نکرده و نخواهم کرد تا کسوت خبرنگاری بپوشند.
 این حرف مرا به طورقطع تمام دوستان و عزیزان جوانی که در تمام سال‌های گذشته افتخار معلمی آنان را داشته‌ام خوب واقف هستند و تأیید می‌کنند که همیشه گفته و خواهش کرده‌ام، اگر واقعاً از ته دل علاقه‌مند به حرفه و هنر خبرنگاری هستند وارد این عرصه شوند و عمر بگذارند، در غیر این صورت اگر گوشه‌چشمی هم به دنیای فانی دارند، بروند دنبال یک کار نان و آب‌دار و به شوخی هم گفته‌ام، حرفه پزشکی از تمام شغل‌ها نان و آب‌دارتر است.
 این خاطره تلخ همیشه ذهنم را می‌خراشد و آزار می‌دهد که چطور آن روز کذایی که عده‌ای آدم‌های پولدار(سرمایه‌دار طلا و جواهرفروش و برج‌ساز و تاجرفرش ) مرا احاطه کرده و از جذابیت‌های شغل خبرنگاری و اخبار پرسش می‌کردند و به قول معروف از خاطرات من کف کرده بودند و من هم می‌دانستم که آنان پیش خود این تصور را هم دارند که بنده به اقتضای حساسیت شغلی خود حتماً حقوق و درآمد سرشاری دارم، اما وقتی این پرسش قابل پیش‌بینی را به میان آوردند و متوجه شدند، حقوق ماهیانه بنده با چند برابر رقم واقعی و اغراق‌آمیز کفاف مخارج نصف روز زندگی آنان را هم نمی‌دهد، مثل جن از بسم‌ا... از من گریختند و پیرامون مرا در آن جمع خالی کردند .
اما با وجود تمام این واقعیت‌ها باز هم از خودم و از قول تمام یاران و همکاران دوست‌داشتنی که مثل من موی سپید کرده و عمر خود را در دنیای رسانه گذرانده‌اند، می‌گویم که عشق کار خبرنگاری را داشتیم و اگر چنین نبود مانند خیلی از دوستان دیگر که همان اوایل کار بریدند و کنار کشیدند و در شغلی دیگر سروسامان گرفتند، ما هم اینک صاحب آسایش و رفاه بودیم.
نکته آخر، دوست بسیار عزیز و شفیقی امروز با ارسال متن بسیار زیبایی روز خبرنگار را به بنده تبریک گفته است.
دوست من در خطی از متن قشنگ خود به این موضوع اشاره دارد که(هرچند در بعضی مواقع نمی‌شود تمام حقیقت را نوشت، اما دروغ هم نباید نوشت). من ضمن تشکر از این دوست فرهیخته و ارجمند، در پاسخ می‌گویم، هر خبرنگاری دارای خط و ربط مخصوص به خودش می‌باشد و حتماً هم دنباله‌روی گروه و جناح خاصی است، اما دوست من، هیچ خبرنگاری با وجود دلبستگی‌هایی که دارد هنگام خبرنویسی و پوشش جلسات خبری و مصاحبه و انعکاس حوادث، شنیده‌ها و عینیت‌های خود را می‌نویسد و منعکس می‌کند چون در غیر این صورت باید پاسخگوی منابع خبری و در عین‌حال وجدان خود باشد، مگر اینکه خبرنگاری بخواهد جدا از متن خبر اصلی، نظریات و برداشت‌های تحلیلی خود را هم در گوشه دیگری بیاورد و یادداشت‌نویسی کند که این در تمام دنیای رسانه رایج است. به عبارتی دیگر خبرنگار آنچه را که می‌شنود به رسم امانت‌داری می‌نویسد و اطلاع‌رسانی می‌کند، حال راست و دروغش به عهده گوینده خواهد بود.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.