|
1- در شرایطی که امسال قرار است انتخابات مهم ریاست جمهوری برگزار شود، فرارسیدن هفته کارگر پیش از این انتخابات، فرصتی است تا نداشتن برنامه تمامی داوطلبان احتمالی برای بهبود زندگی این قشر عزیز و زحمتکش یادآوری شود.
گویی قرار نیست برنامهای فراتر از شعار برای کارگران ارائه شود و همچنان که اکثر دولتها تاکنون به کارگران بی توجه بودهاند، قرار است دولت بعدی نیز به آنها بی توجه باشد.
2- کارگران ایران را می توان به دو دسته کارگران بخش دولتی و عمومی و کارگران بخش خصوصی تقسیمبندی کرد.
در این تقسیمبندی وضعیت کارگران بخش دولتی اندکی بهتر است البته در بخش خصوصی نیز فعالانی که به حق و حقوق کارگر و معیشت او توجه نمایند کم نیستند اما در مجموع کارگران این بخش با مشکلات بیشتری دست پنجه نرم میکنند.
3- در ایران خصوصی سازی آنچنان که باید شکل نگرفت و خصوصی سازی فرصتی برای فرصت طلبانی که تنها به سود خود میاندیشیدند، ایجاد کرد.
در این شرایط بیکار شدن کارگران واحدهای خصوصی شده یا درگیر شدن آنها با مشکلاتی چون قراردادهای کوتاه مدت، پرداخت نشدن مطالبات و ... موضوعی عادی است.
4- در هفته کارگر رسم است همه پیام تبریک بدهند و کارگران را محور تولید و دیگر صفات شایسته تعریف کنند.
در این پیامها معمول است از کارگر چنان تعریف شود که تمامی پیشرفتهای اقتصادی مدیون تلاش و زحمت وی قلمداد شود و از تلاش وی در تمامی شرایط برای استقلال اقتصادی کشور تجلیل شود.
5- رفتار مسئولان در صدور پیامها با رفتار آنها در قبال حل مشکلات کارگران متفاوت است.
هرچقدر نگاه به کارگران در پیامها آرمانی و واقعی است، این نگاه در رفتار جدی نیست و گویی مشکلات کارگران با این اهمیت در تعریف، در عمل در اولویت نیست.
مشکلات کارگران به لحاظ صنفی و معیشتی و... هر روز افزایش مییابد و مسئولان هم تماشاچی این وضعیت هستند.
6- مشکل اصلی کارگران را می توان نبود امنیت شغلی دانست، شغلی که روزی هست و روزی دیگر نیست و از سوی خیل بیکارانی که حاضر هستند بدون بیمه و با درآمدی بسیار پائینتر کار آنها را انجام دهند، تهدید میشود.
در این آشفته بازار هیچ مسئولی به فکر امنیت شغلی کارگران نیست و دغدغه اصلی کارگران بیکار شدنی است که همیشه به آنها نزدیک است.
7- مشکلات کارگران را از زندگی زیر خط فقر، بیمه و تامین اجتماعی، مسکن ، قراردادهای کوتاه مدت، روزمزدی، امنیت شغلی و... همه میدانند و باز همه میدانند که کارگران با عزت نفس و سرخ کردن صورت با سیلی زندگی را میگذرانند و صادقانهترین خدمت را به وطن دارند.
زمان آن است که در گام دوم انقلاب این وضعیت با برنامه داوطلبان رئیس جمهوری تغییر کند و کارگران به جایگاه واقعی، امنیت بیدغدغه شغلی و معیشتی معقول دست یابند.
|