|
اواخر هفته گذشته بیش از ۳۰ نفر از اعضای حزب اتحاد ملت در استان همدان به شکل جمعی استعفا کردند که در نوع خود حرکت تأمل برانگیزی بود.
در متن استعفانامه این افراد پاسخ قانعکنندهای به افکار عمومی دیده نمیشود و صرفا بر تحقق نیافتن اهداف اشاره شده و البته نشان از ناکارآمدی حزب دارد.
استعفا از جمله روشها و ابزارهایی است که معمولا در 2 حالت انجام میشود. یکی، موانع بیش از حد در انجام وظایف و کارها و دیگری ناتوانی در تحقق بخشیدن به اهداف مجموعه است.
اینکه استعفای اخیر به کدام یک از دلایل برمیگردد، موضوع بحث ما نیست، بلکه نکته مهمتر از آن، جایگاه احزاب در جامعه ما و میزان تاثیرگذاری در روندهای مختلف سیاسی، اجتماعی و ... است که امروزه علامتسؤالهای زیادی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است.
واقعیت آن است که جامعه ما از ضعف ساختاری نظام حزبی و ناکارآمدی بسیاری از احزاب رنج میبرد و با گذشت بیش از ۴ دهه از انقلاب و بهرغم صراحت قانون اساسی درباره فعالیتهای حزبی، شرایط اما مطلوب افکار عمومی نیست و احزاب نتوانستهاند تأثیرگذاری خوبی در جامعه داشته باشند.
بر این اساس، راههای نرفته در مجموعه احزاب زیاد است و تلاشهای فعالان حزبی تاکنون بروز و ظهور چندانی در سطح جامعه نداشته است.
کادرسازی و تربیت نیروی انسانی کارآمد برای آینده در بخشهای مختلف یکی از مهمترین رسالتهای احزاب است که فعالان حزبی در جامعه ما تقریبا ناتوان از انجام آن بودهاند.
این وضعیت سبب شده تا امروزه احزاب پاسخ قانعکنندهای برای افکار عمومی درباره عملکرد خود نداشته باشند.
البته بخشی از این مشکلات و شرایط بهوجود آمده، به موانعی برمیگردد که پیش روی احزاب قرار گرفته است، اما حتی از فرصتهایی هم که در اختیار احزاب بوده، بهدرستی استفاده نشده است و فعالان حزبی نتوانستهاند مسیر پیشرفت را طی کنند.
اهداف و انگیزههای استعفای اخیر بهرغم توضیحاتی که البته عمدتا هم کلیگویی و تکرار دغدغههاست، برای افکار عمومی کاملا مشخص و روشن نیست و افراد مذکور بهنوعی آخرین راه را در گام نخست پیمودهاند.
در مجموع استعفای اخیر بهعنوان یک حرکت تأمل برانگیز و البته ناخوشایند، علاوه بر اینکه نشان از نوعی ناتوانی دارد، برای افکار عمومی قابل درک نیست و نمیتوان آن در قالبها و اشکالی که در متن استعفانامه آمده است، توجیه کرد.
|