|
سرشماری عمومی نفوس و مسکن هر دوره ۱۰ساله در ایران انجام میشود.
سرشماری یا همان آمارگیری یکی از علوم پایه در هر کشور برای آگاهی و اشراف دولتها از وضعیت جمعیت و شاخصههای برخورداری مردم از امکانات زندگی است. به عبارتی بهتر چنانچه دولتها به آمار واقعی در کشورهای خود دسترسی نداشته باشند نمیتوانند برای اداره صحیح و مبتنی بر واقعیتهای جامعه برنامهریزی کنند.
مثلاً اگر دولتی در حوزه تعلیموتربیت، آماری از جمعیت نیازمند دورههای آموزش دبستان، دبیرستان، دانشگاه و تمام سطوح آموزشی نداشته باشد، برنامهریزی درستی هم برای تأمین زیرساختهای آموزشی از جمله تعداد کلاس، آموزگار، دبیر و استاد دانشگاه نخواهد داشت.
علم آمار در هر کشور لازمه پیشرفت کشور و رشد فرهنگ عمومی و هدایت قطار اقتصادی کشور است و در غیر اینصورت توسعه ممکن نخواهد بود.
آخرین دوره سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران در سال ۱۳۹۵ انجام شد، ولیکن با توجه به تحولات شدید و گوناگونی که سالهای اخیر در کشورمان صورت گرفته و در این معنا ابزار و علوم نوینی در جهان برای انجام طرحهای سرشماری و آمارگیری جایگزین روشهای قدیمی شده است و همچنین با توجه به اهمیت و حساسیتی که برای سرشماری حیاتی دوره آینده یعنی سرشماری سراسری سال ۱۴۰۵ در کشورمان متصور است، بنابراین امسال یک پیش سرشماری بهصورت آزمایشی در چند شهر بزرگ و نمونه از جمله در کلانشهر همدان از اول آبانماه جاری آغاز شده است.
این را هم میدانیم که یکی از چالشهای اصلی و مهم و اما پیشبرنده یا بازدارنده در هر دوره سرشماری، کیفیت همکاری مردم با مأموران سرشماری است.
اساساً نخستین پرسش مردم در هر سرشماری از خودشان این است، این سرشماری و پرسشهای مأمور سرشماری برای چیست؟ آیا دولت میخواهد آمار دارایی و نکات پشت پرده مردم را بداند؟ میخواهند مالیاتها را بالا ببرند؟ و دهها ذهنیت نادرست و پرسشهای نامربوط که ممکن است تمام زحمت و برنامهریزی و هزینههای سنگین و ناگزیر دولت را برای آگاهی کارآمد از بود و نبود جامعه را مختل میسازد!
اوقات صبحگاهی
روز تعطیل ولادت پیامبر مکرم بود که زنگ خانه به صدا درآمد و آقایی از پشت در اطلاع داد مأمور سرشماری است و اگر مشکلی نیست به چند پرسش پاسخ دهید.
او از همان پشت در بسته از من خواست تا کارت ملی اعضای خانواده را هم همراه خود داشته باشم.
چند لحظهای طول کشید تا سر و وضعم را آماده کنم و انگشت روی کلید در بازکن خانه بگذارم. جوانی محجوب و سر بهزیر با لباس فرم مخصوص و مرتب توی کوچه منتظر بود و با اینکه در این هوای کرونایی ماسک بهداشتی روی صورت داشت، توجهش به من بود که ظاهر امر را رعایت کردهام یا نه!.
پس از چند پرسش و جواب مربوط به اطلاعات آماری با جوان آمارگر، حس کنجکاوی خبرنگاریام گل کرد و ضمن معرفی کامل خودم، پرسشی که ذهنم را مشغول کرده بود به میان آوردم و پرسیدم عکسالعمل مردم چگونه است و همکاری میکنند یا نه؟
گویی آن جوان هم منتظر این سؤال و خالی کردن درون آشفته خود از سنگینی یک چالش سنتی توسط همتایان او با قشرهای مردم در هنگامههای سرشماری باشد، با تلخی گزندهای جواب داد، ای حاجآقا چی بگم با اینکه هنوز در آغاز راه این دوره سرشماری آزمایشی هستیم، اما برخوردها و حرکاتی از خیلی مردم در این ارتباط شاهد بوده و ملاحظه کردهام که به حال جامعه خودم تأسف میخورم!
میگفت بهرغم اطلاعرسانیهایی که به عمل آمده است، بعضیها یا اصلاً در خانههایشان را برویمان باز نمیکنند، یا وقتی توضیح میدهیم برای چه کاری مراجعه کردهایم، در خانههایشان را بهرویمان میبندند و پشت در میمانیم.
جوان آمارگیر از شهروندان همدانی گلایه داشت که بدبینانه با موضوع سرشماری و پرسشهایی که باید پاسخ دهند برخورد میکنند و یا به جای پاسخ حرفهایی به زبان میآورند که بیانگر بیتفاوتی آنان نسبت به تحولات جامعه خودشان است.
او میگفت، برخلاف انتظار و تصورات همکاران آمارگیر، ساکنان محلههای پایینشهری و محروم بسیار محترمانه و معقول با موضوع سرشماری و پاسخ درست برخورد میکنند، در حالی که ساکنان نقاط به اصطلاح بالاشهری نظیر کوی استادان و متخصصین بسیار ناامیدکننده آمارگیران را بدرقه میکنند و خیلیها در این گونه محلات از پاسخ دادن واهمه نشان میدهند!
واقعاً جای این پرسش باقی است که ما را چه میشود؟! . آیا آگاهی جامعه و مردم نسبت به تحولات اجتماعی نارس و ابتر است، یا آزمون و خطای دولتها در اجرای یک طرح اصلاحی آنچنان ناکارآمد و باطل است که مردم را نسبت به انجام هر برنامه جدیدی بدبین و رویگردان ساخته است.
شاید هم اطلاعرسانیها و تشریح هر برنامه رفرومی در جامعه توسط مسئولان امر برای مردم قانعکننده نیست و حس همکاری و اشتراک مساعی آنان را تحریک نمیکند.
مثلاً برای اجرای هر برنامه نوگرایانه و الکترونیکی ازجمله ضرورت استفاده از ترازوی هوشمند یا دستگاه پز سراغ اصناف و حتی مطب پزشکان گرفته میشود، این تصور به وجود میآید که دولت قصد کنترل میزان درآمد و افزایش مالیات اصناف و پزشکان را دارد و نظیر چنین رویکردها که مانع اجرای بسیاری طرح و برنامه در جامعه میشود.
|