ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : پنجشنبه ، 16 مهر 1405

کد خبر : 149908
 
کنکور؛ مسابقه‌ای که خط شروعش برای همه یکی نیست
تاریخ خبر : 1405-07-15
     
   
     
متن خبر :

 به تازگی آمار رتبه‌های برتر کنکور منتشر شده؛ آماری که اگر فقط برای تبریک گفتن به رتبه‌های یک تا چهل خوانده شود، بخش مهم ماجرا دیده نمی‌شود. بررسی نوع مدرسه ۳۸ نفر از ۴۰ رتبه برتر نشان می‌دهد حدود ۶۳ درصد آنان در مدارس سمپاد، حدود ۲۶ درصد در مدارس نمونه دولتی، شاهد و دولتی و حدود ۱۱ درصد در مدارس غیردولتی تحصیل کرده‌اند. اما جزئیات مهم‌تر است: از ۱۰ نفر گروه مدارس نمونه، شاهد و دولتی، تنها ۳ نفر دانش‌آموز مدرسه دولتی عادی بوده‌اند؛ یعنی سهم مدارس دولتی عادی از میان این ۳۸ نفر حدود 9/7درصد است. این اعداد به تنهایی ثابت نمی‌کنند که نوع مدرسه علت مستقیم موفقیت است، اما آنقدر معنادار هستند که یک سوال جدی را روی میز بگذارند: اگر رقابت واقعا برابر است، چرا سهم دانش‌آموزان مدارس عادی در میان رتبه‌های برتر تا این اندازه محدود است؟
واقعیت این است که رقابت از روز کنکور شروع نمی‌شود. سال‌ها قبل از آن آغاز شده است؛ از جایی که یک دانش‌آموز به مدرسه‌ای با معلم، امکانات و برنامه آموزشی بهتر می‌رود، مشاور تخصصی دارد، به کلاس‌های آموزشی و منابع متعدد دسترسی دارد و خانواده‌اش توان تأمین هزینه‌های آموزشی را دارد؛ در حالی که دانش‌آموز دیگری ممکن است در مدرسه‌ای با امکانات محدودتر، کمبود نیروی انسانی یا دسترسی بسیار کمتر به منابع آموزشی تحصیل کند. بعد در پایان، هر دو را پشت یک میز می‌نشانیم، یک دفترچه یکسان می‌دهیم و نام این وضعیت را "فرصت برابر" می‌گذاریم. تلاش و استعداد بدون تردید مهم‌اند، اما نمی‌توان آنها را از شرایطی که فرد در آن رشد کرده جدا کرد. اگر یکی سال‌ها با امکانات بیشتر و دیگری با منابع کمتر حرکت کرده باشد، مقایسه نتیجه نهایی بدون دیدن مسیر، تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمی‌دهد. حتی توزیع جغرافیایی رتبه‌ها نیز همین مسأله را تقویت می‌کند؛ تهران با ۲۱ رتبه از ۴۰ رتبه برتر، 5/52 درصد رتبه‌ها را در اختیار دارد؛ عددی که بیش از آنکه درباره "استعداد جغرافیایی" حرف بزند، باید ما را به سمت تمرکز امکانات و فرصت‌های آموزشی، فرهنگی و اقتصادی ببرد.
اینجاست که مسأله از یک بحث آموزشی فراتر می‌رود و به موضوع سیاست اجتماعی تبدیل می‌شود.  نباید در برابر چنین شکافی فقط به برگزاری جلسه، تهیه گزارش‌های مناسبتی یا تکرار عبارت‌هایی مانند "عدالت آموزشی" بسنده کرد. اگر عدالت آموزشی مسئله است، باید اندازه‌گیری شود. باید مشخص شود در شهرستان‌ها و مناطق مختلف چه تفاوتی در کیفیت مدرسه، دسترسی به معلم، مشاور، امکانات آموزشی و وضعیت اقتصادی خانواده‌ها وجود دارد و این تفاوت‌ها چه اثری بر مسیر تحصیلی دانش‌آموزان گذاشته است.  آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، می توانند یک "نقشه نابرابری آموزشی" در استان تهیه کنند؛ داده جمع کنند، مناطق کم‌برخوردار را شناسایی کنند، توزیع منابع را بررسی کنند و نتیجه را به جای بایگانی، به مطالبه مشخص برای اصلاح سیاست‌ها و تخصیص عادلانه‌تر منابع تبدیل کنند. عدالت آموزشی با همایش و شعار ساخته نمی‌شود؛ با داده، تصمیم و پاسخ‌گویی ساخته می‌شود.
اگر هر سال رتبه‌های برتر را اعلام کنیم، چند روز درباره هوش و تلاش آنها حرف بزنیم، تصاویرشان را منتشر کنیم و بعد پرونده را ببندیم، فقط سطح ماجرا را دیده‌ایم. سوال مهم این نیست که چرا فلان دانش‌آموز رتبه یک شده است؛ سوال مهم‌تر این است که چرا برخی دانش‌آموزان از سال‌ها قبل، شانس بسیار بیشتری برای رسیدن به آن نقطه داشته‌اند؟ کنکور شاید روی کاغذ یک آزمون یکسان برای همه باشد، اما زندگی، خانواده، مدرسه، شهر و منابع آموزشی برای همه یکسان نیست. اگر خط شروع برای همه یکی نباشد، نمی‌توان صرفا با یک خط پایان مشترک، اسم این مسابقه را "عدالت" گذاشت.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.