|
با اینکه متولی حفاظت از تاریخ و فرهنگ داریم، با آنکه ادعای فرهنگی بودن داریم و مردمانی هستیم که ریشههایمان در تاریخ چند صدهزار ساله دویده است، اما هنوز تکلیفمان با بازماندههای تاریخیمان مشخص نیست.
اگر گذرتان به خیابان تختی افتاد، به سمت خیابان 12 متری سنگ شیر بروید. پس از آن میدانی را میبینید به همین نام که یکی از قدیمیترین آثار باستانی همدان یعنی شیر سنگی در آن قرار دارد.
مجسمه شیرسنگی در منطقهای میراث تاریخی را به نمایش گذاشته است که سالها پیش، پس از تحقیقات باستانشناسی در این منطقه تابوتی در آن کشف شد که تاریخ آن متعلق به دوره اشکانی است و این تابوت حالا در محفظهای شیشهای در موزه هگمتانه یعنی جایی امنتر از شیرسنگی جای خوش کرده است.
حالا این شیر سنگی بدون حفاظ مانند دیگر آثاری همچون کتیبههای 2500 ساله در گنجنامه به امان خدا رها شده است و بهراحتی برای عابران و رهگذران قابل دسترس است.
قدمت این شیرسنگی به بیش از 2000 سال میرسد، عدهای از تاریخنگاران بر این باورند که اسکندر تندیس دو شیرسنگی در 2 طرف مزارش ساخت تا یادبودی از سردار سپاهش هفایستیون باشد.
عدهای نیز عقیده دارند که از نحوه کندهکاری مجسمه و نزدیکی آن به باروی اشکانیان نشاندهنده این است که این تندیس متعلق به دوره اشکانیان است.
روایتهای تاریخی نشان میدهد در این منطقه همزمان دو شیرسنگی با یک شکل و اندازه ساخته شد و در ورودی شهر نمادی برای محافظت شهر بودند و پس از فتح مسلمانان این دروازه به بابالاسد شهرت یافت.
با حمله دیلمیان به همدان دروازه شهر به کلی تخریب شد و پس از تصرف شهر مردآویج دیلمی که تحتتأثیر زیبایی شیرها قرار گرفته بود یکی از آنها را با خود به ری برد و در این جابهجایی یکی از شیرها کامل از بین رفت.
تندیس باقیمانده هم با از دست دادن دم و آسیبهای دیگر، میگفتند در آن گنج نهفته است و به آن آسیبهای جدی وارد کردند، غافل از اینکه خود تندیس گنجی است از دوران کهن.
جالب است بدانید این شیر هیچ اجزای جدایی ندارد و از سنگ یک تکه زرفامی تراشیده شده است. در زمانهای قدیم باور مردم محلی این بوده است که این شیر بهعنوان نگهبان و محافظ مردم در برابر طوفان و سرما و قحطی شناخته میشد.
مردم با پیروی از عقاید گذشتگان برای برآورده شدن آرزوها و باطل کردن طلسم دست به دامان شیرسنگی میشدند و با اجرای مراسمهایی و انجام مناسک و آئینهای مختلف از جمله گذاشتن سنگریزه داخل حفرهها و ریختن روغن و شیره روی سروصورت شیر و حضور کنار شیر سنگی از آن بهعنوان نمادی تاریخی که حرفهایشان را میشنود و درخواستها را پاسخ میدهد، یاد میکردند.
با وجود همه این اتفاقات و داستانها و از دست دادن شکل واقعی شیرسنگی و تخریبها هنوز این شیرسنگی پس از 2000 سال بر بلندای سنگی اما بدون هیچ حفاظی خودنمایی میکند.
هنوز آثار دستکاریهای مردم روی سر و صورت شیرسنگی در همدان به چشم میخورد و این دوستداران میراث فرهنگی را نگران میکند که نکند روزی برسد که بیحفاظ بودن این اثر خدشهای به تاریخ آن وارد کند.
تابستان سالجاری بود که ویدئویی کوتاه در کانال تلگرام همدان پیام و صفحات اینستاگرام از دختری که با اسپری رنگ مشغول نوشتن جملات یادگاری روی سنگهای اطراف آبشار و نزدیکی کتیبههای گنجنامه بود، منتشر شد، این اتفاقات تلنگری از خطرات وندالیسم است که میراث تاریخی را تهدید میکند.
آنچه در حوالی آبشار گنجنامه و در آن فیلم چندثانیهای رخ داد اتفاق تلخی بود و نشانگر نحوه برخورد افراد با میراث طبیعی و فرهنگی یک تمدن بود. هنوز ردپای بهجا مانده از چنین رفتارهایی که مربوط به دهههای پیش است در همدان وجود دارد و نمونه این تصویر در دهانه غار سراب قابل رؤیت است.
این اتفاقات بار دیگر آتشسوزی عمدی یا غیرعمدی در محوطه استرومردخای و تخریب عمدی عمارتهای تاریخی در همدان را یادآورشد و این نگرانی را ایجاد کرد که چنین اتفاقاتی بازهم تکرار خواهد شد.
زمانی که یک بنای تاریخی به ثبت ملی یا بینالمللی میرسد وظیفهای را برای میراث فرهنگی ایجاد میکند تا صحت و سلامت آن را تأمین کند اما گنجنامه تافته جدا بافته است؛ زیرا مجموعهای از میراث تاریخی، طبیعی و فرهنگی است و همین مجموعه بودن کار دستش داده است.
سالهاست میراث فرهنگی ادعا میکند حفاظت از کتیبه و شیرسنگی را برعهده دارد و شهرداری میگوید حافظ اطراف و طبیعت آنها است، این پارادوکس رفتاری موجب شده است رفتوآمد به منطقه گنجنامه که ظاهرا هم برای آن از یکیدو سال اخیر گیت ورودی ایجاد شده، اما مورد بهرهبرداری جدی قرار نگرفته است و ظاهرا این منطقه بدون نظارت است و اصلا بعید نیست آدمهای بیفرهنگ فردا و پسفردایی با سطل رنگ و تیشه سراغ کتیبهها یا شیرسنگی بروند تا یادگاریهایشان را بر آن ماندگار کنند.
وندالیسم پدیدهای که با عبارتهایی چون «تخریب کنترلنشده اشیا و آثار فرهنگی باارزش یا اموال عمومی که یک ناهنجاری اجتماعی به حساب میآید» تعریف میشود. وندالیسم یک بزهکاری اجتماعی است که روانشناسان آن را عکسالعملی خصمانه و واکنشی کینهتوزانه نسبت به برخی فشارها، تحمیلها، ناملایمات، اجحافها و شکستها تحلیل میکنند.
وندالها و تخریبگران در ایران سابقه طولانی دارند، مردم همدان بهخوبی با تخریب میراث فرهنگی آشنا هستند، در همین سالهای معاصر این مردم اتفاقاتی نظیر تخریب خانههای قدیمی در محله کبابیان و تخریب خانههای جنانی و ... را شاهد بودند. شهروندان همدانی حتی دیدهاند که چگونه برخی مالکان در جهت منافع خود آب را به جان بناهای تاریخی انداخته و با این کلک یک بنا را تخریب میکنند. مردم همدان از بین رفتن منطقه قدیمی جولان و تبدیل شدن آن به خانههای آپارتمانی جدید را تجربه کردهاند، اما نقاشی روی سنگهای حوالی کتیبه و آبشار گنجنامه در روز روشن اتفاق جدیدی است.
حالا تنها میتوانیم بهعنوان چشم بینای جامعه و رابط میان روزمرگیهای مردم و مشغلههای مسئولان، با نشر این گزارش به پیگیری برای حفاظت از این داشتههای غنی امیدوار باشیم.
|