|
هر چه به انتخابات اتاق بازرگانی در 20 اسفندماه نزدیکتر میشویم، تکاپوی مدیران اتاق برای برگزاری نشستهای فشرده با تشکلها و انجمنها بیشتر میشود.
یک روز به بهانه کارگروه کارشناسی شورای گفت وگوی دولت و بخش خصوصیِ انجمن صنایع غذایی و اتحادیه صادرکنندگان طلا و جواهر به ساختمان جدید اتاق، که هنوز هم کار ساخت آن به پایان نرسیده، دعوت میشوند، روز دیگر نوبت به انجمن سیبزمینیکاران استان و سندیکای آسانسور میرسد و نهم اسفند هم برای جلسه با کانون زنان بازرگان برنامهریزی میشود تا با دعوتنامه به حضور پذیرفته شوند.
در این میان هم تور ساختمانگردی برپاست و حضار و مدعوین از سخنرانی میزبانان مستفیض میشوند.
البته جانب انصاف را نباید رها کرد برای جمعی که تنها عملکرد مثبت خود را احداث ساختمان میداند دعوت از عموم برای بازدید چندان عجیب و غریب نیست؛ حالا اگر به بهانه مراسم افتتاح و تجلیل از معتمدین استان باشد که میتوان اقدام و خویشاوندان را هم سوری داد چه بهتر، اگر هم نشد لااقل دست به دامان تشکلها، انجمنها و کمیسیونها میشویم که تا دیر نشده از این بنای تاریخی بازدید کنند.
ساختمانی که ظاهرا تاکنون 95 میلیارد تومان هزینه برداشته و بهخاطر آن تمام داراییهای اتاق از زمین مرغوب 2هزار متری در بدیعالحکما تا واحدهای اداری و تجاری ساختمان متعلق به اتاق در آقاجانی بیگ نقد شدهاند تا آجر روی آجر بگذارند و بنای اتاق را از دور تماشا کنند و به خود آفرین بگویند. خلاصه آنچه اتفاق افتاده شکستن شاخ غول بوده و از دست کسی کاری برنمیآمده است.
در این دوره مدیران اتاق همدان خوششانس بودهاند چون اتاق ایران از منابع کلان مالی خود، مبالغی را به اتاقهای چند شهرستان پرداخت کرده تا خرج ساختمان کنند و از قضا سهم همدان از بودجه دریافتی در مقایسه با دیگر اتاقها کمتر هم بوده اما بالاخره روغن ریخته است و باید نذر امامزاده شود و در بوق و کرنا که ایهاالناس به تماشا برخیزید که چه کردهایم.
قابل پیشبینی بود که لغو مراسم افتتاحیه تحت فشار رسانهها، مدیران تبلیغاتمحور و دست خالی را به فکر راههای جایگزین میاندازد. و چه بهانهای بهتر از جلسات کمیسیونها، تشکلها و انجمنها و یک دو جین عنوان دیگر برای اکران نمایش تبلیغاتی؟
شاید گفته شود ادعای تبلیغاتیبودن این نشستها بیانصافی است اما با نگاهی گذرا به روزشمار برگزاری چنین نشستهایی در بخش خبریِ سایت اتاق و سکوت و بیاعتنایی مدیران این مجموعه در قبال مشکلات تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی در یکسال گذشته، شائبه آن تقویت میشود.
به طور مثال با آغاز فصل سرما و ناترازی مصرف گاز، بسیاری از واحدهای تولیدی با قطع گاز مواجه شده و مشکلاتی را تجربه کردند که هر کدام میتواند یک بنگاه اقتصادی بزرگ را از پا بیاندازد اما سهم اتاق از پیگیری این مشکلات در حد صفر بوده است.
چنان که برخی از دعوتشدگان به نشستهای رنگارنگ این روزها در اتاق میگویند در زمان دشواریها اتاق معمولاً غایب است و از دور نگاه میکند. مثل فرد متولی که سعدی علیهالرحمه روایت میکند روزی کباب به دست از کنار مستمندی گریان و نحیف می گذشت.
پس شال از کمر باز کرد و در کنار فقیر انداخت و خود نیز شروع به گریه و زاری کرد. مرد فقیر گفت چرا چنین میکنی؟ گفت برای همدردی با تو. گفت برای همدردی لقمهای از آن کباب به من بده. فرد توانگر روی در هم کشید و گفت کباب از من نخواه اما حاضرم تا صبح کنارت بنشینم و زار بزنم.
در موضوع مشکلات ناشی از قطع گاز کافی است رفتار اتاق همدان را با اتاق گرگان مقایسه کنیم که پاشنهکشیده با دعوت از همه فعالان متأثر از قطع گاز به چارهجویی پرداخت و عاقبت با همکاری مدیران استانی مشکل تا حدود زیادی مهار شد.
اتاق بازرگانی را تشکلِ تشکلها میخوانند. معنایی ژرف و رسا؛ این تشکل از اعضای خود (همه اعضا) هویت و اعتبار میگیرد و نباید در دوری و نزدیکی به اعضا، گرفتار حب و بغض شود. اگر مدیران اتاق روی گشاده و خوی نیکو و زبان منطقی و همدلانه داشته باشند، اتاق مأمن و پناه تولیدکنندگان و صادرکنندگان خواهد شد.
در غیر اینصورت اعضای اتاق تصور میکنند که ابزاری برای مدیرانی شدهاند که تصور میکنند هنگام انتخابات با یک سوت، سیاهی لشگر خود را برای ابراز ارادت و اعلام وفاداری به خط میکنند و پس از انتخابات آنها را وا میگذارند تا انتخابات بعدی.
کاش میدانستند و بدانند آنچه بر قدر و منزلتشان میافزاید در درجه نخست احترام خالصانه به اعضا و خدمتکردن به آنهاست وگرنه در موعد انتخابات هر فرد میان مایهای میداند که برای بزرگشدن باید به سراغ بزرگان برود.
|