|
در دیماه 1403، پس از سالها وقفه، تأخیر، بازبینی و جلسات متعدد در پایتخت، سرانجام طرح جامع شهر همدان به تصویب رسید و برای اجرا به شهرداری ابلاغ شد. خبری که در ظاهر، نقطه پایانی بر یک دوره بلاتکلیفی 20ساله به نظر میرسید؛ اما در واقع، آغاز پرسشهایی جدی درباره کارامدی، روزآمدی و نسبت این سند با واقعیتهای پیچیده و متغیر شهری امروز بود.
همدان در سال 1404 دیگر شهری سنتی یا ایستا نیست. تحولات جمعیتی، فشار بر زیرساختها، پیچیدگیهای اقلیمی، رکود اقتصادی و تحولات فرهنگی، سیمای این شهر را بهگونهای دیگر رقم زدهاند. اما عجیب آنکه، سندی که در پاسخ به این تحولات طراحی شده، همچنان وفادار به منطق دهههای گذشته است؛ منطق پهنهبندی ایستا، نقشهمحور، کاربریمحور و فاقد انعطاف.
از منظر حرفهای و فنی، «طرح جامع شهری» ابزاری متعلق به عصر برنامهریزی متمرکز، از بالا به پایین، و بر پایه پیشبینیهای ایستا از روندهاست. اما دنیای امروز، شهرها را موجوداتی زنده، پیچیده و در حال تحول میداند که بهجای قالبهای خشک، نیازمند چارچوبهای منعطف، مبتنی بر داده و مشارکتمحور هستند. همدان امروز، شهری است که باید برای سناریوهای مختلف توسعه، آمادگی داشته باشد؛ اما طرح جامع ابلاغشده، تنها یک نسخه را پیشبینی کرده است؛ آنهم نسخهای که بر پایه دادههای سالهای پیش از 1400 تنظیم شده است.
در شرایطی که سیاستهای کلان کشور در سال 1404 تمرکز ویژهای بر نهضت ملی مسکن دارد، این طرح در همدان صرفا بر واژههایی مانند «الحاق اراضی» یا «افزایش ظرفیت توسعه کالبدی» تکیه کرده، بدون آنکه ابعاد مهمی چون تأمین زیرساخت، عدالت فضایی، یا تابآوری اجتماعی را در مکانیابی مسکن لحاظ کند.
بهعبارتی، طرح هنوز «مسکن» را در قالب «زمین + مجوز ساخت» میبیند، نه بهعنوان سیاستی ترکیبی که با اقتصاد شهری، حملونقل، اشتغال و خدمات گره خورده است.
نیمرینگ شمالی همدان که در این طرح بهعنوان راهحلی کلیدی برای توزیع ترافیک معرفی شده، سالهاست در طرحها و وعدهها تکرار میشود. اما نکته نگرانکننده آن است که این طرح همچنان فاقد نگاه یکپارچه به سیستم حملونقل است، نه اشارهای جدی به توسعه حملونقل عمومی شده، نه مسأله حملونقل پاک مورد توجه است و نه نقش تکنولوژی و داده در مدیریت جریان حرکت شهروندان در آن تعریف شده است. گویی همدان قرار نیست وارد شهرسازی دیجیتال و هوشمند شود.
همدان، با پشتوانه تاریخی بینظیر، نیازمند بازآفرینی دقیق، ظریف و هوشمند بافتهای تاریخی و فرسوده خود است. اما در طرح جامع جدید، همان نگاه کلیشهای به بازسازی کالبدی، بدون رویکرد توانمندسازی و بدون سیاستهای مبتنی بر حفظ هویت، بار دیگر تکرار شده است. در حالی که در سال 1404، بازآفرینی شهری باید حول محور «سرمایه اجتماعی» و «مشارکت مردمی» شکل گیرد، در این طرح باز هم دولتمحوری و دستورالعملهای بالادستی تعیینکننده همه چیزند.
یکی از جدیترین نقدها به این طرح، غیبت چشمگیر نهادهای مدنی، دانشگاهها، متخصصان بومی، انجمنهای تخصصی و حتی شورای شهر در فرایند تدوین آن است.
این در حالی است که تجربه جهانی نشان داده، هیچ سند توسعه شهری بدون مشارکت فعال شهروندان و ذینفعان محلی موفق نخواهد بود. در سال 1404، دیگر نمیتوان از «برنامهریزی برای مردم» سخن گفت؛ بلکه باید «برنامهریزی با مردم» را محور عمل قرار داد.
طرح جامع شهر همدان، اگرچه از نظر شکلی و اداری یک سند کامل به نظر میرسد، اما از نظر محتوایی، فاقد آن ویژگیهایی است که برنامهریزی شهری امروز به آن نیاز دارد. نبود نگاه سناریویی، نبود دادهمحوری، بیتوجهی به انعطافپذیری، ضعف در پاسخ به بحرانهای اقلیمی، و نادیده گرفتن ظرفیت نهادهای محلی، همه و همه نشان میدهند که این سند، بیشتر باری برای دستگاههای اجرایی است تا نقشه راهی برای توسعه شهری همدان.
شاید اکنون زمان آن رسیده که بهجای تمرکز صرف بر «طرحهای جامع» با رویکردهای کلاسیک، بهسوی طراحی چارچوبهای سیاستگذاری منعطف، مشارکتی و مبتنی بر داده حرکت کنیم؛ چارچوبهایی که بتوانند شهر را نه در قالبهای ثابت، بلکه در مسیرهای پویا و متغیر هدایت کنند. در غیر این صورت، همدان نهتنها از فرصتهای پیشرو عقب میماند، بلکه با سندی روبهرو خواهد بود که پیش از اجرای کامل، از آینده عقب افتاده است.
محمد حقی
|