|
مصرف بیرویه آب در بخش کشاورزی و کاهش بارش بهعنوان دو عامل مهم در پایین آمدن سفرههای زیرزمینی مطرح است.
برداشت بیرویه از چاههای آب در چند دهه گذشته سبب شده تا بیش از پیش به نبود آب در استان پی ببریم که عمده اتهامات به سمت کشت محصولات پرآببر است.
مخصوصا در یک سال گذشته، در استان و کشور، مسأله نبود آب در همدان را بهعنوان یک چالش جدی پذیرفتهاند و برای تأمین آب موردنیاز برخی برنامهها مانند حفر چاه را اجرا و برنامههایی مانند انتقال آب از تالوار را هم در دستور کار خود قرار دادهاند.
اما مسأله مهمتر این است که در بخش کشاورزی هنوز مسأله کمبود آب به صورت جدی مطرح نیست و اگر هم موضوع عنوان شده «نبود آب» هنوز پذیرفته نشده است.
عمده کارشناسان اذعان میدارند که ایران از گذشته کشور کمآبی بوده و گذشتگان این موضوع را باور داشته که با ایجاد قنات در مصرف بهینه آن تلاش میکردهاند. اما در چند دهه گذشته باور کمبود آب تغییر کرده تا جایی که امروز برآیند برنامههای در حال اجرا در بخش کشاورزی نشان میدهد که در این حوزه به کمبود آب باور قلبی وجود ندارد و یا اگر هم وجود دارد احتمالا منافع شخصی درمیان است که مانع برخی تصمیمگیریهای درست شده است.
اکنون کارشناسان در وبینار «مصرف آب کشاورزی در استان همدان» بر یک موضوع پافشاری کردهاند و آن این است که «ابتدا باور کنیم که آب نداریم» سپس برای آن برنامهریزی کنیم.
در ادامه، بحث و گفتوگوی کارشناسان استان و دیدگاهشان درباره کمبود آب و راههای مقابله با بحران آب استان آمده است.
رودخانه دایمی کم داریم
■ مصطفی صفریکمیل
رئیس گروه مطالعات آبهای زیرزمینی شرکت آب منطقهای استان همدان
مصرف آب در کشاورزی استان حدود 90 درصد، در صنعت 7 درصد و مصرف شرب 2 تا 3 درصد است. متوسط کشوری هم همین قدر است. اما متوسط مصرف آب در کشاورزی دنیا 60 درصد و در کشورهای توسعه یافته 30 درصد است، 11 درصد شرب و بهداشت و 59 درصد هم صنعت است.
به این نکته هم باید توجه کنیم که میانگین بارندگی در کره زمین بیشتر از 800 میلیمتر است اما میانگین بارش در کشور ما 250 میلیمتر است، یعنی کمتر از یک سوم میانگین دنیا که عمده کشور هم خشک و نیمهخشک است. ضمن اینکه توزیع زمانی و مکانی بارش هم مناسب نیست.
به عنوان مثال، در همدان، بیشترین بارش در فصلهایی اتفاق میافتد که یخبندان است و زمان رشد گیاه نیست.
با توجه به اینکه در استان رودخانه دایمی کم داریم و به جز گاماسیاب رودخانه دیگری نداریم، بنابراین عمده تأمین مصارف استان از آبهای زیرزمینی بوده که با آمدن تکنولوژی چاههای عمیق میزان استفاده از آبهای زیرزمینی افزایش پیدا کرده و شرایط حال حاضر را به وجود آورده است.
قوانین آب قدیمی هستند
■ حبیب مومیوند کارشناس آب
آماری که مهندس صفری از مصرف آب در کشورهای توسعه یافته برای بخش کشاورزی کاملاً درست است، حالا چرا در ایران حدود 90 درصد است، موضوع بسیار مهمی است.
اغلب دشتهای استان در وضعیت نامناسبی قرار گرفتهاند و حتی میگویند دشت کبودراهنگ مرده است چون بیرحمانه از آبهای زیرزمینی منطقه برداشت شده است.
یکی از مشکلاتی که در بخش آب با آن مواجه هستیم قوانین است. بعضی از این قوانین قدیمی شدهاند که نیاز به اصلاح دارند و مجلس و قوه مقننه برای اصلاح آن باید ورود کنند، به عنوان مثال، پروانههایی که برای حفر چاه دادهاند یکی از این موارد است حتی تعداد زیادی از این چاهها غیرمجاز است که ارادهای برای پرکردن و بستن آنها وجود ندارد یا برخورد سلیقهای در این رابطه صورت گرفته است.
تعدادی از این چاهها بیش از حد مجاز برداشت میکنند و مشخص نیست که میزان برداشت از چاههای آب چگونه کنترل میشود و این نقدی است که به متولی آن وارد است که باید نظارت کند.
از سال 70 به بعد آبخیزداری باید به گونهای انجام میشد که منابع زیرزمینی و کوهستانی را تقویت کند اما مشکلاتی در این بخش وجود دارد و اغلب مردم هم همراه نیستند.
در آبیاری مدرن هم همدان جزو استانهای پیشرو است اما متأسفانه آبیاری مدرنی که در استان وجود دارد سبب کاهش برداشت از منابع زیرزمینی نشده بلکه باعث شده سطح زیر کشت افزایش پیدا کند. برداشت آبهای زیرزمینی توسط ماشینهای دیزلی هم افزایشی بوده در صورتی که آبیاری مدرن برای این است که برداشت آبهای زیرزمینی کاهش بیابد.
موضوع بعدی کشت محصولات کم آببر و استراتژیک است که با توجه به نیازهای استان به برخی محصولات استراتژیک مانند کلزا، در استان اقداماتی صورتگرفته اما مسأله این است که اجرای آن روند کندی دارد و مشوقهای لازم نه برای کشاورزان و نه برای زمینهای مورد نظر فراهم نشده است.
به همین دلیل کلزا و سایر محصولات استراتژیک در استان به میزان محدود کشت میشود. البته این تغییر الگوی کشت باید با همراهی مردم باشد و دستگاه متولی که جهاد کشاورزی است هم تبلیغات زیاد و مناسبی انجام نمیدهد.
توسعه گلخانه، هم برای کاهش برداشت آبهای زیرزمینی و هم تأمین مواد غذایی ضروری است که البته منتقدانی هم دارد اما اگر بخواهیم هم تولید مواد غذایی داشته باشیم و هم اشتغال را حفظ کنیم چارهای جز توسعه گلخانهها نداریم.
مصرف آب در بخش کشاورزی یک موضوع فرا اداری است. درست است که متولی دارد اما دستگاهها و قوای مختلف باید کمک کنند تا برنامهها در این حوزه پیش بروند اما متأسفانه کمکها برای رسیدن به هدف در این زمینه کمرنگ بوده است. ما باید تمام تلاشمان را بکنیم که منابع آبهای زیرزمینی و سفرههای آب در همین سطح باقی ماند، نباید اجازه بدهیم وضعیت بدتر از این شود.
زمانی که مدیر عامل آب روستایی استان بودم، بیش از هزار چاه در سطح استان حفاری شده بود، آن زمان سطح آب بالا بود اما امروز سطح آب به انتها یعنی به سنگ بستر نزدیک است و آب نداریم.
آب موجود را هم عده معدودی مصرف میکنند و سود زیادی هم میبرند که در این بخش باید کمی شفافتر صحبت شود و حتی پای قوه قضاییه هم بهمیان بیاید و شورای تأمین شهرستانها برای آن تشکیل شود.
البته دستگاههای کارشناس باید تحقیقات لازم و کافی را انجام بدهند و تصمیماتی گرفته شود تا از کشت محصولات پرآببر گوجه فرنگی و خیار و... که به صورت گسترده در شمال استان کشت می شود، جلوگیری شود.
عمده این کشتها در اراضی دیم است که خلاف قانون است و نظارت کافی هم بر میزان برداشت از چاهها و نوع مصرف آنها هم نیست که اگر هماهنگی به وجود بیاید بسیاری از مشکلات حل می شود.
آبهای زیرزمینی گنج هستند
■ مرتضی احمدی رحمت ،مدیر حفاظت و بهرهبرداری شرکت آب منطقهای استان همدان:
آماری که مهندس صفری دادند را تکمیل میکنم تا بتوانیم دقیقتر صحبت کنیم. طبق آماری که در دست داریم حدود 80 درصد آب معرفی استان از آبهای زیرزمینی است که موضوع بسیار مهمی است.
از طرفی در 3 حوزه آبریز که استان از آن سهیم است ما در سرشاخه قرار داریم. آبهای سطحی آنچنانی نداریم چون عمدتاً مهار شدهاند و به شدت متکی به آبهای زیرزمینی هستیم. آبهای زیرزمینی گنج هستند.
از طرفی هم وقتی میزان تولید محصولات کشاورزی استان هم در حدود 4/5میلیون تن در سال است که نیم میلیون تن آبیاری دیم و 4 میلیون تن کشاورزی آبی است که رقم بسیار درشتی محسوب میشود.
این آمار نشان میدهد استان چقدر به کشاورزی وابسته است و اگر اقتصاد و ارزش افزوده استان را در این بخش در نظر نگیریم آسیب زیادی میبینیم. اما موضوع مصرف 90 درصدی آب استان در این بخش هم بسیار مهم است. اینجا متوجه میشویم چرا کشورهای توسعه یافته بیشتر به سمت صنعت رفتهاند و به جز محصولات استراتژیک، عمده غذای مورد نیاز خود را وارد میکنند.
آن طوری که محققان به نتیجه رسیدهاند 90 درصد مصرف آب استان در بخش کشاورزی با بهرهوری 40 درصد است که بسیار پایین است. اعلام این اعداد و ارقام موضعگیری در برابر یک سازمان نیست بلکه اینها دردی است که باید دور هم بنشینیم و با فکر و اندیشه آن را حل کنیم. راه حل هم وجود دارد، فقط باید مسأله درک شود. ما باید از برخوردهای پوپولیستی و شعارهایی که واقعیت ندارد دور شویم.
نکته بعدی که باید در نظر بگیریم صادرات محصولات کشاورزی است.
آماری که از گمرک گرفتهایم نشان میدهد چقدر محصولات پرآببر به کشورهایی صادر میشود که بسیار پرآب هستند؛ دیدن این آمارها سبب تعجب میشود. مقام معظم رهبری هم در پیام نوروزی خود به این موضوع اشاره داشتند، رئیسجمهوری به کشوری رفته بود و مقام آن کشور در این بازدید به رئیسجمهور کشور ما گفته بود ما مایل هستیم تولیدات سیبزمینی، هندوانه، خیار و گوجه فرنگی شما را وارد کنیم.
برای رئیسجمهور ما سؤال پیش آمده بود که کشور شما پرآب است چرا این محصولات را خودتان کشت نمیکنید؟ او هم در پاسخ گفته بود: ما آب کشور را برای غلات و محصولات استراتژیک استفاده میکنیم و این محصولات را وارد میکنیم.
این موضوع را مطرح کردم تا بگویم در سطح کلان کشور اراده وجود دارد اما در استان باید پیادهسازی شود و کارشناسان و مردم برای حفظ ذخایر استراتژیک و هیأت استان و کشور تلاش کنند؛ حیات هر ملتی به آبهای زیرزمینی وابسته است.
آبهای زیرزمینی را سهمیهبندی کنید
■ مهرداد پوراقبالی
کارشناس ارشد آبخیزداری – کشاورز
در استان آبهایی مصرف میکنیم که جزو منابع ملی کشور است. یک شعاری هست که میگوید ملی فکر کن و منطقهای عمل کن. ما نمیتوانیم همدان را از سایر استانهای همجوارجدا بدانیم.
در دشت قهاوند- رزن یکسری آبها وجود دارد که دشت پونو را تغذیه میکند و از اراک (کمیجان) میآید. متأسفانه برای حقآبهای که در قره چای لازم است در کمیجان سدی ایجاد شده که آب آن به مصرف کشاورزی میرسد و در دشت ممنوعه قهاوند- رزن که جزو 17 منطقه بحرانی کشور است آبهایی را مصرف میکنیم که آبهای فسیلی نام دارند و میلیونها سال زمان برده تا ذخیره شوند.
این حرکت باعث فرونشست زمین، بالارفتن فشردگی خاک و مشکلات زیستمحیطی شده و کسی هم مسئولیت آن را به عهده نمیگیرد.
30 سال پیش انقلابی در بخش حفر چاه و برداشت از منابع آبهای زیرزمینی افتاد اکثر دشتهای کشور و استان را نابود کرد و از 610 دشت کشور 410 دشت به خاطر مدیریت نادرست ممنوعه شد. با این وجود محصولات پرآببر در خشکترین مناطق که تبخیر و تعریق آب در آن بالاست کشت میکنیم.
ما درکشوری با اقلیم خشک و نیمهخشک زندگی میکنیم اما آب را بیهوده مصرف میکنیم. از طرفی نیروگاه به شدت آبهای منطقه را استفاده میکند.
من برای دشتهای استان و 30 سال آینده بسیار نگران هستم. دشتهای استان از جمله فامنین، قهاوند، ملایر، جورقان و فرسفج همه بیلان منفی دارند. با همت مردم و مسئولان باید یک ترازی در مصرف و ورودی آب ایجاد شود.
چرا باید محصولات پرآب مثل یونچه در اسدآباد کشت کنیم و آن را به استانهای تهران و یزد و... صادر کنیم؟ تا چه زمانی باید تعداد محدودی از افراد از آبهای استان سود ببرد و ضرر آن به مردم برسد؟
سیاستگذاران استان باید بر اساس آب قابل مصرف برنامهریزی کنند. صرف اینکه 30 سال پیش پدران ما مجوز حفر چاه و برداشت از آن را گرفتهاند و امروز محصولاتی مانند یونجه میکارند نمیتوان ساکت بنشینیم و اجازه بدهیم بر اساس قوانین آن زمان، امروز سفرههای آبی استان نابود شوند.
قوانین باید تغییر کنند، این آب باید سهمیهبندی شود و همه از آن استفاده کنند. چرا عدهای از منابع آبی محروم باشند اما تعدادی برداشت کنند و هیچ پولی به بالادستنشینان که آن مناطق را تغذیه میکنند پرداخت نمیشود.
موضوع بعدی این است که در سالهای اخیر قیمت دام بالا رفت که سبب شد تعداد زیادی به دامداری روی بیاورند.
افزایش دام و تغذیه آنها خاک، پوشش گیاهی و مراتع را از بین میبرد. از طرفی وقتی مصرف آذوقه بالا میرود، بهای علوفه گران میشود پس کشاورز کشت آن را افزایش میدهد تا بتواند نیاز کشور را برطرف کند، در نتیجه مصرف آب زیرزمینی بالا میرود. در صورتی که برنامهریزی باید طوری باشد که یک تعادلی ایجاد شود و تولید محصولات استراتژیک جایگزین محصولاتی مانند یونجه، که هم مصرف آب بالا و هم تبخیر بالا دارد، شود.
آب نداریم
■ حسین بانژاد،عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد
استفاده زیاد از آب و برداشتهای بیرویه از منابع زیرزمینی مبحث مهمی است اما من میخواهم دیدگاه دیگری را مطرح کنم؛ ما ابتدا باید بدانیم که آب داریم یا نداریم؟ آیا کشور کم آب هستیم یا خیر؟ 13 اسفند 1400 روزنامه خراسان تیتر زد که «40 درصد مردم قبول ندارند کشور کم آبی داریم». چه بسا مدیران تصمیمگیر هم جزو همین 40 درصد هستند که عدد بسیار بزرگی است و ابتدا باید به آنها بقبولانیم آب نداریم.
اینکه میگویند مصرف آب در کشور بالاست شاید حرف درستی نباشد چون به دلیل گرمای زیاد تبخیر در کشور ما بالاست، در نتیجه کشاورزی به مقدار زیادی آب نیاز دارد.
یکی از اشکالات کشور در بخش آب این است که بخشینگری ما بسیار زیاد است، یعنی هرکس از دیدگاه خودش نظر میدهد. طرف دیگر این است که سایر بخشها ممکن است از نظرها پنهان بمانند، بنابراین از دید و اختیار تصمیمگیران خارج است.
من همه صحبتهای عزیزان درباره کشت محصولات کماب بر را قبول دارم اما یک نکته برای من جای سؤال است که آیا ما هزینه آب را در نظر میگیریم؟ آیا به آب به عنوان کالای اقتصادی نگاه میکنیم؟ اگر هزینه واقعی آب توسط مصرفکننده پرداخت شود آیا کشاورزی به این صورت انجام میشود؟
مورد بعدی این است که تا امروز تمام برنامهریزیها برای آب را خواستهایم در یک کپسول ارائه بدهیم. همین کپسول در اندازههای مختلف در کشور ارائه میشود؛ در شهرستان، در استان و در کشور. در صورتی که باید به زبان سادهتر صحبت کنیم: «ما آب نداریم» اگر همه متوجه این موضوع بشویم برنامهریزیها به سمت دولتی پیش میرود، مشخص میشود کجاها آب ندارد و آب مورد نیاز چگونه باید تأمین شود.
ببینید باید بدون تعصب و جانبداری کنار هم بنشینیم و موضوع کمآبی را مدیریت کنیم، حتی ممکن است در برخی نقاط کشور کشاورزی را متوقفکنیم اما چون چنین حرکتی مسایل جانبی به دنبال دارد باید متخصصین مختلف مطالعه کنند و راهکار ملی بدهند.
در هر صورت در این زمینه، باید یک کار درست و با استفاده از نظر متخصصان و بدون جانبداری صورت بگیرد و از نظر معیشتی، اقتصادی، فرهنگی و... مورد بررسی و مدیریت صحیح قرار بگیرد و این صرفاً به چند دستگاه جهاد کشاورزی و صنعت و معدن و شرکت آب مربوط نمیشود بلکه برای مدیریت مناسب باید همه بخشها پای کار بیایند.
در کشور اقتصادی آب را دست کم گرفتهایم؛ من گاهی تعجب میکنم که میگویند فلان محصول کشاورزی به کشورهای دیگر صادر میشود و یا صادرات آن افزایش پیدا کرده و در مراسمهایی از تولیدکننده و صادرکننده آن تجلیل میشود اما آیا حساب کردهایم که برای این محصولات چقدر آب مصرف شده؟
ما باید به جای اینکه محصولات کشاورزی آب بر بکاریم باید آنها را وارد کنیم تا درمصرف آب صرفهجویی کنیم.
حتی ممکن است لازم باشد به برخی کشاورزان برای اینکه کشت نکنند و یا تغییر کشت بدهند، یارانه بدهیم چون این اقدام در بلند مدت سود بیشتری برای کشور خواهد داشت. در واقع در کشور اقتصاد آب را دست کم گرفتهایم.
آبی که در حال حاضر استخراج میکنیم مربوط به نسل فعلی نیست و سهم آیندگان است. به نظرم در ارتباط با آب و سیاست برنامهریزی برای آن، آگاهی بخشی به مردم بسیار مهم است مشکل آب غیرقابل حل نیست و راه حل دارد .
فقط باید با عزم ملی برخی تصمیمات به نفع کشاورزان نیست
■ احمدی:
با یک تشبیه یک توضیحی را ارایه میکنم؛ کشاورزی را یک درخت در نظر بگیریم (چون درخت نماد کشاورزی است) و از ریشه، ساقه و شاخ و برگ به عنوان مواد اولیه و یا موارد استانی و مورد نیاز درخت نام ببریم. درخت برای اینکه وجود داشته باشد به همه این موارد نیاز دارد.
کشاورزی هم به همین شکل است. وقتی کشور و مخصوصاً استان همدان تا این اندازه به کشاورزی وابسته است به هیچ وجه نمیتوانیم به یکباره کشاورزی را تعطیل کنیم چون تبعات زیادی در معیشت و اشتغال ایجاد میشود. اما ادامه این شرایط هم وضعیت بدتری در آینده ایجاد میکند و به مشکل محیط زیست و تأمین مواد غذایی برخواهیم خورد.
در حال حاضر عمده سیاستگذاران از شاخ و برگ و جوانه درخت (که همان تولید است) حمایت میکنند و به ریشه آن (آب و خاک) توجه نمیکنند و آن را در نظر نمیگیرند غافل از اینکه شاخ و برگ بدون ریشه امکان رشد ندارد.
بسیار ادعا میکنند که از کشاورزی حمایت میکنند. از بین این افراد اگر کسی از وضعیت آب مطلع است و این حرفها را میزند و برنامهریزیها را انجام میدهد، کسی است که به منفعت شخصی فکر میکند و به مملکت فکر نمیکند.
سیاست و آب بسیار مهم است و باید برای آب فرهنگسازی و اطلاعرسانی کنیم و حتی کسی که فقط به فکر شاخ و برگ درخت است (تولید و صادرات) قطعاً به فکر آینده کشاورز نیست و این موضوع باید شفافسازی شود. اگر اخبار را پیگیری کرده باشید متوجه میشوید که چه تصمیماتی برای کشاورزی گرفته شده که در واقع به ضرر آینده کشاورزان است.
برنامههای استان در حوزه کشتهای کم آببر به کندی انجام میشود و عمده تولیدات استان محصولات بسیار پرآببر هستند. سیبزمینی، یونجه، گوجه فرنگی و هندوانه در صدر محصولات پرآببر هستند که در استان ما هم کشت میشوند. آمار گمرک میزان صادرات این محصولات را از استان نشان میدهد. این تولیدات حتی اگر با بهرهوری 100 درصد تولید شوند باز هم آب زیادی نیاز دارند.
سیستم آبیاری در همدان عمدتاً بارانی است اما چون تعداد روزهایی آفتابی و میزان وزش باد در استان زیاد است عملاً بهرهوری در کشاورزی بارانی را بسیار پایین میآورد. ضمن اینکه این سیستمهای آبیاری بسیار قدیمی هستند و بهرهوری مصرف آب را بسیار تحت تأثیر قرار میدهند و بخش زیادی از آب هدر میرود.
من ارتباط مستقیم با کشاورزان داشتم و با تعداد زیادی از آنها صحبت کردهام و متوجه شدم خیلی بهتر از بسیاری مسئولان موضوع را درک کردهاند چون آینده خود را وابسته به آن میبینند.
یک مسأله هم وجود دارد و آن اینکه اجاره داده زمین و چاه شایع است یعنی در بسیاری موارد صاحبان چاهها از آن بهرهبرداری نمیکنند و مستأجر است که از آن استفاده میکند و او هم فقط به فکر منافع خودش است.
تعداد محدودی از آب سود میبرند
■ مومیوند
اینکه کدام دستگاهها متولی هستند و هرکدام چه وظایفی دارند باید نقد و بررسی شود. کلی گویی دردی را دوا نمیکند همان طور که جلسات متعدد برای این موضوع برگزار شده و نتیجه جدی نداشته است. دستگاههای قانونگذار باید ببینند کجای قانون ایراد دارد و باید اصلاح شود، شرکت آب منطقهای و سازمان جهاد کشاورزی چه وظایفی دارند؟ و دستگاههای دیگر چه اقداماتی باید انجام بدهند؟ وظایف هر کدام باید مشخص شود. در سال 85 با تصویب یک قانون برای چاهها سبب شد امروز با تعداد زیادی چاه مجاز و غیرمجاز و مصرف بیحساب و کتاب مواجه شویم.
در جریان هستم در دشت بهار، چاهی مجوز برداشت 10 لیتر را داشت اما 70 لیتر برداشت میشد.
بر روی این موارد چقدر نظارت میشود؟ بر کار آنها که خیار و هندوانه و گوجهفرنگی و سیبزمینی میکارند و صادر میکنند چه کسی باید نظارت و کنترل کند؟ برای حفظ اسکان و معیشت و تأمین غذای استان چه دستگاههایی باید چه برنامههایی داشته باشند؟
و موارد بسیاری که باید خیلی منسجم برنامهریزی و مشخص شود و در یک عزم ملی برای حفظ حیات در استان همدان اقدام شود. باید بدانیم در کشاورزی و تولید صادرات محصولات پرآببر تعداد اندکی هستند که سود کلان میبرند چه کسی گفته همه کشاورزان هستند که محصولات پرآببر کشت میکنند و از آب سود کلان هم میبرند؟ ما اسمی از این افراد نمیبریم اما باید نظارت جدی در این زمینه صورت بگیرد.
برنامه جامع آب نداریم
■ صفری
از سال 61 قانون توزیع عادلانه آب را داریم. در حال حاضر هم قانون آب در حال بازنگری و بررسی نظرات است.
بله! ما باید قبول کنیم «آب نداریم» گذشتگان ما این باور را داشتند که کشور ما کم آب است. نمونه آن اقدام آنها برای احداث قناتها برای سازگاری با اقلیم بوده است. قنات شاهکار جهانی است که ایرانیان آن را ابداع کردهاند.
قنات سازههایی است که بسیار مناسب اقلیم ایران بوده و در زمان خودش کارا بوده است.
ولی از زمانی که جمعیت شهری شیر آب را باز کرد و آب مورد نیاز خود را از این طریق تأمین کرد و تکنولوژی حفر چاه، مخصوصاً از دهه 60 به بعد، در دسترس کشاورزان قرارگرفت باورکم آبی تغییر کرد. باور قدیمیان را به راحتی در وضو گرفتن هم دیدهایم که نشان میدهد چگونه به کم آبی معتقد بودند.
همکاران قدیمی میگویند دهه 60 و 70 که برای سرکشی به چاهها میرفتیم و میگفتیم آب محدود است اغلب کشاورزان باور نداشتند و میگفتند: زیر زمین دریاست.
امروز سازمان حفاظت از محیط زیست، هواشناسی، مدیریت و برنامهریزی، شرکتهای آب، زمینشناسی، استانداری و بسیاری دستگاههای دیگر باید یک کارگروه تشکیل بدهند و برنامههای سازگاری با اقلیم را بررسی کرده و تصمیمات خوب را لحاظ کنند.
اما چون «برنامه جامع آب» نداریم، در تصمیمگیریها دچار مشکلاتی میشویم. باید برنامه جامع آب تدوین شود و در برنامهها و اجراها و یارانههای آب بازنگری شود. آب مسأله فرابخشی است و حاکمیت و مردم باید آن را مدیریت کنند.
از زمانی که قانون آب در کشور تدوین شده قانونگذار به دنبال برنامهای برای مدیریت آب بوده است. در زمان ارباب رعیتی، زمین و آب مدیریت میشده و توزیع عادلانه آب وجود داشته است.
در سال 84 که مجلس ششم حقالنظاره آب کشاورزی را برداشت، هر چند که مبلغ بسیار کمی بود که کشاورزان بابت آب مصرفی پرداخت میکردند، اما ضربه دیگری بود که به آب وارد شد.
وقتی کشاورزان آب بهای مصرفی خود را پرداخت میکردند تا حدودی قدر آن را میدانستند اما وقتی صفر شد یعنی آب هم بیارزش است.
از کشت فراسرزمینی حمایت نمیشود
■ اقبالی
اول اینکه باید در کل کشور آمایش سرزمین صورت بگیرد. جایی که خاک سبک است باید گونههایی با درخت بیشتر و در خاکهای سنگین باید سیبزمینی و... کشت شود.
تغییر الگوی کشت مهمترین مسأله در تعادل بخشی در مصرف آب برای بالا آمدن ذخایر زیرزمینی است.
نمیتوان از ابتدا به کشاورز بگویند کشت نکن، بلکه باید شرایط را فراهم کنند که کشاورزان را ترغیب به واردات مجازی آب کنند.
کشت فرامنطقهای موضوعی است که بسیاری از کشورها برای حفظ منابع آبی خود به آن روی آوردهاند.
در استان همدان هم باید به آن پرداخته شود. به عنوان مثال، علاوه بر اینکه وضعیت کشاورزی در ایران برای کشت فرا سرزمینی تأمین نشده، رایزنیهای لازم هم صورت نگرفته است. من و بسیاری از کشاورزان توانایی انجام کشت فرا سرزمینی را داریم.
من قول میدهم تمام محصولاتی که در کشور دیگری کشت میکنم را به ایران منتقل کنم اما ابتدا باید زمین مورد نظر را در اختیارم بگذارند.
کسی به حرف ما گوش نمیدهد
■ بانژاد
یک مسأله بسیار مهمی که وجود دارد این است که من به عنوان متخصص میتوانم راهکار بدهم، اما قدرت اجرایی ندارم. کارشناسان راهکارهای زیادی برای حل معضلات آب دادهاند، راهکار هم وجود دارد اما کسی به این حرفها گوش نمیدهد.
مسأله آب عادی شده و ما فقط سر خودمان را گرم میکنیم.
حتی کارشناسانی که پستهای مدیریتی دارند هم باید در چارچوب شرکت خود کار کنند. ما چه راهکاری بدهیم وقتی دستمان در اجرا بسته است؟ به همین دلیل حرف من این است که ابتدا باید همه قبول کنیم «آب نداریم»؛ این نخستین قدم است.
اگر این موضوع را بپذیریم به دنبال شرایط مناسب میرویم. ایران از قدیم هم پر آب نبوده اما چون آن زمان صنایع و تکنولوژی وجود نداشته متوجه آن نشدهایم و این ذهنیت برای مردم ما به وجود آمده که زیر زمین دریا است. مدرن کردن آبیاری هم کارساز نیست چون ماهیت کشاورزی مصرف آب بالا دارد و مخصوصاً به خاطر تبخیر و تعرق، مصرف بالاتر هم میرود. پس این روش هم در صرفهجویی مؤثر نیست. عمده مدیران هم میخواهند صندلی خود را حفظ کنند اما باید با دیدگاه مناسب کردن شرایط پیش برویم.
|