|
سایه سنگین خاموشی بر معیشت و اعتماد عمومی مردم، امروز به یک مسأله جدی، اصلی و امنیتی مبدل شده است و اغلب مسئولان و ناظران بر مدار بیتوجهی و ناکارآمدی هستند!
امروز وزارت نیرو باید به ملت ایران پاسخ دهد که در پایان ۳سال مدیریت غیرتخصصی خود بر صنعت برق کشور، دستاورد واقعیاش چه بوده است؟!
امروز فرسودگی شبکه برق، سوءمدیریت، انحصارگرایی وزارت نیرو در خرید و توزیع برق، تبدیلشدن برق به یک کالای امنیتی و از صرفه افتادن تولید این کالا برای سرمایهگذاران نتیجهاش تحمیل خاموشی با نام جعلی مدیریت مصرف است!
با قطعی مکرر و همهساله برق صنایع، تولید کشور، ارزش افزوده، صادرات و تأمین خوراک برای حلقههای پاییندست در خطر قرارمیگیرد!
برق کارخانهها را میگیرند و خانهها را روشن نگه میدارند و در صورتی که بهصورت پنهان، اهل خانه را با خاموشی کارخانه متحمل تورم و بیکاری میکنند.
هزینه تحمیل خاموشی به صنعت تحت هر عنوانی که باشد بین ۱۰ تا ۱۵دلار خسارت برای هرکیلووات ساعت ایجاد میکند و این در صورتی است که هزینه تولید برق حداکثر ۱۰سنت (حتی با شبکه پرتلفات و کم راندمان فرسوده کشور ما) برای هرکیلووات ساعت انرژی است. واقعاً در این شرایط تحریمی صنایع و تولیدکنندگان توان راستکردن کمر خود را پس از تحمیل این خسارات و خاموشیهای مکرر و همهساله ندارند.
واقعا چرا وزارت نیرو با مردم و نهادهای نظارتی و امنیتی بالادستی رو راست نیست؟
چرا عدد واقعی نیاز مصرف را پنهان میکند؟
ناترازی واقعی تولید و مصرف توان برق بیش از اعداد اعلامی وزارت نیرو است؟!
تقریباً تمام ظرفیت نیروگاهی وارد شده طی چند سال اخیر مربوط به پروژههای در دست احداث دولت قبل و یا نیروگاههای خودتأمین خود صنایع بوده است که البته آن دولت نیز کوتاهی بسیار داشته است.
اتکای تولید برق به سوختهای فسیلی باعث شده تا کشور علاوه بر محدودیت توان تولیدی و خاموشی تابستانی در زمستان هم با خاموشی تحمیلی ناشی از سوخت و انرژی مواجه شود؛ خوب صنایع کی باید کار کنند؟ و چطور تعهدات تولید خود را اجرا کنند؟
این مضاف بر کمفروشی برق توسط وزارت نیرو تحت شرایطی چون افت ولتاژ یا فرکانس است، که هزینههای گزافی بخاطر آسیب به تجهیزات برقی به مردم و در این شرایط معیشتی و اقتصادی تحمیل میکند.
خلاصه اینکه بخشی از تولید غیرنفتی توسط وزارت نیرو سرکوب شده است و اصلاح نظام تعرفهگذاری یا توسعه زیرساختهای انرژیهای تجدیدپذیر، ارتقاء واحدهای فرسوده و گازی و بخار به سیکل ترکیبی و صادرات برق به حاشیه رفته است.
سو مدیریت جدی و روابط باندی در وزارت نیرو، عدم پرداخت بدهی نیروگاهها و عدم سرمایهگذاری وزارت نیرو در بخش نیروگاهی و عدم توجه به توسعه زیرساختها از عمدهترین دلایل خاموشیهای گسترده در کشور است.
بهویژه اینکه نیروگاههای مقیاسکوچک و تولید پراکنده با DG بارها از وزارت نیرو شکایت داشتهاند که مطالبات انباشته و نرخ پایین خرید برق آنها را به ورشکستگی کشانده و سرمایهگذاران بخش نیروگاهی را در تأمین و واردت قطعات یدکی و اورهال مکانیکال و الکتریکال دچار چالش کرده است و با توجه به نوسانات ارزی و نسبت به سرمایهگذاری نرخ 5ساله دوم از ۳سنت به یک سنت و از ۱۲ماه سال به تولید پاره وقت میرسد و با چنین شرایطی، اطاله پرداخت مطالبات طی زمان طولانی و گاهی چندسالانه زمان پرداخت، سرمایهگذار بخش نیروگاهی را نابود کرده است. در یک نمونه انجمن تولید کنندگان CHP ایران در سال گذشته به وزارت نیرو هشدار خاموشی بیش از ۲۰۰نیروگاه خصوصی کشور را داده بودند!
نرخ دستوری و غیرکارشناسی خرید برق و آن هم در ۶ماه از سال پس از دوره تضمینی و ابلاغ با تأخیر هرساله باعث ورشکستگی و عدم وجود ظرفیت قابل اتکا شده است.
با وجود چنین شرایطی نه تنها نمیتوان انتطار ورود سرمایهگذاران جدید را داشت که بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاران نیروگاهی موجود در حال خروج از این بخش حیاتی صنعت و اقتصاد کشور است.
جالب اینجاست که مسئولان مربوطه طوری موضعگیری میکنند گویی ناترازی برق بلای آسمانی است که نازل شده و اصلاً دست بشر کوتاه از مدیریت آن بوده است.
نتیجه اینهمه سوءمدیریت غیرمتخصصین، تحمیل خاموشی با جعل عنوان مدیریت مصرف است و رهاورد شوم آن این است که کشور در سال۱۴۰۲، با حدود ۹درصد افت در صادرات (غیر از نفت و برق و خدمات مهندسی) مواجه شده است. در حوزه انرژی تجدیدپذیر نیز وزیر نیرو با وعده احداث ۱۰هزارمگاوات ظرفیت تجدیدپذیر از مجلس یازدهم رأی اعتماد گرفت و اکنون تنها حدود ۲درصد از وعده وی محقق شده است، در واقع ۹۸درصد انحراف در عمل به وعده ناشی از چیست و آیا مردم که به نماینده مجلس و یا رئیس جمهور رأی دادهاند حق ندارند، چرایی این انحراف و تفاوت فاحش را در عمل به وعده مطالبه کنند؟ واقعا دردناک نیست اینکه بگوییم تنها حدود یک درصد از ظرفیت عملی در سبد نیروگاهی کشور شامل انرژی پاک و تجدید پذیر است؟
چرا مردم باید هزینه شبکه ضعیف صنعت برق را بپردازند؟
در بخش ارتقاء ظرفیت واحدهای نیروگاهی موجود، علیرغم ادعاهای مطرح شده متوسط راندمان نیروگاهی در کشور کمتر از ۳۴درصد است و نه ۳۹درصد، این به معنای ۶۶درصد اتلاف منابع سوختی و فسیلی است و این مضاعف بر حدود ۱۸درصد تلفات شبکه انتقال خواهدبود و مسئولان وزارت نیرو بجای توجه به توسعه و زیرساختها تلاش میکنند که هر سال چطور خاموشی را پنهان کنند و از آن دستاوردسازی کنند و هرساله بجای توسعه شبکه و ظرفیت شاهد پیرشدن شبکه و تجهیزات موجود و در عوض توسعه خاموشی هستیم.
مهدی عرب صادق
کارشناس اقتصاد انرژی
|