|
کارآفرینی در حوزههای زیرساختی و صنعتی، بیش از آنکه به ایدههای مقطعی وابسته باشد، حاصل سالها تجربه، شناخت عمیق از نیازهای کشور و ایستادگی در برابر شرایط متغیر اقتصادی است. مسیرهایی که نه با هیجانهای کوتاهمدت، بلکه با تصمیمهای بلندمدت و نگاه توسعهمحور شکل میگیرند.
محمدجواد سفیدآبی از جمله کارآفرینانی است که آغاز فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۵۸ رقم زده و در بیش از ۴ دهه حضور مستمر در حوزه تولید و فرآوری مواد معدنی، نقش مؤثری در توسعه صنعتی کشور ایفا کرده است. حاصل این مسیر طولانی، تأسیس ۸واحد صنعتی و ۵ واحد معدنی در کشور بوده؛ مجموعهای که امروز زمینه اشتغال مستقیم برای حدود ۳۰۰ نفر و اشتغال غیرمستقیم برای بیش از یکهزار نفر را فراهم کرده است.
در این میان، شرکت شیمی معدنی همدان با راهاندازی خط تولید کربنات کلسیم رسوبی، نقطه عطفی در تأمین مواد اولیه مورد نیاز صنایع داخلی ایجاد کرد. این مجموعه بهعنوان نخستین تولیدکننده کربنات کلسیم رسوبی در کشور، توانست وابستگی به واردات این ماده راهبردی را بهطور چشمگیری کاهش دهد و با تولید محصولی با کیفیت بالا و قیمت رقابتی، گامی مؤثر در جهت خودکفایی و تقویت زنجیره تولید داخلی بردارد.
مصاحبه پیشرو، نگاهی تحلیلی به تجربهای است که از دل صنعت، پژوهش و ماندگاری بیرون آمده؛ روایتی از کارآفرینی که بر پایه شناخت نیاز کشور، تکیه بر توان داخلی و باور به توسعه پایدار شکل گرفته است که در ادامه میخوانید:
کارآفرینی از نظر شما امری ذاتی است یا میتواند اکتسابی باشد؟ همچنین نقش خانواده را در این مسیر چگونه ارزیابی میکنید؟
کارآفرینی، همانند بسیاری از پدیدههای اجتماعی، صرفاً به ذاتی یا اکتسابی بودن محدود نمیشود و میتوان آن را ترکیبی از هر دو دانست. در برخی افراد، علاقهها، انگیزهها و روحیه خلاقیت بهصورت فطری وجود دارد و همین ویژگیها میتواند جرقه ورود به مسیر کارآفرینی را ایجاد کند. اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، مسیری است که فرد در ادامه سپری میکند؛ مسیری که میتواند بهطور مستقیم بر میزان موفقیت، سرعت پیشرفت و حجم دستاوردهای او تأثیرگذار باشد.
در این میان، نقش خانواده بسیار قابل توجه است. حمایت خانواده و شرایطی که فرد در آن رشد میکند، میتواند تأثیر بهسزایی در تقویت انگیزهها و عبور از چالشها داشته باشد. در برخی مشاغل و حرفهها نیز شاهد پیشینه خانوادگی هستیم؛ بهگونهای که نسلهای بعدی در همان مسیر فعالیت میکنند و از تجربیات پیشینیان بهره میبرند. با این حال، این موضوع یک الزام نیست. کارآفرین بودن لزوماً به این معنا نیست که فرد باید از خانوادهای با سابقه کارآفرینی برخاسته باشد؛ بلکه بسیاری از افراد بدون هیچگونه پیشزمینه خانوادگی و فقط با تلاش، یادگیری و پشتکار توانستهاند در این مسیر موفق شوند.
از نظر شما آیا یک کارآفرین باید تحصیلات دانشگاهی عالی داشته باشد؟ بهطور کلی تحصیلات چه نقشی در مسیر کارآفرینی ایفا میکند؟
الزاما اینگونه نیست که هر کارآفرینی دارای تحصیلات عالی دانشگاهی باشد. هر فرد میتواند با توجه به شرایط محیطی، اجتماعی و ظرفیتهای موجود در حوزه فعالیت خود نقشآفرینی کند و وارد مسیر کارآفرینی شود. با این حال، این به معنای نادیده گرفتن نقش تحصیلات در موفقیت یا بهبود عملکرد نیست.
در واقع، انگیزه و روحیه کارآفرینی از یک سو و دانش، مهارتهای علمی، فنی و بهرهگیری از تکنولوژی از سوی دیگر، همچون 2بال برای حرکت و پیشرفت هستند که به یکدیگر نیاز دارند. تحصیلات دانشگاهی میتواند بستر مناسبی برای شکلگیری این توانمندیها فراهم کند و به فرد کمک کند تصمیمهای دقیقتر و کارآمدتری بگیرد.
بهطور کلی، بسیاری از ما تجربه حضور در فضاهای دانشگاهی و مسیر تحصیلات عالی را داشتهایم. افرادی که در این مسیر گام برمیدارند، معمولا از مجموعهای از توانمندیها، مهارتهای تحلیلی و نگاه ساختارمند برخوردار میشوند که ممکن است در افرادی که این مسیر را سپری نکردهاند، کمتر دیده شود. این مهارتها به کارآفرینان کمک میکند تا از فرصتها بهترین استفاده را ببرند، در کوتاهترین زمان ممکن به جمعبندی مؤثر برسند و بهرهبرداری بهینهتری از منابع و شرایط موجود داشته باشند؛ موضوعی که بدون تردید در موفقیت کارآفرینی بسیار اثرگذار است.
آیا در میدان کارآفرینی کشور ما، بانوان به همان اندازه مردان امکان موفقیت دارند؟ موانع و ظرفیتها را چگونه ارزیابی میکنید؟
قطعا بانوان نیز از توانمندیهایی برخوردارند که در بسیاری از موارد هیچ تفاوتی با توانمندیهای مردان ندارد و حتی در برخی حوزهها میتوان گفت از مزیتهای ویژهای برخوردار هستند. مسأله اصلی، نه تفاوت در قابلیتها، بلکه چگونگی انتخاب مسیر و استفاده هوشمندانه از ظرفیتهاست. زنان با توجه به شرایط اجتماعی و فردی خود میتوانند حوزههایی را انتخاب کنند که بیشترین همخوانی را با توانمندیها، علایق و شرایط حرفهای آنها دارد و در همان فضا به موفقیتهای قابل توجهی دست پیدا کنند.
در این میان، نقش دانش، فناوری، پژوهش و بهرهگیری از ابزارهای نوین بسیار تعیینکننده است. استفاده هدفمند از دانش روز، تکنولوژیهای نو و ظرفیتهای پژوهشی، نهتنها محدودیتها را کاهش میدهد، بلکه میتواند به یک مزیت رقابتی جدی در مسیر کارآفرینی تبدیل شود؛ موضوعی که برای زنان کارآفرین از اهمیت مضاعفی برخوردار است.
امروز شاهد حضور پررنگ و اثرگذار بانوان در دانشگاهها، مراکز علمی و حوزههای پژوهشی هستیم. این حضور فعال، پشتوانهای ارزشمند برای ورود موفق زنان به عرصه کارآفرینی محسوب میشود، زیرا پژوهش و نگاه علمی میتواند به شکل مستقیم در طراحی مدلهای کسبوکار، کاهش ریسکها و افزایش بهرهوری نقشآفرینی کند. بنابراین، اگر بسترهای حمایتی و فرصتهای برابر فراهم شود، زنان میتوانند در میدان کارآفرینی نهتنها همپای مردان، بلکه در برخی حوزهها پیشرو و جریانساز باشند.
به نظر شما مهمترین مهارتی که جوانان امروز برای ورود به مسیر کارآفرینی باید بیاموزند چیست؟ آیا مهارتهایی مانند فروش، مدیریت مالی و برنامهریزی در اولویت قرار دارند یا عامل مهمتری وجود دارد؟
بیتردید مهارتهایی مانند فروش، مدیریت مالی، برنامهریزی و شناخت بازار، همگی از الزامات جدی مسیر کارآفرینی هستند و نمیتوان اهمیت آنها را نادیده گرفت. اما به اعتقاد من، مهمتر از همه این مهارتها، برخورداری از پشتکار، صبر و حوصله است؛ مؤلفههایی که زیربنای موفقیت در هر فعالیت کارآفرینانه به شمار میآیند.
متأسفانه در سالهای اخیر شاهد این هستیم که برخی از جوانان نه همه با شتابزدگی وارد مسیر کارآفرینی میشوند و انتظار دارند در کوتاهترین زمان ممکن به نتیجه دلخواه برسند. این تعجیل در مسیر، معمولا با ماهیت واقعی کارآفرینی که مبتنی بر تجربه، آزمون و خطا و یادگیری تدریجی است، همخوانی ندارد و حتی میتواند مانعی جدی در رسیدن به هدف اصلی باشد.
در مسیر کارآفرینی، افتوخیز وجود دارد و شاید بهتر باشد به جای واژه «شکست»، از «نرسیدن به نتیجه در یک بازه زمانی مشخص» استفاده کنیم. بهویژه در شرایط اقتصادی فعلی کشور که فشارهای مختلفی بر فضای کسبوکار و معیشت جوانان وارد شده و این موضوع بر کسی پوشیده نیست، صبر و تابآوری اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
جوانان اگر بتوانند با حوصله، نگاه بلندمدت و پشتکار مستمر حرکت کنند، قطعاً در کنار یادگیری مهارتهای تخصصی، به موفقیت دست خواهند یافت. کارآفرینی یک مسیر تدریجی و زمانبر است و ثمره آن برای کسانی نمایان میشود که توان ایستادگی و ادامه دادن را دارند.
شرکت شما در 26مین جشنواره ملی تجلیل از پژوهشگران و فناوران برتر کشور، بهعنوان فناور برگزیده انتخاب شده است. لطفاً در خصوص این عنوان و دستاورد حاصلشده توضیح بفرمایید.
بیتردید این موفقیت حاصل تلاش فردی نیست و نتیجه زحمات و همافزایی مجموعهای از عوامل مختلف است؛ از حمایتها و سیاستگذاریهای مسئولان گرفته تا تلاش مستمر همکاران و متخصصانی که در سالهای متمادی در این مسیر نقشآفرینی کردهاند. آنچه امروز بهعنوان یک دستاورد ملی مطرح میشود، برآیند سالها پشتکار، صبر و کار جمعی است.
اگر واقعبینانه به این مسیر نگاه کنیم، این حرکت یک فرآیند مستمر و بلندمدت بوده که سابقه آن به بیش از 2دهه فعالیت پیوسته بازمیگردد. در عین حال، مجموعه شرکت معدنی ما بر پایه پیشینهای بیش از یکصد سال تجربه در حوزه تولید و فرآوری مواد معدنی شکل گرفته و همین پشتوانه تاریخی، نقش مهمی در دستیابی به این رتبه ایفا کرده است.
شرکت ما با توجه به نیازهای راهبردی کشور و اهمیت تأمین مواد اولیه ارزشمند و تأثیرگذار، وارد عرصه تولید مواد شیمیایی و توسعه فناوریهای مبتنی بر روشهای نوین شیمیایی شده است. تمرکز بر بومیسازی دانش فنی، پاسخ به نیازهای داخلی و حرکت در مسیر فناوریمحور، از جمله عواملی بوده که زمینهساز این انتخاب شده است.
قطعاً این موفقیت حاصل فعالیت کوتاهمدت یا یک یا دو سال تلاش مقطعی نیست. تجربه نشان داده است که استمرار، برنامهریزی بلندمدت و پایبندی به هدف، نقش تعیینکنندهای در رسیدن به مقصود دارد و این عنوان نیز نتیجه همین نگاه پایدار و آیندهمحور است.
به نظر شما تفاوت کارآفرینی در ایران با سایر کشورها در چیست؟ و چه عاملی باعث شد با وجود همه محدودیتها، فعالیت خود را در داخل کشور ادامه دهید و مسیر مهاجرت را انتخاب نکنید؟
شاید مقایسه مستقیم کارآفرینی در ایران با کشورهای دیگر، قیاس کاملاً دقیقی نباشد؛ زیرا هر کشور شرایط، زیرساختها و الزامات خاص خود را دارد. با این حال، واقعیت این است که کارآفرینی در ایران، بهویژه در سالهای اخیر، تحت تأثیر شرایط تحریم و محدودیتهای بینالمللی قرار داشته است. کارآفرینان داخلی، بهخصوص جوانان، در فضایی فعالیت میکنند که امکان بهرهمندی آسان از حمایتهای خارجی، انتقال فناوری و دسترسی به برخی تکنولوژیهای روز دنیا با محدودیتهای جدی مواجه است؛ موضوعی که بر کسی پوشیده نیست.
در چنین شرایطی، کارآفرینی در ایران بیش از آنکه مبتنی بر الگوهای آماده باشد، بر خلاقیت، اتکا به توان داخلی و بومیسازی استوار شده است. بسیاری از مسائل و چالشها با استفاده از امکانات موجود در داخل کشور و با تکیه بر دانش بومی حل میشود.
در خصوص ماندن و ادامه فعالیت در ایران نیز باید بگویم که ایران، کشور ماست. هر آنچه امروز در اختیار داریم، حاصل ظرفیتها، منابع و فرصتهایی است که این سرزمین در اختیار ما قرار داده است. طبیعی است که وقتی برداشت میکنیم، باید در همین خاک بکاریم؛ برای مردم خودمان، برای اهداف داخلی و برای آینده کشور. انگیزه اصلی من برای ماندن، همین احساس تعلق بوده است.
بیتردید، افرادی که در داخل کشور میمانند و با وجود همه فشارها و محدودیتها به فعالیت خود ادامه میدهند، با نوعی ایثار و ازخودگذشتگی مسیر را پیش میبرند. حتی کوچکترین حرکت اقتصادی، تولیدی یا فناورانه در داخل کشور، میتواند در بهبود شرایط، ایجاد اشتغال و تقویت امید اجتماعی اثرگذار باشد. باور دارم که ماندن و ساختن، هرچند دشوار، ارزشمندتر و ماندگارتر از ترک میدان است.
در پایان اگر نکته یا توصیهای خطاب به جوانان دارید، بفرمایید؟
مهمترین توصیه من به جوانان این است که پیش از هر چیز، برای خودشان هدفی روشن و مشخص تعریف کنند و با انگیزه در مسیر رسیدن به آن حرکت کنند.
کارآفرینی و موفقیت، راهی یکشبه و کوتاه نیست و عجله در مسیر معمولاً نتیجه مطلوبی به همراه ندارد. صبر، حوصله و پایداری، لازمه عبور از فراز و نشیبهای این راه است.
اگر جوانان با برنامهریزی، پشتکار و توکل به خداوند متعال قدم بردارند، قطعاً میتوانند بر دشواریها غلبه کنند و به اهدافی که برای خود ترسیم کردهاند دست یابند. ایمان، تلاش مستمر و نگاه بلندمدت، ۳ رکن اصلی موفقیت در هر مسیر سازندهای است.
|