|
۱- مشهور است در ایران دو دسته سخت مشغول کار هستند. دستهای که میخواهد و سخت تلاش دارد تا کاری کند و چرخ زندگی مردم و چرخ مملکت را بچرخاند و دستهای که چوبی در دست گرفته و با این ادعا که بهتر میتواند عمل کند، آن چوب را لای چرخ حرکتی گروه نخست میگذارد تا کاری پیش نرود.
در واقع، آنچه هم اتفاق میافتد جز این نیست و تلاش این دو گروه، مبنای تمامی چالشها در جامعه است.
۲- دولتها در اوج قدرت، اعلام میکنند که نگذاشتند کار کنیم! این اعلام هم از سوی دولت با گرایش راست و هم از سوی دولت با گرایش چپ در ایران انجام شده است.
این اعلام، هرچند نگاههایی را متوجه افرادی جدای از این دو جناح در کشور کرده است اما در حقیقت ریشه در رقابت این دو گروه دارد که یا باید کار توسط آنها انجام شود یا اجازه انجام کار توسط رقیب را به هیچعنوان نخواهند داد.
۳- دولت اعتدالی هم اگرچه با ائتلاف علاقه مندان به ماندگاری در قدرت از چپ و راست شکل گرفت اما در عمل این دولت هم با مانع و چوب لای چرخ مواجه شد.
البته این بار، نداشتن گفتمان مشخص از سوی دولت دلیلی شد که این موانع و چوبها در مواقعی از درون دولت و توسط کسانیکه براساس منطق، نباید علیه دولت موضعی داشته باشند، ایجاد شود!
۴- در عمل، کار کردن سخت است و در مقابل، خراب کردن کار بسیار سادهای است. به همین دلیل است که گفتهاند، ساختن و کار کردن هنر است و در تخریب و مانع ایجاد کردن، هنری نیست.
اما بهرغم این تاکیدات سختی کار کردن دلیلی شده تا میل به ایجاد مانع و تخریب، بیشتر باشد و کسی که میخواهد کار کند با جماعت ناهمراه بسیاری مواجه شود.
۵- آنچه انجام کارهای سخت را آسان و ممکن میکند و دلیلی بر گذر آسان از موانع است، همافزایی، وحدت و اتحاد برای دستیافتن به هدفهای کاری و در رأس آن توسعه است.
با این نگاه اگر در جامعهای، چه آنانکه در قدرت هستند و چه آنانکه از قدرت کنار هستند، برای دست یافتن به توسعه و پیشرفت متحد عمل کنند، همافزایی ایجاد و خواست همگان، محقق خواهد شد.
۶- انتخابات یک فرایند عقلانی برای چرخش قدرت و انتخاب مسئولان است و در ایران این روش پذیرفته شده است.
اما مشکل این است، با آنکه شعار داده میشود، رقابت تنها در انتخابات است و فردای انتخابات، تحکیم دوستیها و وحدت برای کار و خدمت است، در عمل انتخابات به عاملی برای تشدید اختلافات و افتراقات در جامعه تبدیل شده است.
۷- در سطح ملی اختلافات و افتراقات و چوب لای چرخ گذاشتن رقبا در مواقعی به حوزه امنیت ملی وارد و چالشهایی را ایجاد کرده است که ضرورت تغییر رفتار سیاسیون برای تفاهم در رقابت و رفاقت بهموقع را یادآوری میکند.
در سطح استانی هرچند موضوع با امنیت ملی ارتباط نداشته اما منافع منطقهای و شهرستانی را با خطر محقق نشدن، مواجه کرده است.
محرومیت و ضعف توسعهای برخی شهرستانهای استان میتوانست وجود نداشته باشد، اگر همه بزرگان فعلی و پیشین این شهرستانها همافزایی و اتحاد و کمک به مسئول مستقر را جایگزین تخریب، مانعتراشی و چوب لای چرخ کاری مسئول فعلی گذاشتن، میکردند. کاری که اکنون نیز میتوان انجام داد.
|