|
1- تمامی دولتها با هدف خدمت به مردم تشکیل میشوند و این مهم در نظامهای مردمسالار نمود بیشتری دارد.
در نظامهای مردمسالار تمام تصمیمات و اقدامات برای رضایت مردم و کاستن از دغدغههای آنها اتخاذ و انجام میشود و نتیجه آن افزایش مشروعیت و اقتدار دولت و حکومت خواهد بود.
2- تحقق نظام مردمسالاری دینی در ایران، نشان داد که جایگاه مردم در نظام اسلامی جایگاهی بسیار بالا و ارزشمند است و در این نظام نیز این مردم هستند که برای خود تصمیم میگیرند و انتخابات محلی برای تعیین سرنوشت و پیشبرد امور کشور با نظر مردم است.
در نظام مردمسالاری دینی، قوانین دین و شرع به کمک آمدهاند تا امیال انسانی، انحراف در جامعه ایجاد نکند و تصمیماتی خلاف دین و شرع گرفته نشود.
۳- مردمسالاری دینی در ایران در آغاز گام دوم است و این اتفاق از حرکت رو به جلو این نظام حکایت دارد.
مردمسالاری دینی توانسته کارآمدی خود را در عمل به همگان ثابت کند و پویایی و بنبست نداشتن آن ثابت کرده که ضرورت جدایی دین از سیاست برای کارآمدی دولت یک ضرورت نابهجای غربی بوده و همپوشانی دین با سیاست دینی میتواند، دولت و کشوری کارآمد و مقتدر ایجاد کند.
۴- کارآمدی نظام مردمسالاری دینی و ترس از رویکرد مردم خسته از نظامهای تهی از دین در جهان به این نوع نظام، دلیلی بر توطئههای بسیار بدخواهان ملت ایران شده است. توطئههایی که مردم با آگاهی و هوشیاری و حمایت از نظام در هر شرایطی آنها را خنثی کرده و در این راه هزینهها داده و فداکاریها کردهاند.
۵- فشارهای خارجی را مردم تحمل میکنند اما آنچه برای مردم تحمل آن سخت است، فراموش شدن وظیفه و مأموریت اصلی یعنی خدمت به مردم از سوی مدیران است.
انتخابات مجلس یازدهم و مشارکت ۴۵درصدی مردم باید همه را به خستگی مردم از این فراموشی و تزئینی دیدن مردم رسانده باشد تا برای آن فکر و تدبیری داشته باشند.
۶- پس از حوادث سال ۹۸ و در نهایت مشارکت پرمعنی مردم در انتخابات، تصور بر این بود که تمام فکر و ذکر مدیران برای دلجویی از مردم و تغییر شرایط، خدمت بیمنت و صادقانه به مردم باشد.
اما اتفاقاتی در استان رخ داده که نشانگر دریافت نشدن پیام مردم توسط برخی مدیران است. این اتفاقات اولویت دهی به جنگ قدرت، بیاخلاقی و سیاست بازی برای ماندن و فراموش شدن مردم در این گیرودار را حکایت میکنند.
۷- مردم علاقهای به اینکه چه کسی و از چه جناح مدیر باشد، ندارند و تنها بهدنبال عملکرد مدیر هستند و جز خدمت و کار از مدیران انتظار دیگری ندارند و مدیران نیز در شرایط فعلی کشور که تحریمها و کرونا دو میدان مبارزه شدید را برای مردم ایران گشوده و فشار بر زندگی مردم افزایش یافته، تنها باید به خدمت فکر کنند.
علاقه به بازیهای سیاسی، جنگ روانی و تاکتیکهای سیاسی برای رسیدن به اینکه تو نباشی تا من باشم یا... با استقبال مردم مواجه نمیشود و تنها ثابت میکند که مردم فراموش شدهاند که چنین فضایی در استان شکل گرفته است.
همه باید فضای استان را به سمت آرامش و خدمت به مردم پیش ببرند و در این راه به هم زدن آرامش روانی جامعه از سوی مدیران پذیرفتنی نیست.
|