|
این نسلهای دور و بر ما، حتی تکوتوکی که از خیل حوادث و بیماریهای حدود یک قرن اخیر جان سالم به در بردهاند، خیلی کم فراز و نشیبهای جنگ جهانی دوم را به یاد دارند و حکایتهای آبوتابداری برای فرزندان خود نقل نمیکنند الا خاطرات یخی از زمستانهای سرد و پربرفی که تا همین سالهای اواخر دهه ۴۰ شهر و روستاهای کوهستانی و ییلاقی کشورمان را در بر میگرفت و نقل مجلس بسیاری از پدربزرگها و مادربزرگهای شیرین بیان میشد.
در همین سال و زمانهای بود که هر وقت از بابابزرگ میخواستم خاطرهای از روزگار جوانی برایمان نقل کند، به گلهای رنگ و رو رفته و نخنمای اتاق خلوت خودش خیره میشد و سری تکان میداد و پساز اینکه آه پرسوز و گدازی از سینه خستهاش بازدم میکرد، شکوفههای کلامش هم در همان حالت باز میشد و میگفت: ای باباجان یادش بهخیر نبودی، «آن سال ۷۰ یه برفی افتاد، بهحق این پیر به قد این تیر» وقتی هم با هیجان دنباله نقل خود را میگرفت، معنی میکرد که یعنی برف آنقدر سنگین و زیاد بود که ارتفاع آن از زمین تا پشتبام را میگرفت و باقی سختیها و زندگی دشوار مردمان آن زمان که نگو و نپرس!
گذشت و گذشت بشر روزبهروز پیشرفت کرد و امکانات برقی و مکانیکی و راحتی برای مقابله با برف و بارندگیهای سنگین ابداع کرد و بازهم بشر آنقدر پیشرفت کرد که با اشاره انگشت هر مانعی از سر راه آدم برکنار میشود. شاید بههمین دلیل است که طبیعت وقتی دید از عهده انسان قرن ۲۱ برنمیآید و نمیتواند اذیت کند، برفهایش را هم در این سالها و دهههای اخیر کمتر نازل میکند! اما دلیل تغییرات زمین و زمان فقط اینها نبودند زیرا پیشرفت جوامع بشری به دوران شگفتانگیزی انجامید که هر تغییراتی و جهشهای علمی فقط با میل و اراده انسان ممکن است و این زمان هر اتفاق هوا و فضا و اعماق اقیانوسها و حتی مهرهچینیهای سیاسی با اراده و سناریوهای انسانی به واقعیت میپیوندد، تا اینکه این هیولای مرموز و وحشتناک از پس تمام علوم بشری و پیچیدگیهای کائنات رخ نامرئی خود را نمایان ساخت و با قدرت و سرعت مافوق تصور انسان دنیا را در پنجه اختیار خود گرفت و با یک زبان بیزبانی نعره کشید که من کرونا هستم و شما بگویید «ویروس کووید 19»
آری این کرونا آنچنان رعدآسا و بیمحابا بر تمام تصورات انسان قرن ۲۱ هجوم آورد که امروز حتی ما که در تمام دوران ۴۵ ساله خبرنگاری و نویسندگی خویش از همه حوادث و رویدادهای ریز و درشت جهان نوشتیم و گفتیم، امروز هیچ موضوع و یادداشتی جز کرونا به ذهنمان نمیرسد که بازگو کنیم و بنویسیم.
کرونا حتی مجالمان نمیدهد در نخستین یادداشت سال جدید ۱۳۹۹ احساسات بهارانه خود را برای مخاطبان و همشهریان و دوستان عزیز قلمی کنیم. این کرونا مدلهای جدیدی از زندگی و تلاش و مماش در روی کره خاکی برای جهانیان تعریف کرده و با یکسونگری خاص این ویروس کشنده به هر کس دیکته میکند. گویی کرونا قصد آن دارد تا با جبر و عناد دیرینهای با بشریت قانون و قواعد خاص خودش را به جهان تحکیم و تحمیل کند چون در تمام مدت حدود ۴ ماهی که به زمین هجوم آورده است با تمام ملیتها و رنگها و اندیشههای گوناگون با یک زبان و با یک شیوه حکم رانده است. این کرونا آمده است تا دست هر زورگو و خونریزی را از پشت ببندد و به تمسخر بگیرد و بگوید، هرچه تاکنون بافتهاید و یافتهاید جمع کنید و به فرمان من باشید.
|