|
همهگیری جهانی کرونا در سومین مرحله از اوجگیری خود آمارهای نگرانکنندهای روزهای اخیر در کشورمان ترسیم کرده است و بر اساس هشدارهای کارشناسان بهداشت و درمان، ادامه این شرایط میرود تا به یک فاجعه بزرگ بینجامد.
اعلام حدود 3500 نفر مربوط به مبتلایان قطعی بیماران کرونا در یک روز (سیویکم شهریورماه) در ایران رکود وحشتناکی است که در دوران 7 ماهه شیوع ویروس کرونا در کشورمان تاکنون کم سابقه است و این اتفاق در حالی میافتد که مردم نسبت به روزهای آغازین اپیدمی بیماری کرونا قاعدتاً آگاهی کامل از شرایط گسترش و خطرات این ویروس دارند و همچنین شیوههای در امان ماندن از خطر آلودگی به کرونا را هم حتی هموطنان در دور افتادهترین روستاهای کشور میدانند و در واقع انتخاب مرگ و زندگی به دست خودشان است!
یکی دیگر از علتهای لزوم آگاهی و آمادگی مردم در برابر خطر بالقوه کرونا این است که تمام دولتها و جوامع پزشکی جهان به صراحت اعلام کردهاند،آغاز و پایان بیماری مسری و کشنده کرونا مشخص نیست و تا کنون هیچ واکسن و داروی درمان قطعی کرونا به دست نیامده است و به عهده خود مردمان کشورهای دنیاست که با رعایت بهداشت فردی و اجتماعی راههای نفوذ ویروس کرونا را بر خود ببندند!
در واقع طبق نظریههای مکرر پزشکان و کارشناسان اگرچه ویروس کرونا از طریق تنفس و تماس دست و بدن در محیط پخش میشود، ولیکن این ویروس خطرناک قادر به پایداری در هوا نیست و اگر چنین بود در این مدت چند ماهه از آغاز و شیوع بیماری کرونا، تمام مردم دنیا باید تاکنون ازطریق تنفس حتی با پوشش ماسک کرونا گرفته باشند که در اینصورت براساس دادههای آماری بیش از 30 در صد مردم جهان نیز به همین علت تاکنون زنده نمانده بودند! بنابراین تنها علت گسترش و ماندگاری این بلای قرن همانا نفس و دستهای آلوده مردم در محیطهای بسته است، آن هم مردمی که بعد از تمام فجایعی که کرونا بر سر جوامع بشری آورده است هنوز هم در ناباوری به سر میبرند و نمیخواهند قبول کنند که این بیتوجهی و سهلانگاری و ناباوری و لجاجت کورکورانه خود آنان است که اجازه تاخت و تاز و ایجاد گرفتاری به کرونا را میدهد.
نگارنده در این شهر شما یک خبرنگار به اصطلاح پیشکسوت با بیش از چهل سال سابقه فعالیت هستم! عادت و شیوه کار من در تمام این مدت این بوده است که بیشترین عمر کاری خود را در هر شرایطی بیرون از خانه و محل کار بین مردم و کوچه و بازار و اجتماعات مختلف پرسه بزنم و مشاهده کنم و از عام و خاص و کاسب و هنرمند و باغبان و راننده و پیر و جوان و خلاصه غریبه و آشنا بپرسم که چون است حال بوستان!!! باورش سخت است اما یکی از عادتهای مزمن من نیز این است که هر عکس و اشاره و دست نوشته و ورق چاپی را بر در و دیوار و تابلوهای اعلانات جز به جز مرور کنم تا بلکه موضوعی و سوژهای و بهانه برای نوشتن به دست آورم! متأسفانه در کند و کاوهای چنین روزهای کرونایی در همین شهر شما و خودمان به واقعیتهای تلخی رسیدهام که اغلب حتی از شدت تأثر اشکم جاری شده است! به این علت که اعلامیههای تکاندهندهای از خبر مرگ همشهریان عزیز و در مواردی از دوستان و آشنایان دور و نزدیک بر دیوار معابر دور و نزدیک شهر میبینم که خیلی راحت میشود فهمید بر اثر ابتلای به بیماری کرونا جان خود را از دست داده اند! به خدا چهرههای نقاب بر خاک کشیدهای را میبینم که تا همین دو هفته پیش شاد و شنگول و شتابان در جای جای شهر دنبال کار و زندگی خود بودند، ولکین ناباورانه و در چشم بهم زدنی عکسشان بر در و دیوار میچسبد و خبر مرگ غمانگیز آنها قلب آدمی را از جا میکند. این حوادث تلخ و مرگهای ناگهانی و ناباورانه نتیجه قبول نداشتن خطر کرونا و بیتوجهی به شیوهنامههای بهداشتی است که در این سه هفته اخیر و در بحبوحه تعطیلات تابستانی و عزم جزم بسیاری از خانوادهها برای مسافرت در روزهای پیوسته تعطیلی، توسط مسئولان مربوطه به خصوص مدیران وزارت بهداشت و درمان که فراوان برابر دوربینهای تلویزیونی ظاهر میشوند و هشدار میدهند، گفته شد و ما گوش نکردیم.
به راستی مسئول جان قربانیان کرونا چه کسانی هستند و در برابر خدا و وجدان خود چه پاسخی خواهند داشت. بیایید باور کنیم کرونا سوپرمن و غیرسوپرمن از مرد و زن را با یک چشم مینگرد و به هیچ کس هم رحم نمیکند!!! این حقیقت تلخ دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
|