ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 18 مرداد 1405

کد خبر : 121674
 
ابن‌سینا را در غرب بزرگترین منطق‌دان قرون وسطی می‌شناسند
تاریخ خبر : 1400-10-20
     
 
 
     
متن خبر :

 40 مین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره بوعلی‌سینا با همکاری مرکز فرهنگی شهر کتاب و بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی‌سینا در روز چهارشنبه یکم دی ماه برگزار شد. این نشست به سخنرانی دکتر ضیاء موحد، با موضوع «برخی نوآوری‌های منطقی ابن‌سینا» اختصاص داشت. این درس‌گفتار به‌صورت مجازی از اینستاگرام شهر کتاب پخش شد.
ضیاء موحد چنین آغاز کرد: تعداد متون به زبان عربی و فارسی درباره ابن‌سینا زیاد و قطعی‌الانتساب است، زیرا آثاری که درباره ابن‌سینا در دسترس است نمی‌تواند برای غیر از ابن‌سینا باشد به دلیل اینکه مفصل است و بعید است که کس دیگری این حرف‌ها را گفته باشد.
نه قبل از ابن‌سینا از زمان ارسطو تا امروز نیز حرف‌هایی که ابن‌سینا می‌زند سابقه در تاریخ داشته و باید به این نکته اشاره کرد که همین اواخر نیز موارد تازه‌ای درباره ابن‌سینا کشف شده است. زمانی که بنا شد گروه‌های فلسفی دوره دکتری هم برگزار کنند نامه‌ای از مرحوم دکتر احمد احمدی رسید که برای کنکور دانشگاه تربیت مدرس پرسش‌هایی طرح کنم من آن زمان خوشبین نبودم چون نه مدرس و نه طرح درسی داشتیم، بنابراین باید همه کارها را خودمان انجام می‌دادیم. در دوره تشکیل چند دانشجو هم پذیرفته شد که همگی دکتری گرفتند و مدرس هستند. من برای اینکه این دوره به سرنوشت برخی دوره‌ها گرفتار نشود و در دوره دکتری همان حرف‌هایی که در دوره کارشناسی ارشد می‌زنند در دوره دکتری تدریس می‌کنند تصمیم گرفتم روی موضوع تازه‌ای فکر کنم که چرا منطق‌الموجهات را انتخاب و تدریس کردم.

 چرا منطق‌الموجهات کتاب مهمی در منطق است؟
گروه فلسفی یونیورسیتی کالج هم دوره منطق‌الموجهات داشت و هم این دوره دانشجویانی جذب کرده بود، اما از قبل می‌دانستم که در نتیجه کارهای تازه کارنپ نهضت تازه‌ای در این منطق پا گرفته و نیمه دوم قرن بیستم که درواقع این دوره مناسب‌ترین تکلمه بود برای منطق جدید موجهات. منطق موجهات مبنای بسیاری از منطق‌های دیگر است مثل منطق زمان، منطق تکلیف، منطق معرفتی، منطق اثبات‌پذیری و باز هم شعبه‌های دیگری هست یعنی همان نقشی که منطق موجهات دارد.  منطق جمله‌ها برای منطق رسمیت دارد.
برخی‌ها معتقدند که منطق رسمی یک زاییده‌ای است از منطق موجهات و برخی‌ها معتقدند که اصل منطق موجهات است و منطق رسمی فرع می‌شود و می‌گویند منطق موجهات جدید مادر بسیاری از منطق‌هاست و کسانی که بخواهند پس از منطق رسمی منطقی را یاد بگیرند توصیه این است که سراغ منطق موجهات بروند.

 کتاب‌العباره ابن‌سینا هزار سال قبل آمده است
2 مفهوم De dicto و de re و قضیه‌هایی موسوم به ژان بوریدان، فیلسوف فرانسوی قرن چهاردهم و منطق‌دان آمریکایی معاصر روت بارکن مارکوس در مرکز مباحث دلالت شناختی و فلسفی منطق وجهی هستند و اگر این مباحث از آن حذف شوند جذبه و اهمیت منطق وجهی هم از دست می‌رود. به قول خود کارنپ اگر اینها را از منطق موجهات بگیریم چیزی برای گفتن نداریم. در سال ۱۳۷۱نخستین دوره تدریس منطق موجهات را در دپارتمان فلسفه دانشگاه تربیت‌مدرس آغاز کردم و این نخستین دوره‌ای بود که به ۳۰ و ۴۰ سال قبل برمی‌گردد.
یکی از کارهایی که در تدریس منطق داشتم این بود که به کتاب‌های منطقی خودمان نیز رجوع می‌کردم و در این سرزدن به متون خودمان نیز متوجه شدم مباحثی که ذکر آن رفت همه در کتاب‌العباره ابن‌سینا بالغ بر هزار سال قبل آمده است.
اگر من به زبان منطق موجهات جدید مجهز نبودم نمی‌توانستم مفاهیم را دریابم و بلافاصله متوجه شدم که قضای بوریدان و بارکن ابن‌سینا هزار سال قبل در 2 پاراگراف با نام کتاب ‌العباره آمده است.
با توجه به این اشراف متوجه شدم که این همان قضایایی است که به اسم دیگران معروف شده است و هیچ سابقه‌ای در غرب بنا به شواهد وجود ندارد.
این ‌که ابن‌سینا چگونه به این مفاهیم پی برد این است هر فرد ممکن است کاتب باشد و یا به بیان ابن‌سینا «کل انسان یمکن ان یکون کاتب» هر فرد ممکن است کاتب باشد و جمله ممکن است هر فردی کاتب باشد «یمکن ان یکون کل انسان کاتب».
برای یک منطق‌دان قدیم که فکر می‌کردند این مباحث متکلفی است برای خود آنها نیز یک معنی بیشتر نداشت و بحث کردن درباره آن فکر می‌کردند که کار زایدی باشد.
هر فرد ممکن است کاتب باشد یا ممکن است هر فردی کاتب باشد آیا فرقی دارد یا خیر؟ یک نفر باید نسبت به زبان و ابهاماتی که زبان دارد مسلط باشد تا بفهمد که این دو از بیخ و بنیاد با هم فرق دارند و این همان جمله‌ای است که بر اساس آن قضیه بوریدان شکل می‌گیرد. در اولی هر فرد اول آمده و این ممکن بودن دوم آمده است. در بعدی ممکن بودن اول آمده و هر فرد دوم آمده است. این دو چه فرقی با هم می‌کنند؟
اولی که هر فرد ممکن است کاتب باشد به این معناست که هر فردی ممکن است برنده شود و این امری صادق است. ولی دومی که ممکن است هر فردی کاتب باشد در حالت کلی کاذب است و ابن‌سینا متوجه شده که این کاذب است، اما نه به دلیل منطق و مثال‌هایی آورده است که خیلی ساده نیست. ممکن است در یک مسابقه بلیت بخت‌آزمایی برای تشویق هم شده به همه جایزه بدهند و این محال عقلی نیست، اما اولی شرایطی که برایش گذاشته‌اند محال عقلی است. یکی از اینها مستلزم دیگری است، اما دیگری مستلزم آن نیست. دومی مستلزم اولی است و اولی مستلزم دومی است. این که به شکل شرطی بیان می‌شود قضیه بوریدان می‌گویند.

 زبان منطق موجهات با ابن‌سینا شناخته شد
ابن‌سینا با توجه به این قضیه، به جای این‌که هر جا «امکان» دارد، «ضرورت» بگذارد آن را قضیه بارکن نامیدند، اما کشف اینها برای ابن‌سینا بود. خوشبختانه در همین زمان من در آکسفورد برای فرصت مطالعاتی بودم و با ویلیامسون مشغول کار کردن روی متنی از ابن‌سینا بودیم و وقتی این مسأله را کشف کردم و به ویلیامسون گفتم خیلی خوشحال شد، زیرا می‌دید کارش پشتوانه یک آدم مهمی مثل ابن‌سینا است و این را تأیید برای کارهای خودش می‌دانست و در اهمیت این 2 قضیه کتاب نوشته است. این‌که چگونه ابن‌سینا این کشف‌ها را کرده است به گمانم محصول دقت او در زبان است.
 زبان منطق موجهات شناخته شده نبوده است یعنی زبان عربی اصولاً زبان فلسفه و منطق از اول نبوده است و یا ما اطلاعی از آن نداریم.
بنابراین ابن‌سینا حس می‌کرده که این زبان نوعی ابهام داشته است و به 2 تفسیر راه می‌دهد و روی آن آغاز به صحبت کردن کرده است و سنگ‌بنای صحبت درباره این 2مفهوم و قضایا شده و در تمام کتاب‌هایی که تا قرن هفتم منطق‌دانان نوشته‌اند دنباله حرف‌های ابن‌سینا را گرفته‌اند با همان مثال‌ها و ورود و خروج از مسأله و همه مژده دادند که بدانید ما روی این زمینه خیلی حرف‌های عالی داریم و این حرف ابن‌سینا را عیناً کسانی آمدند تکرار کردند، اما نگفتند از چه کسی اما خود ابن‌سینا آن زمانی که ما کتاب‌الاقیاس را به عنوان متن و خارج از مؤسسه می‌خواندیم بارها و بارها دیدیم که ابن‌سینا به این 2 مفهوم اشاره کرده و برای آن اصطلاحی آورده است. وجه حمل و وجه صور که بعدها می‌گویند وجه شی و وجه جمله.
این یکی از دلایلی است که ابن‌سینا توانسته به این مسأله پی ببرد. کتاب‌ العباره مورد توجه منطق‌دان‌ها بوده که در زمان ما کار می‌کردند. وقتی این خبر را شنیدند گفته بود که من کتاب‌العباره را از حفظ هستم و چنین چیزی درون آن نیست.
برای آنها این متن سنگین بود، زیرا کتابی که سال‌ها روی آن کار کردند اگر مطلبی در آن باشد که در مرکز مباحث منطق موجهات است و آنها توجه نکردند چرا باید برای آنها سنگین باشد من پاسخی برایش ندارم.
اما مهم این است که عکس‌العمل همه این بوده و یا چند تن از منطق‌دان‌ها 2 تن از مهمترین آنها که جاحظ و ویلیامسون بارها به این مسأله اشاره کردند و چون غنی هستند با یک کشف مسائل تمام نمی‌شود و به راحتی حاضرند تأیید کنند که این کاری که از سوی شرقی‌ها انجام شده ما متوجه نبودیم.
جالب این است که من به ویلیام پیشنهاد دادم که این فرمولی که بارکن نامیده شده ابن‌سینا را نیز عنوان کنید شما که علامت اختصاری برای آن آوردید نام ابن‌سینا را هم بیاورید و در کتابی نام ابن‌سینا را آورده و گفته چنین موضوعی هست. از کجا که در غرب منطق‌دانانی داشته باشیم که اینها را کشف کرده باشند و ما اطلاعی نداشته باشیم.

 ابن‌سینا قضایای هندسه را در چارچوب منطق ارسطویی ثابت کرد
ابن‌سینا پاراگراف جالبی دارد که من تمام قضایای هندسه را در چارچوب منطق ارسطویی ثابت کردم و برای هر کدام در ورقه‌ای نام آن را ظهور گذاشتم و شاید صورت برهان برای ما باشد و جاحظ می‌گوید یادمان باشد حرفی که ابن‌سینا و لایب نیتس و ارسطو می‌زنند اینها آدم‌های کمی نیستند و اگر ابن‌سینا چنین ادعایی کرده باید این ادعا را جدی گرفت و سعی کرد که این ادعا از چه راهی رفته و توانسته با روش اصل موضوعی این قضیه را کشف کند.
مسأله دیگری که ابن‌سینا به آن اشاره کرده و کس دیگری به آن نپرداخته است قاعده‌ای به اسم افتراض است برای استدلال با صورهای وجودی. ابن‌سینا این را برای حذف کلی به کار برده است.
اگر این قاعده را که ذکر کرده افتراض بنامیم با قواعد دیگر نشان می‌دهد که منطق موجهات ابزار و زبان ابزار منطق موجهات را داشته تا برخی مسائل را حل و فصل کند.
نکته‌ای که جالب است بدانید برخلاف اینکه امروز نه در حوزه و نه در دانشگاه این مسائل جدی گرفته نمی‌شود تعداد نوشته‌های ابن‌سینا در متن است که این مسأله حیرت‌انگیز است.
ابن‌سینا ۳۰ اثر دارد که 4 تا کتاب و بقیه رساله است و یا کتاب‌های مختصرتر و یکی از آنها کتاب المختصر الاوسط است که این کتاب تا زمان نهاذا چاپ نشده بود و این شاید پس از منطق شفا یکی از بهترین تقریرهای ابن‌سینا در خط ارسطو است.
 این کتاب چاپ نشده بود تا اخیراً که یوسف ثانی (عضو مؤسسه حکمت و فلسفه) به چاپ رسیده و با تصحیح و تعلیقاتی که به آن افزوده شده است، کتاب پرحجمی از کار دربیاید.

 کتاب‌ المختصرالاوسط و رساله‌های منطقی ابن‌سینا
ابن‌سینا از این سفر به آن سفر و از این شهر به شهری دیگر می‌رفته و تحت تعقیب بوده و زندگی بی سر و سامانی داشته است و هرجا می‌رفته یکی از دولتمردان متوجه می‌شده و از او خواهش می‌کرده که چیزی برایش بنویسد و ابن‌سینا رساله‌های منطقی می‌نوشته است. در جایی کسی ۲۰ پرسش از ابن‌سینا پرسید، ما شب‌نشینی کردیم و ابن‌سینا شب را نخوابید و تا صبح به وقت نماز پاسخ پرسش‌ها را نوشت و کتاب‌ المختصرالاوسط باید همان باشد. ابن‌سینا در هر جایی که می‌رفته از او تقاضای چیزی می‌کردند و پرسش‌هایی مطرح می‌کردند که اغلب منطقی است و برای او منطق اهمیتی دارد که امروز ما می‌فهمیم، ولی در ایران هنوز شناخته نشده است و فکر می‌کنند همان استنتاجات است، البته که همان است، اما قضیه بالاتر از اینهاست.
نوآوری دیگر ابن‌سینا سنت کتاب‌نویسی است.
تا زمان ابن‌سینا بیشتر اغلب مشغول کارهای تصحیح و تعلیق‌نویسی و توضیح بودند و آخرها شاگردش جوزجانی به ابن‌سینا می‌گوید که تعلیقه‌ای بر ارسطو بنویس او می‌گوید من حوصله تعلیق نوشتن ندارم، اما حاضرم تألیف کنم و مدت ۱۰سال طول می‌کشد تا قسمت‌های مختلف شفا را تألیف کند و در دسترس علاقه‌مندان قرار دهد. از آن به بعد در ایران سنت تصحیح و تعلیقه و... منسوخ شد و آغاز به نوشتن کتاب کردند و اوج آن قرن هفتم و با کتاب مطالع‌الانوار است که اخیراً چاپ‌های مختلفی از آن شده است.
سنت تصحیح و تعلیق نوشتن ابن‌سینا حُسن و عیب داشت. حسن این بود که راه برای اجتهاد و تألیف کتاب منطقی باز شد و عیبش این بود که رابطه با اصل قضیه و منطق یونان قطع شد و با داشتن آثار ابن‌سینا ما همان آثار ابن‌سینا را تعلیقه می‌نویسیم و این مسأله بسیار مهم است.
آخرین نکته این است که ارسطو را معلم اول می‌گویند و دلیل معلم اول بودن ارسطو را به خاطر این می‌گویند که منطق را تدوین کرد. فارابی را هم می‌گویند معلم دوم و اهمیتی که منطق داشته از همین مسائل ریزکاره‌هایی است که مطرح می‌شود.
مطالب درباره مسائل دیگر ابن‌سینا زیاد است و از جمله کاری که خودش گفته ارسطو حرفی باقی نگذاشته است و من کاری را آغاز کردم و نوآوری کردم که دیگران نکردند و اینکه برای قیاس‌های شرطی نظریه دادم.
*تنظیم: آناهید خزیر
مؤسسه فرهنگی شهر کتاب
بنیاد بوعلی‌سینا

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.