|
دولت سیزدهم کمترین تعامل رسانهای را ثبت کرد
بیپرده که سخن بگوییم باید اعتراف کنیم که اطلاعرسانی ضعیف خدمات دولت در دستگاههای مختلف اجرایی و حوزههای متعدد در این 3 سال سبب بیاطلاعی مردم از بسیاری خدمات شد.
به طور معمول دولتها بزرگترین تولیدکننده خبر در کل کشور هستند که نمیتوان خبر را بدون آنها تصور کرد. به عبارتی، بیشترین کنشگری ارتباطی و تولید اطلاعات را دولت دارد و وظیفه ما رسانهها طراحی خبر و رویدادها به شیوههای مختلف از چاپ روزنامه و ویژهنامه گرفته تا انتشار خبر در فضای مجازی و.... است تا با تصویرسازی درست از آن سازمانها به اطلاع رسانی و آگاهسازی مردم بپردازیم.
غرب صنعت هالیوود را برای تصویرسازی قدرت آمریکا و جا انداختن فرهنگ و سبک زندگی آمریکایی راهاندازی کرد. این در حالی است که ما هنوز نتوانستیم یک تصویر درست از فعالیت دولتهای مختلفی که روی کار آمدند و به تبع آن مدیرانی که در استانها به کار گرفته شدند را برای اقدامات انجام شده در ذهن مردم ایجاد کنیم.
کافی است از مردم بپرسید کدام دولت خوب عمل کرده است؟ هر کس به نکتهای اشاره خواهد کرد. اصلاً سندی در دست نیست که دولتها را با آن بسنجند، زیرا که همه چیز به صدا وسیما ختم شده است.
حدود 17سال پیش یعنی سال ۱۳۸۶ رهبر انقلاب در جمع اعضای هیأت دولت به نقد اطلاعرسانی دولت پرداختتند و فرمودند: کار اطلاع رسانی، کار ظریفی است، این طور نیست که یک نفر مقابل دوربین بنشینید و خطاب به مردم بگوید که ما این کار را کردیم، آن کار را کردیم، مردم هم وقتی شنیدند به طور کامل قبول کنند و باور کنند که بله، این کارها شده! درواقع اطلاعرسانی اینگونه نیست. اطلاعرسانی یک کار هنرمندانه است که باید با شیوههای مختلف انجام شود.
دولت سیزدهم در حوزههای مختلف در مدت گذشته همچون سایر دولتها اقداماتی داشته، اما از همان ابتدا ضعف اطلاعرسانی سبب شد بسیاری از مردم از اقدامات این دولت چندان اطلاعاتی نداشته و اثرات این اقدامات برایشان محسوس نباشد که البته رهبر انقلاب نیز در این حوزه بیاناتی قابل تأمل و تفکر داشتند که باید مورد توجه دولتمردان در کشور و استانها وشهرستانها قرار گیرد .
استفاده نکردن از ظرفیت رسانهها در حوزه اطلاعرسانی و محدود نگه داشتن آنها نه تنها مختص دولت سیزدهم، بلکه در دولتهای قبل نیز بوده است.
در دولت قبل در خصوص هر اتفاقی حتی حادثه هلیکوپتر حامل رئیس جمهوری در تبریز، هر کسی از هر دری به مردم خبر میداد و مردم آن چنان دچار سردرگمی بودند که دانستن برایشان مشکل شده بود.
در استان همدان نیز همین برنامه هفته دولت را در نظر بگیریم ویژهنامهای مستند با هزینه گزاف از سوی برخی رسانهها ( که البته امسال نیز محدود به یکی دو رسانه شد) به همین منظور منتشر میشود که از بین تمام ادارات استانی و شهرستانی تنها 50درصد در آن مشارکت دارشتند. چه بسا برخی فرمانداران به عنوان مدیران ارشد شهرستانی در آن جای نداشتند و تمایلی به انتشار گزارش عملکرد نشان ندارند!! این در حالی است که هفته دولت فرصتی برای بیان عملکرد دولت است و راز ماندگاری دولتها همین گزارش عملکردهاست.
حال با توجه به فضای گسترده اطلاعرسانی، سایتها و فضاهای مجازی آیا اتکا به روزنامههای دارای مجوز رسمی و تعامل با آنها نمیتواند بهترین راهکار برای برونرفت از این مشکل باشد؟
شاید بتوان گفت که یکی از ضعفهای سیستم اطلاعرسانی دولت، نداشتن عامل با رسانههاست، حال که دولت جدید با شعار وفاق روی کار آمده است نیاز بر آن است که از همان ابتدا، روی این موضوع کار کند تا دچار ضعف اطلاعرسانی نشود.
پیشنهاد این است که تعاملات و ارتباطات رسانهای دولت باید از 2طریق انجام شود
در سطح استانی که باید شورای اطلاعرسانی و روابط عمومی استانداری با تکتک رسانهها (همسو و غیرهمسو) تعاملات لازم را داشته باشد.
در سطح دستگاههای اجرایی نیز هر اداره یا سازمان باید تعامل رسانهای خاص و مورد نظر خود را با هر یک از رسانهها انجام دهد.
متأسفانه در حال حاضر، نظام اطلاعرسانی، فاقد ویژگی تعامل رسانهای است؛ و آن (شعار)پیوست رسانهای برای هر پروژه که آن هم در بودجه فرهنگی دیده شده، در این استان معنا ندارد.
در چنین وضیعتی، طبیعی است که رسانهها نتوانند آن چنان که باید و شاید در امر اطلاعرسانی به مردم با تمام قدرت عمل کنند.
با توجه به ماهیت رسانه، ملموسسازی امور جاری برای مردم مهمترین کارکرد آن است و اگر امری وجود دارد که برای مردم ملموس نیست، به طور قطع به رفتار و عملکرد اشتباه دولت در حوزه رسانه بازمیگردد که نتوانسته این امر را به صورت مناسبی برای مردم تبیین و تشریح کند. این ارتباط نداشتن میان مردم و حوزه رسانه ریشه در یک سری دلایل دارد.
شاید بتوان گفت که نخستین دلیل، ضعف مقبولیت رسانههای دولتی مورد استفاده توسط دولت است. دلیل دوم، سیاستهای غلط بدنه دولت و وزارت ارشاد در محدودسازی رسانههای به اصطلاح غیرخودی است و دلیل سوم نیز اینکه دولت نتوانسته از کارشناسان حرفهای برای تبیین مسأله به جای استفاده از شعارها و بیانههای احساسی برای مواضع خود استفاده کند.
آنچه در این برهه لازم است این است که با تغییر دولت باید نظام اطلاعرسانی دولت نیز دارای استراتژی و تکنیکهای روشن باشد، در برخی از مواقع و در دولتهای مختلف، اصلاً راهبردها مشخص نبوده است. برای مثال تأکید به پاسخ دادن به ابهامات خبر ادارات در رسانهها و ارزیابی روابط عمومیها صرفاً براساس پاسخگویی رسانهای، گرچه، یک روش درست است، ولی همه ابعاد عملکرد رسانهای دستگاههای اجرایی را در بر نمیگیرد، پرسش اینجاست که چرا به جای تعامل تلاش میشود که برای کاستن از محتواهای منفی، صرفاً به دادن جوابیه بسنده کنیم؟
این حجم از شکایت از رسانهها چرا انجام میشود که جواب این پرسها را هم باید در ضعف اطلاعرسانی و عملکرد مدیرانی دانست که از پرسشهای خبرنگاران برای حفظ میز و صندلی فراری هستند.
حال که دولت اصلاحات روی کار آمده است انتظار میرود که اصلاح سازمان رسانهای دولت نیز به لحاظ ساختار و نوع استراتژیهای اتخاذ شده، در درجه نخست مورد تأکید باشد، زیرا که تا ساختار اطلاعرسانی ادارات تغییر نکند، اثر اقدامات انجام شده، موقتی و سطحی خواهد بود. دولت باید در کنار اصلاح ساختار روابط عمومیها و به کارگیری روابط عمومیهای قوی در بدنه دستگاهها، مدیریت ارتباطاتِ رسانه دولت با سایر رسانهها، حامیان و مردم، را نیز به منظور بهبود شیوه اطلاعرسانی کنونی و نارضایتی مردم از دولت مردان ترمیم کند. علاوه بر این، مدیریت ارتباطات دولت با رسانهها، بدون درک شرایط و ویژگی هر رسانه و قدرت نفوذ آن فایدهای نخواهد داشت؛ زیرا برای برقراری رابطهای اثربخش، لازم است محتوای مناسبی طراحی شود تا در اختیار مخاطب قرار گیرد که برای این مهم هم تیم هر رسانه، تجربه نویسندگان آن و امتیازی که مدیران آن دارند بسیار مهم است.
تقویت روابط عمومی نیز به عنوان یکی از بازوهای اجرایی اصلی نظام اطلاعرسانی دولت، یک امر واجب است، همچنین تقویت بودجهای آنها و تعریف ردیف بودجهای مستقل و اختصاص اعتبار کافی، ایجاد ثبات مدیریتی و تقویت جایگاه آنها در ذیل مدیریت ادارات، سازمان و شرکتها، امری ضروری است.
آقای استاندار، بدون تقویت روابط عمومی، نمیتوان بر ضعف اطلاعرسانی غالب شد.
همین هفته پیش شاهد حضور استاندار جدید در همدان بودیم، به جز اخباری که منتشر شد باید گفت کیفیت اطلاعرسانی این مهم بهجز در چند بخش تحلیلی از یکی دو رسانه، خیلی اثرگذار نبود که البته این مهم را در گفتوگوی مردمی و بیاطلاعی آنها از این اتفاق کسب کردیم.
تمرکز بر یک عده مخاطب در اطلاع رسانی، خطایی استراتژیک است. باید برای همه نخبگان و منتقدان، فارغ از جایگاه خبری و سیاسی آنان، برنامه اطلاعرسانی خاص داشت.
راهکار دیگر مشورت با نهادهای مردم نهاد حوزه رسانه و روابط عمومی است. در طراحی برنامهها برای پوشش ضعفهای اطلاعرسانی باید از همه ظرفیتهای فکری موجود جامعه بهره برد؛ این بهرهگیری نیز باید به دور از نگاه سیاسی و حزبی باشد و باید در عقل عمومی و اختصاصی مردم شریک شد.
متأسفانه ضعف اطلاعرسانی دولت قبل در حالی بود که به گفته خود دولتمردان در عمل در جنگ رسانهای به سر میبریم. حال با تأکید رهبری و نیز مهم بودن موضوع اطلاع رسانی، آنچه در قدم نخست برای استاندار همدان ضروری است توجه به مجموعه ویژگیهای وضعیت کنونی اطلاعرسانی، اصلاح و تقویت نظام اطلاعرسانی دولت در شهرستانها و توجه ویژه به روابط عمومی و شبکه رسانهها (به ویژه غیرهمسو) یک ضرورت برای موفقیت است.
گرچه با حضور استاندار جدید، باید مهلت لازم را به وی داد، اما توقع آن است که وی با تشکیل نوعی ساختار و اتخاذ رویکرد سازمانی ویژه نسبت به عملکرد نظام و حاکمیت، اقدامات سریع و جهادی لازم را برای تقویت اطلاعرسانی به کار برد، به طوری که نه تنها اطلاعرسانی دولت، بلکه اطلاعرسانی حاکمیت تقویت شود.
|