ttttt1405-05-221405-06-01bool(false) 1405-05-221405-06-01bool(false) 1405-05-221405-06-01bool(false) 1405-05-221405-06-01bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 1 شهريور 1405

کد خبر : 122361
 
روایت فوتبال؛ پدران و پسران جهان
تاریخ خبر : 1400-11-30
     
 
 
     
متن خبر :

 رابطه بین پدران و پسران همیشه خاص بوده و در دنیای فوتبال هم شاهد ماجراهای جالبی از این ۲ شخصیت بوده‌ایم؛ پسرانی که زیر سایه پدر ماندند و آنهایی که با کمک خود پدر، از او عبور کردند.
پدران و پسران. این نامی بود که ایوان تورگنیفِ روس برای رمانش برگزید. نامی که تا ابد تیترِ ماجراهای متعددی بین این ۲ شخصیت است. رابطه‌ بین پدرها و پسرها رابطه‌ای است خاص که ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد. پدر، نخستین اسطوره‌ پسر به حساب می‌آید. کسی که قرار نیست هیچ‌وقت شکست بخورد. نیرویی ماورایی که توانایی حل هر مشکلی را دارد. شغل او نخستین شغلی است که پسرها آرزو دارند روزی به آن روی بیاورند.
در طرف مقابل، پدرها هستند. پدرهایی که پسرهایشان قرار است مأموریت نیمه‌تمام آنها را به اتمام برسانند و یا پا جای پای آنها بگذارند. پدرها، سناریوهای زیادی برای پسرهایشان در سر دارند. سناریوهایی که گاه به ثمر می‌نشیند و گاه نه.
قرار است از پدران و پسران فوتبالیست صحبت کنیم. گاهی اوقات سایه سنگین پدران، مانع از درخشش پسران شد و در مواقعی، فرزندها، گوی سبقت را از پدرانشان ربودند و تبدیل به نامی بزرگتر شدند. یوردی نتوانست مانند پدرش یوهان بدرخشد، اما ارلینگ خیلی زود نسبت به پدرش آلف‌اینگ هالند تبدیل به برندی بزرگتر در دنیای فوتبال شد. این بار به جای نویسنده‌ بزرگ روسی، فوتبال راوی پدران و پسران است.

 یوهان و یوردی کرایوف:
یوهان یکی از بزرگترین فوتبالیست‌ها و مربیان جهان بود. با پیراهن آژاکس و بارسلونا به عناوین متعددی دست پیدا کرد و سپس در کسوت مربیگری نیز افتخارات فراوانی را چنگ آورد. به نظر می‌رسید جوردی نیز بتواند مانند پدرش تبدیل به نام بزرگی شود، اما این اتفاق رخ نداد. جوردی نه در درون زمین و نه به عنوان مربی در کنار مستطیل سبز فروغ پدر را نداشت و با وجود اینکه در تیم‌های صاحبنامی، ولو کوتاه بازی کرد، اما انتظارات را برآورده نکرد.

 فرانک لمپارد و فرانک لمپاردِ جونیور:
سر فرانک لمپارد یکی از اسطوره‌های باشگاه وستهم است. قریب به ۲۰ سال برای این تیم بازی کرد و در سمت چپ خط دفاعی مهره‌ای قابل اتکا بود. سپس دوران مربیگری را هم در همین تیم پشت سر گذاشت و در کنار هری ردنپ نسلی طلایی برای چکش‌ها ساخت.
فرانک لمپاردِ پسر اما قرار نبود در وستهم بماند. او از این تیم جدا شد و در چلسی به هر آن چیزی که باید رسید. اسطوره‌ای در قلب شیرهای لندن که برای تیم ملی انگلیس هم خیلی بیشتر از پدرش به میدان رفت. حالا سوپرفرانکی سرمربی شده و انتظار می‌رود در این لباس نیز پدرش را پشت سر بگذارد.


*چزاره، پائولو و دنیلیه مالدینی:
در خانواده مالدینی شما چاره‌ای به جز فوتبالیست شدن ندارید. چزاره، پائولو و حالا دنیله. پدربزرگ و پدر هر ۲ به تیمی جز آث میلان فکر نکردند و حالا پسر هم در همین تیم بازی می‌کند. انتظارات از دنیلیه بسیار بالاست. پدر و پدربزرگش به هر چیزی که لازم بود رسیدند. پائولو محبوبیتی دست نیافتنی نزد فوتبال‌دوستان سرتاسر جهان دارد. باید دید دنیلیه می‌تواند مسیر پدر و پدربزرگش را ادامه دهد یا خیر؛ او کار بسیار سختی دارد.

 انریکو و فدریکو کیه‌زا:
انریکو متعلق به یک تیم خاص نبود. بیش از ۵۰۰ بازی برای تیم‌هایی چون فیورنتینا، پارما، چزنا، لاتزیو، سامپدوریا و... انجام داد. فدریکو در آکادمی فیورنتینا پرورش پیدا کرد. در این باشگاه وظیفه توپ‌جمع‌کنی را هم به عهده داشت. در لباس بنفش‌ها به اهالی فوتبال شناسانده شد و خیلی زود تصمیم گرفت راهی تیم بزرگِ یوونتوس شود. فدریکو نامی بزرگتر از پدرش خواهد بود. او یکی از ارکان آتزوری‌ها برای فتح یورو ۲۰۲۰ بود.

 پیتر و کسپر اشمایکل:
هر ۲ رشک‌برانگیز هستند. پیتر با منچستریونایتد 5قهرمانی لیگ برتر و 3 جام حذفی را به دست آورد و یکی از مهره‌های اصلی فرگوسن در مسیر سه‌گانه فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ بود.
این پیتر توانست قهرمانی باورنکردنی با دانمارک در یورو ۱۹۹۲ را هم جشن بگیرد. کسپر در سال‌های ابتدایی زیر سایه پدر بود و به توفیق آنچنانی نرسید اما ایام، چنین باقی نماند. کسپر با لسترسیتی قهرمانی عجیبی در لیگ برتر را تجربه کرد و سپس با بازوبند کاپیتانی جام حذفی را هم بالای سر برد و با تیم ملی دانمارک تا نیمه‌نهایی یورو پیش رفت. او در جام‌جهانی ۲۰۲۲ می‌تواند دومین جام جهانی‌اش را تجربه کند.

*میگل آنخل و ژابی آلونسو:
پسر مانند پدر فوتبالیست شد، اما مانند پدر به بارسلونا نرفت و راهی تیم رقیب یعنی رئال‌مادرید شد. موفقیت‌های میگل آنخل با سوسیه‌داد و بارسلونا در لیگ اسپانیا محدود شد، اما ژابی در بایرن‌مونیخ و لیورپول به عناوین دیگری هم دست پیدا کرد و عضوی از اسپانیای فوق‌العاده در سال‌هایی بود که اروپا و جهان توسط آنها فتح شد.

 مازینیو، تیاگو و رافینیا:
مازینیو با تیم ملی برزیل قهرمان جهان و کوپا آمریکا شد. پسرهایش ۲ تصمیم مختلف در عرصه ملی اتخاذ کردند. تیاگو به تیم ملی اسپانیا رفت و رافینیا مانند پدر به جمع سلسائویی‌ها پیوست. در عرصه ملی همچنان پدر دست بالا را دارد، اما در لباس باشگاهی تیاگو و رافینیا به مراتب بهتر از پدر بوده‌اند، البته که نباید فراموش کنیم استعداد تیاگو به مراتب از رافینیا بیشتر است.

 دنی و دالی بلیند:
پدر به قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا و جام‌های متعدد داخلی با آژاکس رسید، اما پسر بود که توانست تا لباس منچستریونایتد پیش برود. البته که او در جمع شیاطین سرخ به لیگ برتر و لیگ قهرمانان نرسید، اما جام‌های پایین‌تر را کسب کرد. دنی مربی و سرمربی تیم ملی هلند شد و مدتی پسرش زیرنظر او بازی کرد.

 پاتریک و جاستین کلایورت:
پاتریک آنقدر محشر و فوق‌العاده برای تیم ملی هلند و باشگاه‌های آژاکس و بارسلونا توپ زد که همه تصور داشتند جاستین هم مانند او باشد، اما اینطور نشد؛ حداقل فعلاً اینطور نشده است. جاستین با جثه‌ای کوچکتر پس از آژاکس به رم رفت اما حالا در لوشامپیونه برای نیس بازی می‌کند. بازیکنی که خوب است، اما مانند پدر نمی‌شود.


 ژرژ و تیموتی وه‌آ:
ژرژ، نخستین بازیکن آفریقایی بود که توانست توپ طلا را فتح کند و به عناوین مختلفی دست پیدا کند. یکی از بهترین‌های تاریخ که حالا رئیس‌جمهوری لیبریا است. البته که تیموتی مانند او در آفریقا به دنیا نیامد و متولد آمریکا است. همین مسأله موجب شد تا پسر برای یانکی‌ها توپ بزند. البته تیموتی با وجود استعداد زیادی که داشت فعلاً در ۲۱سالگی به فروغ مدنظر نرسیده و در تیم لیل فرانسه مشغول به بازی است.

 علی و محمد پروین:
علی، شد سلطان. بازیکنی بزرگ که با پیراهن شماره 7 هر جنبنده‌ای را چه در امجدیه و چه در آزادی میخکوب خود می‌کرد. مربی بزرگی که موفقیت‌ها و ناکامی‌هایی داشت، ولی با خلقیات خاصش برای همیشه نامش جاودان ماند. از محمد توقع زیادی می‌رفت. او از کودکی روی نیمکت سرخ‌ها نشسته بود، اما در زمان بازیگری با وجود استعداد شگرفی که داشت نتوانست به نزدیکی‌های پدر هم برسد و خیلی زود با کیلوهای اضافه به تجارت روی آورد و البته در آنجا هم از حمایت پدر، بی‌نیاز نشد.

 ناصر و آتیلا حجازی:
ناصر، محبوب بود. محبوب زندگی کرد و محبوب به آسمان پرواز کرد. دروازه‌بانی که هر تیمی آرزوی داشتنش را داشت. آتیلا، دروازه‌بان نشد، اما دوست داشت مانند پدر فوتبالیست بزرگی شود که نشد. ناصر خیلی تلاش کرد تا آتیلا هم به یک بازیکن بزرگ مبدل شود، اما اتفاقی که برای او رخ نداد برای پسر تکرار نشد.

 احمدرضا و امیر عابدزاده:
پس از محمد و آتیلا تصور می‌شد که امیر نیز نتواند از زیر سایه پدر خارج شود. احمدرضا لقب عقاب را یدک می‌کشید. دروازه‌بانی که فقط دروازه‌بان نبود. او یک برند بود. قوت قلب بود و مایه افتخار و مباهات. بازی‌کننده رل اصلی روزهای فراموش‌نشدنی فوتبال ایران در دهه ۷۰. امیر خوب آغاز نکرد، اما با دوری از پدر توانست به پدر نزدیک شود. حالا امیر شماره یک تیم ملی شده و در فوتبال اروپا به روزهای درخشان‌ فکر می‌کند. چه کسی است که بوسه امیر بر دستان عقاب را ندیده باشد. اگر هم ندیدید سری به میدان ولیعصر بزنید. زیباترین قاب از یک پدر و یک پسر.
یانیس هاجی پسر گئورگی هاجی، جیووانی رینا فرزند کلودیو رینا، مارکوس فرزند لیلیان تورام، جیووانی فرزند دیگو سیمئونه و... بخش دیگری از پسر و پدرهایی هستند که این روزها نامشان بر سر زبان‌ها افتاده است.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.